پنج شنبه / ۱۱ تیر ۱۴۰۵ / ۰۶:۲۵
کد خبر: 39516
گزارشگر: 548
۲۶
۰
۰
۱
روایتی دوپاره از یک شهید که در انتظار مادر گم شد / از بازی درخشان رویا افشار تا شخصیت‌پردازی ضعیف علی هاشمی

نقد، تحلیل و بررسی فیلم «اشک هور»

نقد، تحلیل و بررسی فیلم «اشک هور»
فیلم سینمایی «اشک هور» به کارگردانی مهدی جعفری و تهیه‌کنندگی مجتبی فرآورده، محصول سال ۱۴۰۳، سومین تجربه بلند این کارگردان موفق در حوزه دفاع مقدس (پس از «یدو» و «۲۳ نفر») است که در چهل و سومین دوره جشنواره فیلم فجر حضور داشت. این فیلم که به زندگی و شهادت «شهید علی هاشمی» (فرمانده قرارگاه نصرت و طراح عملیات خیبر) می‌پردازد، با بازی رویا افشار، رضا ثامری، تورج الوند و ساره رشیدی، روایتی غیرخطی از آخرین روزهای زندگی هاشمی در جزیره مجنون (تیرماه ۱۳۶۷) و سپس ۲۲ سال انتظار مادرش (ننه‌علی) برای یافتن پیکر او را به تصویر می‌کشد. نقد این فیلم را به قلم دکتر پوریا زرشناس اینجا بخوانید.

آسیانیوز ایران؛ سرویس فرهنگی هنری:

پوریا زرشناس

 

 

 

 

دکتر پوریا زرشناس - دبیر ارشد تحریریه آسیانیوز ایران

سینمای دفاع مقدس ایران در سال‌های اخیر با «موج پرتره‌سازی» از فرماندهان و شهدا مواجه شده است. از «ایستاده در غبار» (۱۳۹۴) درباره متوسلیان تا «موقعیت مهدی» (۱۴۰۰) درباره باکری و «اشک هور» (۱۴۰۳) درباره شهید علی هاشمی، فیلمسازان تلاش کرده‌اند تا «زندگی» و «شهادت» این قهرمانان را به تصویر بکشند. اما آیا «پرتره‌سازی» صرف (با تکیه بر احساسات و شهادت) برای ساخت یک فیلم ماندگار کافی است؟ فیلم «اشک هور» ساخته مهدی جعفری (کارگردان موفق «یدو» و «۲۳ نفر») پاسخی به این پرسش است؛ پاسخی که نشان می‌دهد حتی یک کارگردان باتجربه و خوزستانی نیز می‌تواند در «روایت» و «شخصیت‌پردازی» دچار لغزش شود.

خلاصه داستان

فیلم در دو بازه زمانی موازی روایت می‌شود. بخش اول (و اصلی) به «آخرین روزهای زندگی شهید علی هاشمی» در تیرماه ۱۳۶۷ و جزیره مجنون می‌پردازد. او به عنوان فرمانده قرارگاه نصرت، آخرین نفراتی است که مقر را ترک می‌کند، اما در مسیر خروج، با هلی‌کوپترهای عراقی مواجه می‌شود و پس از اصابت موشک، ناپدید می‌شود. بخش دوم، «۲۲ سال بعد» (سال ۱۳۸۹) است که با پیدا شدن پیکر شهید هاشمی توسط کمیته تفحص، «ننه‌علی» (مادر شهید) که سال‌ها در انتظار بازگشت پسرش بوده، با خبر شهادت روبرو می‌شود و حماسه تشییع در خوزستان شکل می‌گیرد.

مهدی جعفری (کارگردان و فیلمبردار سابق) با دو فیلم قبلی خود (یدو و ۲۳ نفر) نشان داده بود که در «روایت کودکانه» و «گروهی» از دفاع مقدس (۲۳ نفر درباره ۲۳ نوجوان اسیر، و یدو درباره یک کودک خوزستانی) تبحر دارد. اما در «اشک هور»، او سراغ یک «پرتره فردی» رفته است؛ اثری که به یک «شخصیت تاریخی» (علی هاشمی) و «خانواده» او (به ویژه مادرش) می‌پردازد. این تغییر ژانر (از «درام گروهی» به «ملودرام خانوادگی») ریسک بزرگی بود که جعفری در آن موفق نشد. فیلم در بخش‌های مربوط به «علی هاشمی» به شدت «ضعیف» و در بخش‌های مربوط به «مادر» «نسبتاً خوب» است و این «دوپارگی» (که ناشی از «نسخه سینمایی یک سریال» بودن فیلم است) بزرگ‌ترین آفت اثر است.

«رویا افشار» در نقش «ننه‌علی» (مادر شهید) یکی از نقاط قوت فیلم است. افشار (که پیشتر برای فیلم «یدو» سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول زن را دریافت کرده بود) در «اشک هور» نیز با بازی «شکننده»، «پراحساس» و «باورپذیر» خود، «انتظار» و «رنج» یک مادر را به خوبی به تصویر کشیده است. سکانس‌های «واکس زدن پوتین علی» (نماد انتظار)، «شنیدن خبر شهادت» (با آن کلوزآپ تأثیرگذار از چهره‌اش) و «مواجهه با پیکر پسرش» از تأثیرگذارترین لحظات فیلم است. با این حال، «حضور پررنگ مادر» و «غیبت نسبی علی» (در بخش‌های مربوط به جنگ) باعث شده است فیلم از عنوان «پرتره علی هاشمی» فاصله بگیرد و به یک «پرتره از مادر» تبدیل شود. این «تغییر محور» (که شاید عمدی باشد) برای مخاطبی که انتظار دیدن «حماسه‌های علی هاشمی» را دارد، «ناامیدکننده» است.

در مقابل، «رضا ثامری» در نقش «شهید علی هاشمی» یکی از «ضعیف‌ترین» بازی‌های فیلم را ارائه داده است. ثامری نه از نظر «فیزیک» و «چهره» به هاشمی شباهت دارد، نه از نظر «لهجه» (هاشمی خوزستانی و عرب‌زبان بود، اما ثامری هیچ نشانی از گویش عربی-خوزستانی ندارد) و نه از نظر «کاریزما» و «حضور» یک فرمانده. بازی او «یک‌لاقبا»، «شعاری» و «کلیشه‌ای» است. دیالوگ‌های علی در فیلم (که به وفور شعارهای انقلابی و توصیه‌های اخلاقی هستند) چنان «گل‌درشت» و «غیرطبیعی» نوشته شده‌اند که مخاطب حس می‌کند دارد یک «کلیپ تبلیغاتی» می‌بیند، نه یک «فیلم سینمایی». در مقابل، بازی «تورج الوند» در نقش «بدران» (راوی و همرزم) بهتر از ثامری است، اما او نیز فرصت «درخشش» چندانی پیدا نمی‌کند. «ساره رشیدی» و «شبنم گودرزی» نیز در نقش‌های فرعی (خواهر و...ه) چنان «کم‌رنگ» هستند که گویی از فیلم «حذف» شده‌اند.

از نظر «فیلمبرداری»، «وحید ابراهیمی» (که با «موقعیت مهدی» و «یدو» شناخته می‌شود) در بخش‌های جنگی فیلم (جزیره مجنون، هور، تعقیب و گریز با هلی‌کوپتر) عملکرد «خوب» و «چشم‌نواز» دارد. نماهای هوایی وسیع از هور خشک‌شده، نورپردازی سرد و غبارآلود، و حرکت دوربین در صحنه‌های تعقیب و گریز، «تعلیق» و «هیجان» قابل قبولی ایجاد می‌کند. اما در بخش‌های خانوادگی (خانه مادر، کوچه‌های اهواز) فیلمبرداری «معمولی» و «تکرارشونده» است. «تدوین میثم مولایی» نیز (که با «یدو» و «ماجرای نیمروز» همکاری داشته) در برخی نقاط «ریتم کند» و «کشدار» دارد و در برخی نقاط (مثل سکانس شهادت) «پرشتاب» و «تعلیق‌آمیز» است. این «نامتوازنی» در تدوین، به «دوپارگی» فیلم دامن می‌زند. «موسیقی حبیب خزایی‌فر» در سکانس‌های احساسی (به ویژه سکانس تشییع و مواجهه مادر با پیکر) «تأثیرگذار» و «هماهنگ» با فضا است، اما در سایر بخش‌ها چندان «به یاد ماندنی» نیست. «طراحی گریم» (سیامک احمدی) نیز در گریم رویا افشار (به عنوان یک مادر پیر) موفق است، اما در گریم رضا ثامری (به عنوان علی هاشمی) به دلیل عدم شباهت فیزیکی، «ناقص» و «غیرقانع‌کننده» به نظر می‌رسد. «طراحی صحنه» (فریاد صالحی) و «لباس» (محمود بیاتی) فضای دهه شصت و هفتاد را به خوبی بازآفرینی کرده‌اند.

در نهایت، «اشک هور» یک «فرصت از دست رفته» است. فیلمی که با وجود «بازی خوب رویا افشار»، «فیلمبرداری قابل قبول» و «سوژه جذاب» (شهید علی هاشمی که سال‌ها مفقود بود و پس از ۲۲ سال پیدا شد)، نتوانسته است به «یک درام منسجم و تأثیرگذار» تبدیل شود. «دوپارگی» فیلم (بخش علی در مقابل بخش مادر)، «ضعف شخصیت‌پردازی»، «بازی ضعیف رضا ثامری» و «دیالوگ‌های شعاری» از جمله عواملی هستند که «اشک هور» را از موفقیت‌های قبلی جعفری (یدو و ۲۳ نفر) فاصله می‌دهند. این فیلم در مقایسه با «اسفند» (دانش اقباشاوی) که در همان جشنواره به زندگی علی هاشمی پرداخته بود، از نظر «شخصیت‌پردازی» و «انتخاب بازیگر» (به ویژه در نقش علی هاشمی و مادر) در سطح پایین‌تری قرار دارد. «اشک هور» می‌توانست یک «شاهکار» باشد، اما در «اسراف محتوا» و «شعارزدگی» گم شد. در ادامه، به تحلیل فنی و دقیق‌تر این فیلم در پنج محور اصلی می‌پردازیم.

فیلمنامه و ساختار روایی؛ اسراف محتوا و دوپارگی بنیادین

فیلمنامه «اشک هور» (نوشته مهدی جعفری و...) از نظر ساختار، یک «درام غیرخطی» است که در دو بازه زمانی (۱۳۶۷ و ۱۳۸۹) و دو مکان (جزیره مجنون و اهواز) روایت می‌شود. این ساختار (که در فیلم‌های موفق دفاع مقدس مانند «ایستاده در غبار» (۱۳۹۴) و «موقعیت مهدی» (۱۴۰۰) نیز استفاده شده) می‌تواند «تعلیق» و «درام» را افزایش دهد، اما در «اشک هور» به دلیل «عدم توازن» و «پراکندگی» به «آسیب» تبدیل شده است. فیلم به جای تمرکز بر یک «خط داستانی مشخص» (مثلاً سرنوشت علی هاشمی و خانواده‌اش)، بین «خرده‌روایت‌های متعدد» (شهادت علی، انتظار مادر، تفحص پیکر، خاطرات همرزمان، و...) سرگردان است و هیچ‌کدام را به «کمال» و «انسجام» نمی‌رساند.

نکته قوت فیلمنامه، «تمرکز بر انتظار مادر» (به عنوان عنصر محوری) است. فیلم با «اشک مادر» شروع می‌شود و با «اشک مادر» (در هنگام تشییع) به پایان می‌رسد. این «دایره‌وارگی» به فیلم «وحدت» می‌بخشد. همچنین سکانس «واکس زدن پوتین» (که مادر برای بازگشت علی، پوتین‌های او را واکس می‌زند) یک «نماد قوی» از «انتظار» و «امید» است. با این حال، فیلمنامه در «پرداخت به شخصیت‌های فرعی» (همسر، پسر، برادر و همرزمان علی) به شدت «ضعیف» است. ما چیزی از «همسر علی» نمی‌دانیم، از «پسرش» نمی‌دانیم، از «برادرش» نمی‌دانیم. آن‌ها صرفاً «سیاهی‌لشگرهایی» هستند که در فیلم حضور دارند، اما هیچ «نقشی» در پیشبرد درام ندارند. این «غفلت» از شخصیت‌های فرعی، فیلم را به یک «تک‌صدایی» (فقط مادر) تبدیل کرده است. نکته ضعف دیگر، «دیالوگ‌های گل‌درشت و شعارگونه» (به ویژه دیالوگ‌های علی هاشمی) است. علی در فیلم مدام «شعارهای انقلابی» و «نصیحت‌های اخلاقی» می‌دهد که به جای «شخصیت‌پردازی»، «سخنرانی» است. این «اسراف محتوا» (که همه چیز را «می‌گوید» اما «نشان نمی‌دهد») از «درام» و «باورپذیری» فیلم به شدت می‌کاهد. همچنین «تغییر ناگهانی لحن» در سکانس‌های مختلف (از حماسه به ملودرام، از تعلیق به شعار) باعث «شکاف‌های روایی» و «سردرگمی» مخاطب می‌شود.

شخصیت‌پردازی و بازی‌ها؛ رویا افشار درخشان، رضا ثامری ضعیف

«رویا افشار» در نقش «ننه‌علی» (مادر شهید) یکی از بهترین و ماندگارترین بازی‌های کارنامه خود و یکی از نقاط قوت فیلم را ارائه داده است. افشار (که پیش از این برای فیلم «یدو» (۱۳۹۹) سیمرغ بلورین دریافت کرده بود) در «اشک هور» نیز با «نگاه‌های عمیق»، «سکوت‌های پرمعنا»، «اشک‌های به‌جا» و «حرکات آرام»، «انتظار»، «رنج» و «ایمان» یک مادر را به خوبی به تصویر کشیده است. سکانس «واکس زدن پوتین» (که مادر برای بازگشت علی، پوتین‌هایش را واکس می‌زند) و سکانس «شنیدن خبر شهادت» (با آن کلوزآپ تأثیرگذار از صورتش) اوج بازی افشار است. او «مادری» را بازی می‌کند که «امید» را تا آخرین لحظه حفظ می‌کند و حتی پس از پیدا شدن پیکر، با «آرامش» و «ایمان» با شهادت فرزندش روبرو می‌شود. افشار مستحق «نامزدی سیمرغ» (و حتی «برنده شدن») برای این نقش است.

با این حال، «رضا ثامری» در نقش «شهید علی هاشمی» یکی از «ضعیف‌ترین» بازی‌های فیلم را ارائه داده است. ثامری نه از نظر «فیزیک» و «چهره» به هاشمی شباهت دارد، نه از نظر «لهجه» (هاشمی خوزستانی و عرب‌زبان بود، اما ثامری هیچ نشانی از گویش عربی-خوزستانی ندارد) و نه از نظر «کاریزما» و «حضور» یک فرمانده. بازی او «یک‌لاقبا»، «شعاری» و «کلیشه‌ای» است. او در صحنه‌های جنگی (که باید «فرمانده» باشد) «بی‌حالت» و در صحنه‌های خانوادگی (که باید «پسر» باشد) «سرد» است. ثامری نتوانسته است «لایه‌های» شخصیت علی هاشمی (که هم فرمانده‌ای شجاع بود، هم پسر و برادری مهربان) را منتقل کند. این «ضعف بازی» در «نقش اصلی» (که قرار است «قلب» فیلم باشد) بزرگ‌ترین نقطه ضعف «اشک هور» است. «تورج الوند» در نقش «بدران» (رزمنده و راوی) بهتر از ثامری ظاهر شده است، اما او نیز فرصت «درخشش» چندانی پیدا نمی‌کند. «ساره رشیدی» و «شبنم گودرزی» (در نقش‌های فرعی) چنان «کم‌رنگ» هستند که گویی از فیلم حذف شده‌اند. «میثم رازفر» (در نقشی نامشخص) نیز در حد متوسط ظاهر شده است. در مجموع، بازی‌ها در «اشک هور» «یکدست» نیست؛ «درخشان» (افشار) و «ضعیف» (ثامری) در کنار هم قرار گرفته‌اند و این «ناهمگونی» به «کیفیت» فیلم لطمه زده است.

کارگردانی و فیلمبرداری؛ تعلیق در جنگ، سکون در خانواده

مهدی جعفری در «اشک هور» کارگردانی «نامتوازن» و «دوپاره» ارائه داده است. در بخش‌های مربوط به «جنگ» (جزیره مجنون، تعقیب و گریز، هلی‌کوپترها)، جعفری «کارگردانی موفق» و «تعلیق‌آمیز» دارد. او با استفاده از «نماهای وسیع» (هور خشک، نیزارها، آسمان غبارآلود)، «حرکت دوربین پویا» (در صحنه‌های تعقیب) و «تدوین سریع»، «هیجان» و «خطر» را به خوبی به مخاطب منتقل می‌کند. سکانس «شهادت علی هاشمی» (با آن هلی‌کوپترهای غول‌پیکر و انفجار موشک) یکی از بهترین سکانس‌های فیلم است. اما در بخش‌های مربوط به «خانواده» (خانه مادر، اهواز)، جعفری «کارگردانی ساکن» و «کند» دارد. نماها «ثابت» و «تکراری» هستند و «ریتم» به شدت کاهش می‌یابد. این «تضاد ریتمی» (که شاید برای نشان دادن «تفاوت» بین «جنگ» و «انتظار» باشد) در عمل به «شکاف» و «ناپیوستگی» فیلم تبدیل شده است. «فیلمبرداری وحید ابراهیمی» (فیلمبردار «موقعیت مهدی» و «یدو») در سطح «قابل قبول» قرار دارد. نماهای هوایی از هور (که با هلی‌شات یا دوربین روی جرثقیل گرفته شده) «چشم‌نواز» و «حماسی» هستند. نورپردازی در صحنه‌های شب (جزیره مجنون) «واقع‌گرایانه» و در صحنه‌های روز (اهواز) «طبیعی» است. با این حال، ابراهیمی در بخش‌های خانوادگی (که نیازی به «نمایش وسیع» نیست) چندان «خلاقیت» به خرج نداده است و نماها «معمولی» و «کلیشه‌ای» هستند. «تدوین میثم مولایی» نیز در سکانس‌های جنگی «پرشتاب» و در سکانس‌های احساسی «کند» است، اما گاهی این «کندی» به «کشدار شدن» و «خسته‌کنندگی» تبدیل می‌شود.

موسیقی، گریم و طراحی صحنه؛ نقاط قوت و ضعف

«موسیقی حبیب خزایی‌فر» در سکانس‌های احساسی (به ویژه سکانس تشییع و مواجهه مادر با پیکر) «تأثیرگذار» و «هماهنگ» با فضا است. خزایی‌فر از «سازهای زهی» و «تم‌های حزین» برای انتقال «اندوه» و «امید» استفاده کرده است. با این حال، موسیقی در بخش‌های جنگی چندان «به یاد ماندنی» نیست و گاهی «تکرارشونده» به نظر می‌رسد. «طراحی گریم» (سیامک احمدی) در «رویا افشار» (به عنوان یک مادر پیر) «موفق» است؛ چهره پیر و خسته او به خوبی «سال‌های انتظار» را نشان می‌دهد. اما در «رضا ثامری» (به عنوان علی هاشمی)، گریم «ناقص» و «غیرقانع‌کننده» است، زیرا «شباهت فیزیکی» بین بازیگر و شخصیت تاریخی وجود ندارد و گریم نمی‌تواند این «نقص» را جبران کند. «طراحی صحنه» (فریاد صالحی) و «لباس» (محمود بیاتی) فضای دهه شصت و هفتاد را به خوبی بازآفرینی کرده‌اند. خانه مادر (با وسایل قدیمی)، جزیره مجنون (با سنگرها و نیزارها)، و خیابان‌های اهواز (با خودروهای قدیمی) همگی «باورپذیر» و «هماهنگ» با فضا هستند.

نسبت با سینمای دفاع مقدس و مقایسه با «اسفند»

«اشک هور» در مقایسه با فیلم «اسفند» (دانش اقباشاوی) که در همان جشنواره (چهل و سوم) به زندگی شهید علی هاشمی پرداخته بود، از نظر «شخصیت‌پردازی»، «انتخاب بازیگر» و «دراماتورژی» در سطح پایین‌تری قرار دارد. «اسفند» با انتخاب بازیگر مناسب (رضا مسعودی در نقش علی هاشمی و بازیگر مناسب برای نقش مادر) و پرداخت به «درایت» و «فتح» هاشمی (در کنار «شهادت»)، تصویر «کامل‌تری» از این فرمانده ارائه داده است. در «اسفند»، علی هاشمی «فرمانده‌ای» است که «تصمیم می‌گیرد»، «مذاکره می‌کند» و «رهبری می‌کند». اما در «اشک هور»، علی هاشمی (به دلیل بازی ضعیف و فیلمنامه سطحی) بیشتر شبیه یک «تیپ شعاری» است تا یک «فرمانده واقعی».

همچنین «اسفند» با «نگاه متفاوت» (تمرکز بر «درایت» و «فتح» به جای «شهادت») و «شخصیت‌پردازی عمیق‌تر» (نشان دادن «تردید» و «اعتماد» و «خویشتن‌داری» هاشمی) توانسته است «فیلم بهتری» خلق کند. اما «اشک هور» با «تمرکز بر شهادت» و «انتظار مادر»، به یک «ملودرام صرف» تبدیل شده است که از «درام» و «شخصیت‌پردازی» فاصله دارد. میراث «اشک هور» برای سینمای دفاع مقدس، «هشدار» است: «پرتره‌سازی» از شهدا، به «بازی خوب»، «فیلمنامه قوی» و «شخصیت‌پردازی عمیق» نیاز دارد، نه فقط به «اشک» و «سوزناکی». متأسفانه «اشک هور» (با وجود بازی رویا افشار و برخی سکانس‌های جنگی) یک «فرصت از دست رفته» است و به زودی به فراموشی سپرده خواهد شد.

*به قلم: دکتر پوریا زرشناس - دبیر ارشد تحریریه آسیانیوز ایران
https://www.asianewsiran.com/u/j8E
اخبار مرتبط
سینمایی «کارو» به کارگردانی احمد مرادپور و نویسندگی فهیمه سلیمانی، محصول سال ۱۳۹۸، یکی از آن آثار پرحاشیه و دیراکران سینمای ایران است که با وجود حضور مریلا زارعی در نقش اول و حمایت سازمان هنری رسانه‌ای اوج، نتوانست مسیر همواری برای دیده شدن پیدا کند. این فیلم که داستان یک کشتی‌گیر نوجوان اهل کرمانشاه (به نام کارو) را روایت می‌کند که پس از سال‌ها تمرین به تیم ملی دعوت می‌شود، اما به جای حضور در اردو، با اصرار خود راهی جبهه می‌شود، با فضایی بکر و کوهستانی (در استان اردبیل) و نگاهی فرهنگی به اقلیم کردستان ساخته شده است.
فیلم سینمایی «لانه‌های سوخته (هیلانه)» به کارگردانی شهرام مسلخی، محصول سال ۱۳۹۲ ایران و عراق، یکی از آثار متفاوت و تأثیرگذار سینمای منطقه است که با روایتی برگرفته از واقعیت، به «تراژدی بمباران شیمیایی حلبچه» (در کردستان عراق) و «پیامدهای آن بر هویت و خانواده» می‌پردازد. این فیلم که به دو زبان کردی و فارسی ساخته شده و با بازی شهرام حقیقت‌دوست، سحر قریشی، شوان عطوف و ژیان ابراهیم، داستان «علی» را روایت می‌کند؛ پسری که در آستانه ازدواج، پس از مرگ مادرش، متوجه می‌شود که او فرزند واقعی این مادر نبوده و ریشه‌اش به کردستان عراق و فاجعه حلبچه بازمی‌گردد.
فیلم سینمایی «تنگه ابوقریب» به کارگردانی بهرام توکلی و تهیه‌کنندگی سازمان هنری رسانه‌ای اوج، محصول سال ۱۳۹۶، یکی از پرهزینه‌ترین و پرافتخارترین آثار سینمای دفاع مقدس در سال‌های اخیر است که در سی و ششمین جشنواره فیلم فجر با کسب ۶ سیمرغ بلورین (از جمله بهترین فیلم، بهترین کارگردانی و بهترین جلوه‌های ویژه) به پرافتخارترین فیلم جشنواره تبدیل شد. این فیلم که روایتگر آخرین روزهای جنگ تحمیلی (تیرماه ۱۳۶۷) و دفاع رزمندگان گردان عمار از تنگه استراتژیک ابوقریب (در استان ایلام) در برابر حملات غافلگیرکننده ارتش عراق است، با بازی امیر جدیدی، جواد عزتی، مهدی پاکدل و جمعی دیگر از بازیگران، از نظر «جلوه‌های ویژه» و «ساخت فنی» در سطحی بالاتر از استانداردهای سینمای ایران قرار دارد.
فیلم سینمایی «بوسیدن روی ماه» به کارگردانی همایون اسعدیان و تهیه‌کنندگی منوچهر محمدی، محصول سال ۱۳۹۹، یکی از درخشان‌ترین و تأثیرگذارترین آثار سینمای ایران در سال‌های اخیر است که با وجود بازیگران غیرچهره (به جز صابر ابر و مسعود رایگان)، توانست در جشنواره فیلم فجر و اکران عمومی، با استقبال گسترده منتقدان و مخاطبان مواجه شود. این فیلم که داستان «احترام‌سادات» (با بازی شیرین یزدان‌بخش) و «فروغ» (با بازی رابعه مدنی)، دو مادر سالخورده‌ای را روایت می‌کند که سال‌ها چشم‌به‌راه بازگشت فرزندان مفقودالاثر خود از جنگ هستند، با نگاهی «درونی» و «غیرکلیشه‌ای» به «ایثار» و «همدلی» انسانی می‌پردازد.
فیلم سینمایی «موقعیت مهدی» به کارگردانی، نویسندگی و بازی هادی حجازی‌فر، محصول سال ۱۴۰۰، یکی از درخشان‌ترین آثار سینمای دفاع مقدس در سال‌های اخیر است که در چهلمین جشنواره فیلم فجر با ۵ سیمرغ بلورین (بهترین فیلم، بهترین کارگردانی فیلم اول، بهترین موسیقی متن، بهترین صدابرداری و بهترین جلوه‌های ویژه میدانی) درخشید و توانست عنوان دومین فیلم پرفروش نوروز ۱۴۰۱ را نیز از آن خود کند. این فیلم که ابتدا به عنوان یک مینی‌سریال برای تلویزیون سفارش داده شده بود، با نسخه سینمایی خود به روایت زندگی «شهید مهدی باکری» (فرمانده لشکر ۳۱ عاشورا) از ترک مدیریت شهرداری ارومیه تا شهادت در عملیات بدر (زمستان ۱۳۶۳) می‌پردازد.
فیلم سینمایی «چ» به کارگردانی ابراهیم حاتمی‌کیا و بازی فریبرز عرب‌نیا، بابک حمیدیان و سعید راد، یکی از پرهزینه‌ترین و پربحث‌ترین فیلم‌های سال‌های اخیر سینمای ایران است که به دو روز پایانی زندگی شهید مصطفی چمران در جریان محاصره پاوه (سال ۱۳۵۸) می‌پردازد. این فیلم که با حمایت بنیاد سینمایی فارابی و با بودجه‌ای بالغ بر ۶ میلیارد تومان (و ۳۱ ماه زمان تولید) ساخته شده، تلاش می‌کند تا چهره‌ای متفاوت از چمران ارائه دهد: نه یک چریک عارف، که یک دیپلمات خردمند و صلح‌طلب که تا آخرین لحظه به دنبال مذاکره است. با وجود صحنه‌های جنگی تأثیرگذار (به ویژه سقوط هلی‌کوپتر) و پرداختن به موضوعی بکر و حساس (بحران کردستان در سال ۵۸)، فیلم با نقدهای جدی از سوی منتقدان و مخاطبان مواجه شده است.
آسیانیوز ایران هیچگونه مسولیتی در قبال نظرات کاربران ندارد.
تعداد کاراکتر باقیمانده: 1000
نظر خود را وارد کنید