آسیانیوز ایران؛ سرویس فرهنگی هنری:

دکتر پوریا زرشناس - دبیر ارشد تحریریه آسیانیوز ایران
فیلم سینمایی «کارو» به کارگردانی احمد مرادپور و نویسندگی فهیمه سلیمانی، محصول سال ۱۳۹۸، یکی از آن آثار پرحاشیه و دیراکران سینمای ایران است که با وجود حضور مریلا زارعی در نقش اول و حمایت سازمان هنری رسانهای اوج، نتوانست مسیر همواری برای دیده شدن پیدا کند.
داستان فیلم
این فیلم که داستان یک کشتیگیر نوجوان اهل کرمانشاه (به نام کارو) را روایت میکند که پس از سالها تمرین به تیم ملی دعوت میشود، اما به جای حضور در اردو، با اصرار خود راهی جبهه میشود، با فضایی بکر و کوهستانی (در استان اردبیل) و نگاهی فرهنگی به اقلیم کردستان ساخته شده است. با این حال، «کارو» از مشکلات متعددی رنج میبرد: «ریتم نامتعادل»، «بازیهای ضعیف بازیگران مکمل»، «موسیقی متن نامناسب و بیارتباط با سکانسها»، «دوبله ضعیف و غیرهماهنگ»، و «فیلمنامهای که در نیمه دوم دچار لکنت میشود». فیلم که سالها در انبار خاک خورد و نه تلویزیون حاضر به پخش آن شد و نه ارادهای برای اکران وجود داشت، نهایتاً به صورت آنلاین (در دی ۱۴۰۳) اکران شد. «کارو» یک «فرصت از دست رفته» است؛ فیلمی که با وجود «قاببندیهای طبیعی جسورانه» و «بازی قابل تأمل مریلا زارعی» (که فراتر از متن ظاهر شده)، نتوانسته است به یک «درام منسجم و تأثیرگذار» تبدیل شود و تماشای آن را فقط به علاقهمندان سینمای اقلیمی و طرفداران مریلا زارعی توصیه میکنیم.
سینمای بومی گرا
سینمای ایران در سالهای اخیر به فیلمهایی با «نگاه اقلیمی» و «بومیگرا» روی آورده است. آثاری که به جای تمرکز بر تهران و زندگی شهری، به سراغ «مناطق کمتر دیده شده» (کردستان، خوزستان، خراسان، و...) میروند و تلاش میکنند «فرهنگ»، «زبان» و «زیستبوم» آن مناطق را به تصویر بکشند. فیلم «کارو» ساخته احمد مرادپور، یکی از همین تلاشهاست. داستان فیلم در کرمانشاه (و با لهجه کردی) میگذرد و به زندگی یک «کشتیگیر نوجوان» میپردازد که در میان «سختیهای زندگی» و «موانع متعدد»، با «حمایت مادری فداکار» (با بازی مریلا زارعی) راهی تیم ملی میشود، اما در نهایت به جبهه جنگ میرود.
فیلم «کارو» محصول سازمان هنری رسانهای «اوج» است که پیش از این آثاری چون «تنگه ابوقریب» (۱۳۹۶)، «به وقت شام» (۱۳۹۶) و «موقعیت مهدی» (۱۴۰۰) را تهیه کرده بود. اما «کارو» برخلاف این آثار (که با بودجه بالا و بازیگران مطرح ساخته شدند و در جشنواره فجر درخشیدند)، در «انبار» خاک خورد و سالها (از ۱۳۹۸ تا ۱۴۰۳) در انتظار اکران ماند. نهایتاً در دی ۱۴۰۳، به صورت «آنلاین» (در پلتفرمهای هاشور، روبیکا، شاد، و...) اکران شد. این «تأخیر طولانی» (و عدم استقبال تلویزیون و سینماداران) خود گویای «کیفیت» فیلم است.
«مریلا زارعی» در نقش «مادر» (که نام شخصیت در خلاصهها ذکر نشده) یکی از نقاط قوت فیلم است. زارعی (که با آثاری چون «سگکشی» (۱۳۷۹) و «خون بازی» (۱۳۸۶) شناخته میشود) در نقش یک «مادر کرد» (با لهجه و پوشش محلی) بازی «تحسینبرانگیز» و «فراتر از متن» ارائه داده است. او با «نگاههای عمیق»، «سکوتهای پرمعنا» و «حرکات ساده»، «مادری» را به تصویر میکشد که هم «فداکار» است و هم «مقاوم». با این حال، «بازیگران مکمل» (به ویژه بازیگر نقش «کارو» و سایر شخصیتهای روستایی) بسیار «ضعیف» و «غیرحرفهای» هستند و «باورپذیری» فیلم را به شدت کاهش میدهند. «دوبله» برخی بازیگران (که با حرکت دهان هماهنگ نیست) نیز از دیگر نقاط ضعف آشکار فیلم است.
«موسیقی متن» فیلم (که نام آهنگساز در اطلاعات موجود نیست) یکی از «عجیبترین» بخشهای «کارو» است. موسیقی (که بلند و پرحجم است) با «فضای ساده و روستایی» فیلم «هیچ سنخیتی» ندارد و «راه خودش را میرود». گاهی مخاطب حس میکند موسیقی از «فیلم دیگری» قرض گرفته شده است. «فیلمبرداری» فیلم (که نام فیلمبردار در اطلاعات موجود نیست) با «قاببندیهای طبیعی و جسورانه» (نماهای وسیع از کوهستان و برف) نقطه قوت فیلم است، اما این «زیبایی بصری» نمیتواند جای خالی «درام منسجم»، «بازیهای خوب» و «ریتم مناسب» را پر کند. «کارو» یک «تلاش ناتمام» است؛ فیلمی که «نیت خوب» (نشان دادن فرهنگ کردستان) و «بازی خوب» (مریلا زارعی) دارد، اما در «اجرا» و «فیلمنامه» به شدت «ضعیف» است و در زمره «آثار خاکخورده» سینمای ایران باقی میماند.
نقاط قوت و ضعف
نقاط قوت
- بازی قابل تأمل مریلا زارعی در نقش مادر (فراتر از متن)
- قاببندیهای طبیعی و جسورانه (فیلمبرداری در مناطق کوهستانی اردبیل)
- نگاه فرهنگی غیرتوریستی به اقلیم کردستان (زبان، لباس، موسیقی محلی)
- تلاش برای وفاداری به فرهنگ و زیستبوم منطقه
نقاط ضعف
- بازیهای بسیار ضعیف بازیگران مکمل (به ویژه نقش کارو)
- دوبله غیرهماهنگ و غیرحرفهای برخی بازیگران
- موسیقی متن بیارتباط و نامناسب با فضای فیلم
- ریتم نامتعادل و کند در نیمه دوم
- فیلمنامه ناپیوسته و دچار لکنت در روایت
- دیالوگهای گزارشی و غیرزنده
- کهنگی روشهای فیلمسازی (شبیه آثار ۳۰ سال پیش)