دوشنبه / ۱۴ مهر ۱۴۰۴ / ۲۰:۰۰
کد خبر: 32977
گزارشگر: 548
۲۶۷
۰
۰
۸
کاظم عاشوری گیلده - محقق و نویسنده

چگونه در روزگار آشوب آرام بمانیم؟!

چگونه در روزگار آشوب آرام بمانیم؟!
در دنیای پرهیاهوی امروز که مملو از اخبار منفی و بحران‌های مختلف است، یادگیری هنر زیستن در دل بحران به ضرورتی انکارناپذیر تبدیل شده است. فاصله گرفتن از سطح و تمرکز بر لایه‌های عمیق‌تر زندگی، کلید حفظ آرامش و امید است. کاظم عاشوری گیلده در این مقاله به بررسی زیر لایه های پنهان مسائل عمیق این بحران می پردازد.

آسیانیوز ایران؛ سرویس اجتماعی:

این روزها اگر پای اخبار و شبکه‌های اجتماعی بنشینیم، کمتر لحظه‌ای است که با موجی از اتفاقات تلخ، بحران‌ها و پیش‌بینی‌های ناامیدکننده روبه‌رو نشویم. گویی جهان و کشور ما در گردبادی از خبرهای بد گرفتار شده و هیچ افق روشنی در پیش رو وجود ندارد. اما پرسش اصلی اینجاست: در چنین شرایطی چه باید کرد؟

ریشه‌های وضعیت امروز؛ از کجا آمده‌ایم؟

هیچ بحرانی یک شبه به وجود نمی‌آید. آنچه امروز تجربه می‌کنیم نتیجه سال‌ها خطا، تصمیم‌های اشتباه و بی‌توجهی به نشانه‌های کوچک است. این شرایط، محصول یک روز یا یک ماه گذشته نیست؛ بلکه رشته‌ای از علت‌ها و پیامدهاست که اکنون به شکلی واضح‌تر به چشم ما آمده است. بنابراین، تصور اینکه از همین امروز زندگی‌ها زیر و رو شوند یا همه بدبختی‌ها ناگهان بر سرمان آوار شده باشند، خطاست. ما تنها اکنون به وضوح دریافته‌ایم که در چه نقطه‌ای ایستاده‌ایم. کشف واقعیت شاید تلخ باشد، اما همین آگاهی نخستین قدم برای مواجهه‌ی درست با شرایط است.

چراها گره‌گشا نیستند

در لحظات سخت، ذهن ما به سمت پرسش‌های بی‌پایان می‌رود:

  • چرا من باید در این کشور به دنیا می‌آمدم؟
  • چرا خانواده‌ام این‌گونه بود؟
  • چرا بیمار شدم؟
  • چرا دیگران ثروتمند شدند و من نشدم؟

پاسخ یافتن به این پرسش‌ها حتی اگر پاسخی وجود داشته باشد. هیچ تغییری در وضعیت ما ایجاد نمی‌کند. این سؤال‌ها تنها ذهن را فرسوده می‌سازند و انرژی‌ای را که می‌تواند صرف بهبود زندگی شود، در مسیر بی‌حاصل هدر می‌دهند.

توهم انگیزه و فرسایش امید

سال‌ها به ما آموخته‌اند که «محکم باش»، «ادامه بده» و «جنگیدن رمز موفقیت است». جملاتی که در ظاهر امیدبخش‌اند، اما در عمل بار روانی سنگینی دارند. چرا؟ چون واقعیت زندگی به سادگی یک شعار نیست. این دست توصیه‌های سطحی، نه تنها در بلندمدت انرژی ما را تحلیل می‌برد، بلکه احساس شکست و ناکامی را تشدید می‌کند. امروز زمان آن رسیده که میان واقعیت‌های زندگی و شعارهای انگیزشی منسوخ مرز بکشیم.

فاصله گرفتن از سطح؛ کلید آرامش و بینش

زندگی اجتماعی ما در لایه‌های مختلفی جریان دارد. لایه‌های سطحی همان اخبار لحظه‌ای، جنجال‌های سیاسی، دعواهای رسانه‌ای و حتی هیاهوی فرهنگی و هنری بیشترین سروصدا را دارند. این سطح پرهیاهو ذهن ما را به اسارت می‌گیرد و آرامش روان را بر هم می‌زند.

اما در لایه‌های عمیق‌تر، همه چیز آرام‌تر و منطقی‌تر است:

  • روابط انسانی در سطحی صمیمی و واقعی معنا می‌یابند.
  • واقعیت‌ها بدون فیلتر اغراق یا هیاهو دیده می‌شوند.
  • اهداف و آرزوها بدون فشار بیرونی، شفاف‌تر شکل می‌گیرند.

فاصله گرفتن از سطح یعنی کاستن از شدت سروصدا و بازگشت به لایه‌های درونی‌تر زندگی. این فاصله نه انزواست و نه بی‌تفاوتی، بلکه انتخابی آگاهانه است برای حفظ آرامش، افزایش تمرکز و بازسازی امید.

چگونه از سطح فاصله بگیریم؟

1. مصرف اخبار را مدیریت کنید. به جای پیگیری بی‌وقفه خبرها، تنها در زمان‌های مشخص و کوتاه روزانه مرور کنید.

2. شبکه‌های اجتماعی را محدود کنید. این فضاها بیش از هر جای دیگری درگیر سطحی‌ترین لایه‌ها هستند.

3. زمان بیشتری به روابط واقعی اختصاص دهید. گفت‌وگوهای صمیمی با خانواده و دوستان می‌تواند ذهن را از آشوب بیرونی جدا کند.

4. تمرکز بر فعالیت‌های درونی. مطالعه، نوشتن، موسیقی یا حتی قدم زدن در طبیعت، ما را به لایه‌های آرام‌تر زندگی پیوند می‌زند.

5. پذیرش واقعیت‌ها. نپذیرفتن شرایط تنها به تلخی و فرسودگی می‌انجامد. پذیرش یعنی دیدن واقعیت همان‌گونه که هست و تصمیم‌گیری آگاهانه برای ادامه راه.

زندگی در روزهای بی‌امیدی

ما محکوم نیستیم که تنها در روزهای خوشی زندگی کنیم. هنر زیستن آن است که در اوج بحران هم راهی برای ادامه دادن بیابیم. آرامش درونی، امید واقعی و توان ادامه دادن، نه از شعارها بلکه از فهم عمیق زندگی و فاصله گرفتن از سطح پرهیاهو حاصل می‌شود.

سخن پایانی

این روزها شاید بیش از هر زمان دیگری به یادگیری یک مهارت نیاز داریم: توان زیستن در دل بحران. نه با انکار واقعیت، نه با شعارهای توخالی، بلکه با فاصله گرفتن از سطح و یافتن آرامش در لایه‌های عمیق‌تر زندگی. تنها در این صورت است که می‌توانیم در میان طوفان، هم امید را زنده نگه داریم و هم راهی برای حرکت به سوی آینده بیابیم.

به قلم: کاظم عاشوری گیلده
https://www.asianewsiran.com/u/hth
اخبار مرتبط
وجدان به عنوان قطب‌نمای اخلاقی انسان، در دنیای پرهیاهوی امروز به حاشیه رانده شده است. بررسی ریشه‌های این فراموشی و ارائه راهکارهای عملی برای بیداری وجدان فردی و اجتماعی، ضرورتی انکارناپذیر است. کاظم عاشوری گیلده در این مقاله این مسئله مهم اجتماعی را بررسی می کند.
اورتینکینگ یا بیش‌فکری، چرخه معیوب ذهنی است که ریشه در ناامنی درونی دارد و با سه چهره ترس از آینده، کمال‌گرایی بیمارگونه و نیاز به کنترل کامل خود را نشان می‌دهد. راه رهایی، بازسازی اعتماد درونی است. کاظم عاشوری گیلده در این مقاله به بررسی مسئله Overthinking می پردازد.
تئوری "پرتقال کپک‌زده" نشان می‌دهد چگونه یک فرد یا فکر سمی می‌تواند مانند کپک، آرام آرام سلامت روان ما را تحت تأثیر قرار دهد. برای حفظ سلامت ذهن، باید محیط اطراف خود را به دقت پالایش کنیم. کاظم عاشوری گیلده در این مقاله سلامت روان را بررسی می کند.
یک پژوهش تحلیلی با استناد به آرای اندیشمندانی مانند هانا آرنت نشان می‌دهد که تمامیت‌خواهی تنها یک ساختار سیاسی نیست، بلکه یک "وضعیت روانی" است که با ایجاد ترس، شکستن دلبستگی‌های طبیعی و مسخ رسانه‌ای، فردیت انسان را نابود می‌کند. کاظم عاشوری گیلده در این یادداشت هشدار می‌دهد که مکانیسم‌های مشابهی امروزه در پشت الگوریتم شبکه‌های اجتماعی نیز فعال هستند.
تحلیل های علمی نشان می‌دهد گفتن "بهش فکر نکن" نتیجه معکوس دارد. همان‌طور که نمی‌توانیم به قلبمان فرمان بدهیم «امروز تپش نداشته باش»، به ذهن خود هم نمی‌توانیم بگوییم «امروز فکر نکن». برای آزمایش کافی است همین حالا تلاش کنید به غذای ظهر یا به مشکلات سیاسی و اقتصادی آینده فکر نکنید. بعید است موفق شوید! راه حل واقعی: هدایت ذهن به جای سرکوب آن! کاظم عاشوری گیلده در این یادداشت به بررسی این موضوع می پردازد.
آسیانیوز ایران هیچگونه مسولیتی در قبال نظرات کاربران ندارد.
تعداد کاراکتر باقیمانده: 1000
نظر خود را وارد کنید