آسیانیوز ایران؛ سرویس فرهنگی هنری:

دکتر پوریا زرشناس - دبیر ارشد تحریریه آسیانیوز ایران
سینمای پس از جنگ ایران، همواره به «مادران شهدا و مفقودان» توجه داشته است. اما کمتر فیلمی توانسته است «تنهایی» و «انتظار» این مادران را در فضایی «شاعرانه» و «غیرشعاری» به تصویر بکشد. فیلم تلویزیونی «سبز به رنگ زمرد» ساخته سید روحالله حجازی، یکی از تازهترین تلاشها در این زمینه است. داستان فیلم در یک روستای کوهستانی و در زمستان سخت میگذرد. مادری پیر (رابعه مدنی) سالهاست که در انتظار بازگشت پسر مفقودالاثرش (که در جنگ ناپدید شده) نشسته است. او اتاق، وسایل شخصی و حتی مغازه پسرش را در روستا به همان شکل نگه داشته تا روزی که پسرش بازگردد. امسال، اما برف سنگین راه برگزاری «مجلس روضه» سالانه را بسته است... «سبز به رنگ زمرد» (که در ابتدا «فیروزه» نام داشت) یک «فیلم موقعیت» است؛ فیلمی که در یک «فضای محدود» (خانه مادر بر فراز تپه) و در یک «بازه زمانی کوتاه» (چند روز زمستانی) میگذرد. این «تمرکز مکانی-زمانی» (که یادآور تئاترهای تکصحنهای است) به فیلم «وحدت» و «یکپارچگی» میبخشد، اما در عین حال «ریسک» کندی و یکنواختی را نیز به همراه دارد. کارگردان برای جبران این «ریسک»، از «جزئیات زندگی روزمره»، «خاطرات» و «مکالمات» استفاده کرده است تا «جهان درونی» مادر را به تصویر بکشد.
«رابعه مدنی» (که پیش از این در فیلم «بوسیدن روی ماه» (۱۳۹۹) همایون اسعدیان در نقشی مشابه (مادر منتظر) درخشیده بود) در «سبز به رنگ زمرد» نیز بازی «پراحساس» و «شکننده» دارد. مدنی با «نگاههای خیره»، «حرکات آرام» و «سکوتهای پرمعنا»، «تنهایی» و «امید» پیرزن را به خوبی منتقل میکند. سکانسهایی که او وسایل پسرش را مرتب میکند، یا با خودش حرف میزند، از تأثیرگذارترین لحظات فیلم است. در کنار مدنی، «رحمان باقریان»، «علیرضا جعفری» و «مروارید کاشیان» در نقشهای مکمل (احتمالاً مداح، یکی از اهالی روستا، و...) ظاهر شدهاند. «فیلمبرداری امیر موسوی» و «طراحی صحنه» (که توسط خود کارگردان انجام شده) در سطح قابل قبولی قرار دارد. «نماهای وسیع» از روستای پوشیده از برف و «نماهای بسته» از چهره پیرزن، فضایی «سرد» و «دلگیر» خلق کرده است که با «انتظار» و «تنهایی» مادر همخوانی کامل دارد. با این حال، «کندی ریتم» در برخی نقاط (به ویژه در نیمه اول فیلم) ممکن است مخاطب عام را خسته کند. همچنین «شخصیتهای فرعی» (مثل مداح یا اهالی روستا) چندان «عمق» پیدا نمیکنند و بیشتر شبیه «ابزار» هستند تا «انسان». در مجموع، «سبز به رنگ زمرد» یک «فیلم تلویزیونی ارزشمند» است که اگرچه از «درام منسجم» و «شخصیتپردازی عمیق» در سطح فیلمهای سینمایی شاخص فاصله دارد، اما به دلیل «نگاه انسانی» و «فضای شاعرانهاش»، تماشای آن خالی از لطف نیست. این فیلم به «مادران منتظر» و «رنج فراق» ادای دین میکند و یادآوری میکند که «انتظار» گاهی از «خود جنگ» نیز سختتر است.
نقاط قوت
- بازی خوب رابعه مدنی در نقش مادر پیر و منتظر
- فضاسازی بصری موفق (طبیعت برفی، خانه قدیمی، نورپردازی سرد و شاعرانه)
- انتخاب لوکیشن بکر در ارتفاعات بابل
- نگاه انسانی و غیرشعاری به موضوع مادران مفقودان
- موسیقی متن (اگر وجود داشته باشد) هماهنگ با فضای فیلم
نقاط ضعف
- کندی ریتم و طولانی شدن برخی سکانسها
- شخصیتپردازی سطحی نقشهای فرعی (مداح، اهالی روستا)
- ضعف در ایجاد تعلیق و کشش دراماتیک
- پایانبندی قابل پیشبینی و نه چندان غافلگیرکننده
- وابستگی بیش از حد به بازی رابعه مدنی (که وزن فیلم را بر دوش او میاندازد)