آسیانیوز ایران؛ سرویس فرهنگی هنری:
سینمای ایران در آستانه یک تحول بزرگ فناورانه قرار گرفته است. در چهل و چهارمین جشنواره فیلم فجر، اثری رونمایی شده که ادعا میکند مرزهای تولید سینمایی در کشور را جابجا کرده است. فیلم سینمایی «مولا» به کارگردانی و تهیهکنندگی عباس لاجوردی، خود را به عنوان نخستین فیلم بلند سینمای ایران با تکنیک هوش مصنوعی معرفی میکند. این ادعا اگر درست باشد، ایران را در زمره معدود کشورهای پیشگام در تلفیق هنر سینما با فناوریهای نوین هوش مصنوعی قرار میدهد. موضوع فیلم اما جالبتر از تکنیک آن است. «مولا» به داستان امامت حضرت علی با محوریت واقعه غدیرخم میپردازد. روایت فیلم در قالب گفتوگوی دو متفکر اهل سنت و شیعه شکل میگیرد و به مقاطع مختلفی از این موضوع تاریخی-اعتقادی میپردازد. کارگردان فیلم با جسارتی قابل توجه ادعا کرده که این اثر از لحاظ کیفی در سینمای جهان حرف برای گفتن دارد و حتی دستکم یک سال از مشابههای جهانی خود جلوتر است. او تأکید دارد که با استفاده از ظرفیتهای داخلی، اثری متفاوت و برتر از تولیدات هالیوود و بالیوود خلق شده است. این ادعای بزرگ در حالی مطرح میشود که حتی در هالیوود نیز پروژههای تمامعیار مبتنی بر هوش مصنوعی در مراحل ابتدایی قرار دارند. به تازگی دارن آرونوفسکی، کارگردان نامآشنا، استودیوی جدیدی برای ترکیب فناوری AI با سینما تأسیس کرده است.
عباس لاجوردی از پیچیدگیهای فنی پروژه سخن گفته است؛ از نگارش پرامپتهای چندلایه دهها صفحهای تا نظارت انسانی بر ترکیب عناصر بصری و دشواری هماهنگسازی کاراکترهای هوش مصنوعی برای دستیابی به حرکات طبیعی. اما ساخت این فیلم با چالشهای زیادی همراه بوده است: قطع اینترنت در مراحل حساس، افزایش نرخ ارز و چندبرابر شدن هزینهها، و محدودیتهای اداری و فنی. با این وجود، گروه تولید با انگیزهای ارزشمدارانه پروژه را به پایان رساندهاند. در این گزارش تحلیلی، به واکاوی ابعاد مختلف این ادعای جسورانه میپردازیم. از بررسی امکانسنجی فنی تا تحلیل محتوایی و جایگاه این فیلم در سینمای دینی و فناورانه ایران.
تحلیل فناورانه و ادعای پیشگامی در هوش مصنوعی
ادعای ساخت نخستین فیلم بلند ایرانی با تکنیک هوش مصنوعی نیاز به تعریف دقیق دارد. آیا منظور استفاده از هوش مصنوعی در تولید بخشهایی از فیلم (مانند تصاویر، صدا یا موسیقی) است یا کل فرآیند تولید از فیلمنامه تا تدوین با کمک AI انجام شده است؟ بر اساس گفتههای کارگردان، به نظر میرسد تمرکز بر تولید محتوای بصری و کاراکترهای دیجیتال بوده است. نکته جالب ادعای لاجوردی درباره «یک سال جلوتر بودن از مشابههای جهانی» است. در سطح جهان، شرکتهایی مانند OpenAI (با ابزار Sora)، Runway و Adobe در حال توسعه ابزارهای تولید ویدیوی مبتنی بر AI هستند. پروژههایی مانند «Ancestra» که در جشنواره ترایبکا رونمایی شد، نشان میدهد که حتی هالیوود نیز در مراحل آزمایشی قرار دارد. اگر ادعای لاجوردی صحت داشته باشد، این یک دستاورد قابل توجه فناورانه برای ایران محسوب میشود. با این حال، باید پرسید زیرساختهای فنی این کار چگونه تأمین شده است؟ آموزش مدلهای هوش مصنوعی برای تولید محتوای پیچیده سینمایی نیاز به قدرت پردازشی عظیم، دادههای آموزشی غنی و تیم متخصص دارد. اگر ایران واقعاً به چنین توانایی دست یافته، میتواند نقطه عطفی در صنایع خلاقه کشور باشد. اما باید منتظر ارزیابی کارشناسان فنی پس از نمایش فیلم بود.
محتوا و رویکرد به موضوع دینی
انتخاب موضوع امامت و واقعه غدیر برای یک فیلم پیشرو در فناوری، انتخابی جسورانه و معنادار است. این نشان میدهد سازندگان قصد داشتهاند از پیشرفتهترین ابزارهای روز برای روایت یکی از عمیقترین مفاهیم دینی و تاریخی شیعه استفاده کنند. این تلفیق «فناوری اوج» با «محتواهای بنیادین دینی» میتواند الگویی جدید در سینمای دینی ایران ایجاد کند. قالب روایی فیلم (گفتوگوی دو متفکر اهل سنت و شیعه) نیز هوشمندانه به نظر میرسد. این رویکرد میتواند فیلم را از حالت یک روایت یکسویه خارج کند و فضایی برای دیالوگ و تفکر ایجاد نماید. اگر این بخش به خوبی اجرا شده باشد، میتواند به درک متقابل مذهبی نیز کمک کند. چالش اصلی در این بخش، حفظ عمق و اصالت محتوای دینی در فرآیند تولید فناوریمحور است. آیا استفاده از هوش مصنوعی — که ذاتاً بر پایه دادههای موجود آموزش دیده — میتواند ظرافتهای کلامی، تاریخی و عرفانی چنین موضوعی را به درستی منتقل کند؟ یا ممکن است به سادهسازی یا کلیشهسازی بینجامد؟ پاسخ این پرسشها پس از دیدن فیلم مشخص خواهد شد.
دردسرهای تولید و چالشهای داخلی
کارگردان به درستی به چالشهای عینی تولید در ایران اشاره کرده است. قطعیهای اینترنت — که احتمالاً به تحریمها یا مسائل داخلی مرتبط است — میتواند ارتباط با سرورهای ابری و ابزارهای بینالمللی AI را به طور کامل مختل کند. این نشان میدهد تیم تولید احتمالاً تا حد زیادی متکی بر راهحلهای داخلی یا آفلاین بوده است. افزایش نرخ ارز و افزایش چندبرابری هزینهها نیز مشکلی واقعی برای تمام پروژههای فناورانه در ایران است. دسترسی به سختافزارهای قدرتمند (مانند کارتهای گرافیک پیشرفته) یا خرید سرویسهای ابری خارجی با چنین نوساناتی غیرممکن یا بسیار پرهزینه میشود. اگر این فیلم واقعاً با چنین موانعی ساخته شده، خود یک پیروزی لجستیکی و مدیریتی است. محدودیتهای اداری و فنی داخلی نیز از جمله موانع همیشگی است. احتمالاً تیم تولید با کمبود منابع آموزشی به زبان فارسی، نبود جامعه حرفهای بزرگ در حوزه AI سینمایی، و چارچوبهای حقوقی نامشخص برای مالکیت معنوی آثار تولیدشده با AI مواجه بوده است. عبور از این موانع، نیاز به خلاقیت و پشتکار زیادی داشته است.
جایگاه در سینمای ایران و پیامدهای احتمالی
«مولا» میتواند آغازی برای یک جریان جدید در سینمای ایران باشد. اگر این فیلم از نظر فنی و هنری موفق ارزیابی شود، میتواند سایر فیلمسازان را به آزمایش با فناوریهای نوین ترغیب کند. این امر میتواند به کاهش هزینههای تولید در بلندمدت (پس از سرمایهگذاری اولیه) و ایجاد ژانرها یا سبکهای کاملاً جدید بینجامد. از طرف دیگر، این تجربه میتواند نقشه راهی برای نهادهای فرهنگی و حامیان مالی باشد. همانطور که لاجوردی خواستار حمایت بیشتر شده، موفقیت «مولا» میتواند سیاستگذاران را متقاعد کند که در بخش فناوریهای خلاقه سرمایهگذاری کنند. این میتواند شامل ایجاد آزمایشگاههای رسانهای، اعطای گرنت به پروژههای آزمایشی و آموزش نیروی متخصص باشد. خطر احتمالی، شتابزدگی و سطحینگری است. ممکن است پس از این فیلم، عدهای بدون درک عمیق از فناوری یا صرفاً برای جلب توجه، به سمت استفاده ظاهری از AI روی آورند. این امر میتواند به تولید آثار ضعیف و در نتیجه بدبین شدن جامعه سینمایی و مخاطبان نسبت به این پتانسیل واقعی بینجامد. نیاز به نقد و ارزیابی دقیق و بیطرفانه وجود دارد.
تحلیل بینالمللی و ادعای رقابت با هالیوود
ادعای رقابت با هالیوود و بالیوود در حوزه فناوری، نیاز به سنجههای دقیق دارد. هالیوود در حال حاضر از AI بیشتر در مراحل پیشتولید (مانند طراحی مفهومی، استوریبورد)، جلوههای ویژه کمکی، یا صداگذاری استفاده میکند. پروژههای تمامعیاری مانند آنچه لاجوردی توصیف میکند، هنوز در مرحله تحقیق و توسعه هستند. نکته مهم، تفاوت در مقیاس و زیرساخت است. شرکتهای هالیوودی به دادههای عظیم، ابررایانهها و سرمایه کلان دسترسی دارند. موفقیت «مولا» در شرایط محدود ایران، اگر واقعی باشد، میتواند نشاندهنده کارایی بالا و خلاقیت تیم تولید باشد. این میتواند یک مزیت رقابتی منحصربهفرد برای سینمای ایران ایجاد کند: تولید آثار با کیفیت قابل قبول با هزینه و امکانات کمتر. در نهایت، معیار قضاوت، خود اثر است. آیا فیلم از نظر زیباییشناختی، روایی و فنی مخاطب را متقاعد میکند؟ آیا استفاده از AI در خدمت قصه است یا خودنمایی فناوری بر محتوا غلبه کرده است؟ پاسخ این پرسشها نه در ادعاها، که در سالن سینما و پس از تماشای «مولا» روشن خواهد شد. این فیلم چه موفق شود چه نه، حداقل شجاعت شروع یک مسیر جدید را داشته است.