پنج شنبه / ۱۱ تیر ۱۴۰۵ / ۰۵:۵۰
کد خبر: 39515
گزارشگر: 548
۱۱
۰
۰
۰
از قاب‌های بکر طبیعت تا موسیقی بی‌ارتباط و بازی‌های ضعیف / تلاشی ناتمام برای روایت یک نوجوان در دل کوهستان

نقد، تحلیل و بررسی فیلم «کارو»

نقد، تحلیل و بررسی فیلم «کارو»
سینمایی «کارو» به کارگردانی احمد مرادپور و نویسندگی فهیمه سلیمانی، محصول سال ۱۳۹۸، یکی از آن آثار پرحاشیه و دیراکران سینمای ایران است که با وجود حضور مریلا زارعی در نقش اول و حمایت سازمان هنری رسانه‌ای اوج، نتوانست مسیر همواری برای دیده شدن پیدا کند. این فیلم که داستان یک کشتی‌گیر نوجوان اهل کرمانشاه (به نام کارو) را روایت می‌کند که پس از سال‌ها تمرین به تیم ملی دعوت می‌شود، اما به جای حضور در اردو، با اصرار خود راهی جبهه می‌شود، با فضایی بکر و کوهستانی (در استان اردبیل) و نگاهی فرهنگی به اقلیم کردستان ساخته شده است.

آسیانیوز ایران؛ سرویس فرهنگی هنری:

 

پوریا زرشناس

 

 

 

 

دکتر پوریا زرشناس - دبیر ارشد تحریریه آسیانیوز ایران

فیلم سینمایی «کارو» به کارگردانی احمد مرادپور و نویسندگی فهیمه سلیمانی، محصول سال ۱۳۹۸، یکی از آن آثار پرحاشیه و دیراکران سینمای ایران است که با وجود حضور مریلا زارعی در نقش اول و حمایت سازمان هنری رسانه‌ای اوج، نتوانست مسیر همواری برای دیده شدن پیدا کند.

داستان فیلم

این فیلم که داستان یک کشتی‌گیر نوجوان اهل کرمانشاه (به نام کارو) را روایت می‌کند که پس از سال‌ها تمرین به تیم ملی دعوت می‌شود، اما به جای حضور در اردو، با اصرار خود راهی جبهه می‌شود، با فضایی بکر و کوهستانی (در استان اردبیل) و نگاهی فرهنگی به اقلیم کردستان ساخته شده است. با این حال، «کارو» از مشکلات متعددی رنج می‌برد: «ریتم نامتعادل»، «بازی‌های ضعیف بازیگران مکمل»، «موسیقی متن نامناسب و بی‌ارتباط با سکانس‌ها»، «دوبله ضعیف و غیرهماهنگ»، و «فیلمنامه‌ای که در نیمه دوم دچار لکنت می‌شود». فیلم که سال‌ها در انبار خاک خورد و نه تلویزیون حاضر به پخش آن شد و نه اراده‌ای برای اکران وجود داشت، نهایتاً به صورت آنلاین (در دی ۱۴۰۳) اکران شد. «کارو» یک «فرصت از دست رفته» است؛ فیلمی که با وجود «قاب‌بندی‌های طبیعی جسورانه» و «بازی قابل تأمل مریلا زارعی» (که فراتر از متن ظاهر شده)، نتوانسته است به یک «درام منسجم و تأثیرگذار» تبدیل شود و تماشای آن را فقط به علاقه‌مندان سینمای اقلیمی و طرفداران مریلا زارعی توصیه می‌کنیم.

سینمای بومی گرا

سینمای ایران در سال‌های اخیر به فیلم‌هایی با «نگاه اقلیمی» و «بومی‌گرا» روی آورده است. آثاری که به جای تمرکز بر تهران و زندگی شهری، به سراغ «مناطق کمتر دیده شده» (کردستان، خوزستان، خراسان، و...) می‌روند و تلاش می‌کنند «فرهنگ»، «زبان» و «زیست‌بوم» آن مناطق را به تصویر بکشند. فیلم «کارو» ساخته احمد مرادپور، یکی از همین تلاش‌هاست. داستان فیلم در کرمانشاه (و با لهجه کردی) می‌گذرد و به زندگی یک «کشتی‌گیر نوجوان» می‌پردازد که در میان «سختی‌های زندگی» و «موانع متعدد»، با «حمایت مادری فداکار» (با بازی مریلا زارعی) راهی تیم ملی می‌شود، اما در نهایت به جبهه جنگ می‌رود.
فیلم «کارو» محصول سازمان هنری رسانه‌ای «اوج» است که پیش از این آثاری چون «تنگه ابوقریب» (۱۳۹۶)، «به وقت شام» (۱۳۹۶) و «موقعیت مهدی» (۱۴۰۰) را تهیه کرده بود. اما «کارو» برخلاف این آثار (که با بودجه بالا و بازیگران مطرح ساخته شدند و در جشنواره فجر درخشیدند)، در «انبار» خاک خورد و سال‌ها (از ۱۳۹۸ تا ۱۴۰۳) در انتظار اکران ماند. نهایتاً در دی ۱۴۰۳، به صورت «آنلاین» (در پلتفرم‌های هاشور، روبیکا، شاد، و...) اکران شد. این «تأخیر طولانی» (و عدم استقبال تلویزیون و سینماداران) خود گویای «کیفیت» فیلم است.
«مریلا زارعی» در نقش «مادر» (که نام شخصیت در خلاصه‌ها ذکر نشده) یکی از نقاط قوت فیلم است. زارعی (که با آثاری چون «سگ‌کشی» (۱۳۷۹) و «خون بازی» (۱۳۸۶) شناخته می‌شود) در نقش یک «مادر کرد» (با لهجه و پوشش محلی) بازی «تحسین‌برانگیز» و «فراتر از متن» ارائه داده است. او با «نگاه‌های عمیق»، «سکوت‌های پرمعنا» و «حرکات ساده»، «مادری» را به تصویر می‌کشد که هم «فداکار» است و هم «مقاوم». با این حال، «بازیگران مکمل» (به ویژه بازیگر نقش «کارو» و سایر شخصیت‌های روستایی) بسیار «ضعیف» و «غیرحرفه‌ای» هستند و «باورپذیری» فیلم را به شدت کاهش می‌دهند. «دوبله» برخی بازیگران (که با حرکت دهان هماهنگ نیست) نیز از دیگر نقاط ضعف آشکار فیلم است.
«موسیقی متن» فیلم (که نام آهنگساز در اطلاعات موجود نیست) یکی از «عجیب‌ترین» بخش‌های «کارو» است. موسیقی (که بلند و پرحجم است) با «فضای ساده و روستایی» فیلم «هیچ سنخیتی» ندارد و «راه خودش را می‌رود». گاهی مخاطب حس می‌کند موسیقی از «فیلم دیگری» قرض گرفته شده است. «فیلمبرداری» فیلم (که نام فیلمبردار در اطلاعات موجود نیست) با «قاب‌بندی‌های طبیعی و جسورانه» (نماهای وسیع از کوهستان و برف) نقطه قوت فیلم است، اما این «زیبایی بصری» نمی‌تواند جای خالی «درام منسجم»، «بازی‌های خوب» و «ریتم مناسب» را پر کند. «کارو» یک «تلاش ناتمام» است؛ فیلمی که «نیت خوب» (نشان دادن فرهنگ کردستان) و «بازی خوب» (مریلا زارعی) دارد، اما در «اجرا» و «فیلمنامه» به شدت «ضعیف» است و در زمره «آثار خاک‌خورده» سینمای ایران باقی می‌ماند.

نقاط قوت و ضعف

نقاط قوت

  • بازی قابل تأمل مریلا زارعی در نقش مادر (فراتر از متن)
  • قاب‌بندی‌های طبیعی و جسورانه (فیلمبرداری در مناطق کوهستانی اردبیل)
  • نگاه فرهنگی غیرتوریستی به اقلیم کردستان (زبان، لباس، موسیقی محلی)
  • تلاش برای وفاداری به فرهنگ و زیست‌بوم منطقه

نقاط ضعف

  • بازی‌های بسیار ضعیف بازیگران مکمل (به ویژه نقش کارو)
  • دوبله غیرهماهنگ و غیرحرفه‌ای برخی بازیگران
  • موسیقی متن بی‌ارتباط و نامناسب با فضای فیلم
  • ریتم نامتعادل و کند در نیمه دوم
  • فیلمنامه ناپیوسته و دچار لکنت در روایت
  • دیالوگ‌های گزارشی و غیرزنده
  • کهنگی روش‌های فیلمسازی (شبیه آثار ۳۰ سال پیش)
*به قلم: دکتر پوریا زرشناس - دبیر ارشد تحریریه آسیانیوز ایران
https://www.asianewsiran.com/u/j8D
اخبار مرتبط
فیلم سینمایی «لانه‌های سوخته (هیلانه)» به کارگردانی شهرام مسلخی، محصول سال ۱۳۹۲ ایران و عراق، یکی از آثار متفاوت و تأثیرگذار سینمای منطقه است که با روایتی برگرفته از واقعیت، به «تراژدی بمباران شیمیایی حلبچه» (در کردستان عراق) و «پیامدهای آن بر هویت و خانواده» می‌پردازد. این فیلم که به دو زبان کردی و فارسی ساخته شده و با بازی شهرام حقیقت‌دوست، سحر قریشی، شوان عطوف و ژیان ابراهیم، داستان «علی» را روایت می‌کند؛ پسری که در آستانه ازدواج، پس از مرگ مادرش، متوجه می‌شود که او فرزند واقعی این مادر نبوده و ریشه‌اش به کردستان عراق و فاجعه حلبچه بازمی‌گردد.
سینمای پس از جنگ ایران، همواره به «مادران شهدا و مفقودان» توجه داشته است. اما کمتر فیلمی توانسته است «تنهایی» و «انتظار» این مادران را در فضایی «شاعرانه» و «غیرشعاری» به تصویر بکشد. فیلم تلویزیونی «سبز به رنگ زمرد» ساخته سید روح‌الله حجازی، یکی از تازه‌ترین تلاش‌ها در این زمینه است. داستان فیلم در یک روستای کوهستانی و در زمستان سخت می‌گذرد. مادری پیر (رابعه مدنی) سال‌هاست که در انتظار بازگشت پسر مفقودالاثرش (که در جنگ ناپدید شده) نشسته است. او اتاق، وسایل شخصی و حتی مغازه پسرش را در روستا به همان شکل نگه داشته تا روزی که پسرش بازگردد.
فیلم سینمایی «مردی شبیه باران» به کارگردانی و نویسندگی سعید سهیلی، محصول سال ۱۳۷۵، یکی از درخشان‌ترین و در عین حال مغفول‌ترین آثار سینمای دفاع مقدس ایران است که در چهاردهمین دوره جشنواره فیلم فجر موفق به دریافت سه سیمرغ بلورین (بهترین بازیگر نقش اول مرد برای ابوالفضل پورعرب، بهترین موسیقی متن برای بابک بیات، و بهترین فیلم اول برای سعید سهیلی) شد و در جشنواره فیلم دفاع مقدس نیز جایزه بهترین فیلم جنگی را از آن خود کرد. این فیلم که اولین تجربه کارگردانی سعید سهیلی محسوب می‌شود، داستان «منصور قاسمی» (ابوالفضل پورعرب)، فرمانده اسیر سپاه، و مقاومت او در اردوگاه شماره ۱۷ عراق را روایت می‌کند.
فیلم سینمایی «تنگه ابوقریب» به کارگردانی بهرام توکلی و تهیه‌کنندگی سازمان هنری رسانه‌ای اوج، محصول سال ۱۳۹۶، یکی از پرهزینه‌ترین و پرافتخارترین آثار سینمای دفاع مقدس در سال‌های اخیر است که در سی و ششمین جشنواره فیلم فجر با کسب ۶ سیمرغ بلورین (از جمله بهترین فیلم، بهترین کارگردانی و بهترین جلوه‌های ویژه) به پرافتخارترین فیلم جشنواره تبدیل شد. این فیلم که روایتگر آخرین روزهای جنگ تحمیلی (تیرماه ۱۳۶۷) و دفاع رزمندگان گردان عمار از تنگه استراتژیک ابوقریب (در استان ایلام) در برابر حملات غافلگیرکننده ارتش عراق است، با بازی امیر جدیدی، جواد عزتی، مهدی پاکدل و جمعی دیگر از بازیگران، از نظر «جلوه‌های ویژه» و «ساخت فنی» در سطحی بالاتر از استانداردهای سینمای ایران قرار دارد.
فیلم سینمایی «بوسیدن روی ماه» به کارگردانی همایون اسعدیان و تهیه‌کنندگی منوچهر محمدی، محصول سال ۱۳۹۹، یکی از درخشان‌ترین و تأثیرگذارترین آثار سینمای ایران در سال‌های اخیر است که با وجود بازیگران غیرچهره (به جز صابر ابر و مسعود رایگان)، توانست در جشنواره فیلم فجر و اکران عمومی، با استقبال گسترده منتقدان و مخاطبان مواجه شود. این فیلم که داستان «احترام‌سادات» (با بازی شیرین یزدان‌بخش) و «فروغ» (با بازی رابعه مدنی)، دو مادر سالخورده‌ای را روایت می‌کند که سال‌ها چشم‌به‌راه بازگشت فرزندان مفقودالاثر خود از جنگ هستند، با نگاهی «درونی» و «غیرکلیشه‌ای» به «ایثار» و «همدلی» انسانی می‌پردازد.
فیلم سینمایی «موقعیت مهدی» به کارگردانی، نویسندگی و بازی هادی حجازی‌فر، محصول سال ۱۴۰۰، یکی از درخشان‌ترین آثار سینمای دفاع مقدس در سال‌های اخیر است که در چهلمین جشنواره فیلم فجر با ۵ سیمرغ بلورین (بهترین فیلم، بهترین کارگردانی فیلم اول، بهترین موسیقی متن، بهترین صدابرداری و بهترین جلوه‌های ویژه میدانی) درخشید و توانست عنوان دومین فیلم پرفروش نوروز ۱۴۰۱ را نیز از آن خود کند. این فیلم که ابتدا به عنوان یک مینی‌سریال برای تلویزیون سفارش داده شده بود، با نسخه سینمایی خود به روایت زندگی «شهید مهدی باکری» (فرمانده لشکر ۳۱ عاشورا) از ترک مدیریت شهرداری ارومیه تا شهادت در عملیات بدر (زمستان ۱۳۶۳) می‌پردازد.
فیلم سینمایی «چ» به کارگردانی ابراهیم حاتمی‌کیا و بازی فریبرز عرب‌نیا، بابک حمیدیان و سعید راد، یکی از پرهزینه‌ترین و پربحث‌ترین فیلم‌های سال‌های اخیر سینمای ایران است که به دو روز پایانی زندگی شهید مصطفی چمران در جریان محاصره پاوه (سال ۱۳۵۸) می‌پردازد. این فیلم که با حمایت بنیاد سینمایی فارابی و با بودجه‌ای بالغ بر ۶ میلیارد تومان (و ۳۱ ماه زمان تولید) ساخته شده، تلاش می‌کند تا چهره‌ای متفاوت از چمران ارائه دهد: نه یک چریک عارف، که یک دیپلمات خردمند و صلح‌طلب که تا آخرین لحظه به دنبال مذاکره است. با وجود صحنه‌های جنگی تأثیرگذار (به ویژه سقوط هلی‌کوپتر) و پرداختن به موضوعی بکر و حساس (بحران کردستان در سال ۵۸)، فیلم با نقدهای جدی از سوی منتقدان و مخاطبان مواجه شده است.
آسیانیوز ایران هیچگونه مسولیتی در قبال نظرات کاربران ندارد.
تعداد کاراکتر باقیمانده: 1000
نظر خود را وارد کنید