سه شنبه / ۲۱ بهمن ۱۴۰۴ / ۲۳:۵۴
کد خبر: 36628
گزارشگر: 548
۵۹
۰
۰
۱
انقلابی در سینمای ایران؛ «مولا» نخستین فیلم هوش مصنوعی رونمایی شد

همه چیز درباره فیلم سینمایی «مولا»: فیلمی با تکنیک AI درباره امامت و واقعه غدیر

همه چیز درباره فیلم سینمایی «مولا»: فیلمی با تکنیک AI درباره امامت و واقعه غدیر
فیلم سینمایی «مولا» به کارگردانی عباس لاجوردی، به عنوان نخستین فیلم بلند ایرانی ساخته شده با تکنیک هوش مصنوعی در جشنواره فجر رونمایی شد. این فیلم به موضوع امامت حضرت علی و واقعه غدیر می‌پردازد. کارگردان ادعا کرده که این اثر از لحاظ کیفی در سطح جهانی حرف برای گفتن دارد و دست‌کم یک سال از مشابه‌های خارجی خود جلوتر است. او تأکید دارد که تمام بخش‌های فنی و تیتراژ فیلم به شکل حرفه‌ای و با هوش مصنوعی تولید شده است. ساخت این فیلم با چالش‌هایی مانند قطع اینترنت، افزایش هزینه‌ها و محدودیت‌های فنی همراه بوده، اما گروه تولید با انگیزه ارزش‌مدارانه آن را به پایان رسانده‌اند.

آسیانیوز ایران؛ سرویس فرهنگی هنری:

سینمای ایران در آستانه یک تحول بزرگ فناورانه قرار گرفته است. در چهل و چهارمین جشنواره فیلم فجر، اثری رونمایی شده که ادعا می‌کند مرزهای تولید سینمایی در کشور را جابجا کرده است. فیلم سینمایی «مولا» به کارگردانی و تهیه‌کنندگی عباس لاجوردی، خود را به عنوان نخستین فیلم بلند سینمای ایران با تکنیک هوش مصنوعی معرفی می‌کند. این ادعا اگر درست باشد، ایران را در زمره معدود کشورهای پیشگام در تلفیق هنر سینما با فناوری‌های نوین هوش مصنوعی قرار می‌دهد. موضوع فیلم اما جالب‌تر از تکنیک آن است. «مولا» به داستان امامت حضرت علی با محوریت واقعه غدیرخم می‌پردازد. روایت فیلم در قالب گفت‌وگوی دو متفکر اهل سنت و شیعه شکل می‌گیرد و به مقاطع مختلفی از این موضوع تاریخی-اعتقادی می‌پردازد. کارگردان فیلم با جسارتی قابل توجه ادعا کرده که این اثر از لحاظ کیفی در سینمای جهان حرف برای گفتن دارد و حتی دست‌کم یک سال از مشابه‌های جهانی خود جلوتر است. او تأکید دارد که با استفاده از ظرفیت‌های داخلی، اثری متفاوت و برتر از تولیدات هالیوود و بالیوود خلق شده است. این ادعای بزرگ در حالی مطرح می‌شود که حتی در هالیوود نیز پروژه‌های تمام‌عیار مبتنی بر هوش مصنوعی در مراحل ابتدایی قرار دارند. به تازگی دارن آرونوفسکی، کارگردان نام‌آشنا، استودیوی جدیدی برای ترکیب فناوری AI با سینما تأسیس کرده است.

عباس لاجوردی از پیچیدگی‌های فنی پروژه سخن گفته است؛ از نگارش پرامپت‌های چندلایه ده‌ها صفحه‌ای تا نظارت انسانی بر ترکیب عناصر بصری و دشواری هماهنگ‌سازی کاراکترهای هوش مصنوعی برای دستیابی به حرکات طبیعی. اما ساخت این فیلم با چالش‌های زیادی همراه بوده است: قطع اینترنت در مراحل حساس، افزایش نرخ ارز و چندبرابر شدن هزینه‌ها، و محدودیت‌های اداری و فنی. با این وجود، گروه تولید با انگیزه‌ای ارزش‌مدارانه پروژه را به پایان رسانده‌اند. در این گزارش تحلیلی، به واکاوی ابعاد مختلف این ادعای جسورانه می‌پردازیم. از بررسی امکان‌سنجی فنی تا تحلیل محتوایی و جایگاه این فیلم در سینمای دینی و فناورانه ایران.

تحلیل فناورانه و ادعای پیشگامی در هوش مصنوعی

ادعای ساخت نخستین فیلم بلند ایرانی با تکنیک هوش مصنوعی نیاز به تعریف دقیق دارد. آیا منظور استفاده از هوش مصنوعی در تولید بخش‌هایی از فیلم (مانند تصاویر، صدا یا موسیقی) است یا کل فرآیند تولید از فیلمنامه تا تدوین با کمک AI انجام شده است؟ بر اساس گفته‌های کارگردان، به نظر می‌رسد تمرکز بر تولید محتوای بصری و کاراکترهای دیجیتال بوده است. نکته جالب ادعای لاجوردی درباره «یک سال جلوتر بودن از مشابه‌های جهانی» است. در سطح جهان، شرکت‌هایی مانند OpenAI (با ابزار Sora)، Runway و Adobe در حال توسعه ابزارهای تولید ویدیوی مبتنی بر AI هستند. پروژه‌هایی مانند «Ancestra» که در جشنواره ترایبکا رونمایی شد، نشان می‌دهد که حتی هالیوود نیز در مراحل آزمایشی قرار دارد. اگر ادعای لاجوردی صحت داشته باشد، این یک دستاورد قابل توجه فناورانه برای ایران محسوب می‌شود. با این حال، باید پرسید زیرساخت‌های فنی این کار چگونه تأمین شده است؟ آموزش مدل‌های هوش مصنوعی برای تولید محتوای پیچیده سینمایی نیاز به قدرت پردازشی عظیم، داده‌های آموزشی غنی و تیم متخصص دارد. اگر ایران واقعاً به چنین توانایی دست یافته، می‌تواند نقطه عطفی در صنایع خلاقه کشور باشد. اما باید منتظر ارزیابی کارشناسان فنی پس از نمایش فیلم بود.

محتوا و رویکرد به موضوع دینی

انتخاب موضوع امامت و واقعه غدیر برای یک فیلم پیشرو در فناوری، انتخابی جسورانه و معنادار است. این نشان می‌دهد سازندگان قصد داشته‌اند از پیشرفته‌ترین ابزارهای روز برای روایت یکی از عمیق‌ترین مفاهیم دینی و تاریخی شیعه استفاده کنند. این تلفیق «فناوری اوج» با «محتواهای بنیادین دینی» می‌تواند الگویی جدید در سینمای دینی ایران ایجاد کند. قالب روایی فیلم (گفت‌وگوی دو متفکر اهل سنت و شیعه) نیز هوشمندانه به نظر می‌رسد. این رویکرد می‌تواند فیلم را از حالت یک روایت یک‌سویه خارج کند و فضایی برای دیالوگ و تفکر ایجاد نماید. اگر این بخش به خوبی اجرا شده باشد، می‌تواند به درک متقابل مذهبی نیز کمک کند. چالش اصلی در این بخش، حفظ عمق و اصالت محتوای دینی در فرآیند تولید فناوریمحور است. آیا استفاده از هوش مصنوعی — که ذاتاً بر پایه داده‌های موجود آموزش دیده — می‌تواند ظرافت‌های کلامی، تاریخی و عرفانی چنین موضوعی را به درستی منتقل کند؟ یا ممکن است به ساده‌سازی یا کلیشه‌سازی بینجامد؟ پاسخ این پرسش‌ها پس از دیدن فیلم مشخص خواهد شد.

دردسرهای تولید و چالش‌های داخلی

کارگردان به درستی به چالش‌های عینی تولید در ایران اشاره کرده است. قطعی‌های اینترنت — که احتمالاً به تحریم‌ها یا مسائل داخلی مرتبط است — می‌تواند ارتباط با سرورهای ابری و ابزارهای بین‌المللی AI را به طور کامل مختل کند. این نشان می‌دهد تیم تولید احتمالاً تا حد زیادی متکی بر راه‌حل‌های داخلی یا آفلاین بوده است. افزایش نرخ ارز و افزایش چندبرابری هزینه‌ها نیز مشکلی واقعی برای تمام پروژه‌های فناورانه در ایران است. دسترسی به سخت‌افزارهای قدرتمند (مانند کارت‌های گرافیک پیشرفته) یا خرید سرویس‌های ابری خارجی با چنین نوساناتی غیرممکن یا بسیار پرهزینه می‌شود. اگر این فیلم واقعاً با چنین موانعی ساخته شده، خود یک پیروزی لجستیکی و مدیریتی است. محدودیت‌های اداری و فنی داخلی نیز از جمله موانع همیشگی است. احتمالاً تیم تولید با کمبود منابع آموزشی به زبان فارسی، نبود جامعه حرفه‌ای بزرگ در حوزه AI سینمایی، و چارچوب‌های حقوقی نامشخص برای مالکیت معنوی آثار تولیدشده با AI مواجه بوده است. عبور از این موانع، نیاز به خلاقیت و پشتکار زیادی داشته است.

جایگاه در سینمای ایران و پیامدهای احتمالی

«مولا» می‌تواند آغازی برای یک جریان جدید در سینمای ایران باشد. اگر این فیلم از نظر فنی و هنری موفق ارزیابی شود، می‌تواند سایر فیلمسازان را به آزمایش با فناوری‌های نوین ترغیب کند. این امر می‌تواند به کاهش هزینه‌های تولید در بلندمدت (پس از سرمایه‌گذاری اولیه) و ایجاد ژانرها یا سبک‌های کاملاً جدید بینجامد. از طرف دیگر، این تجربه می‌تواند نقشه راهی برای نهادهای فرهنگی و حامیان مالی باشد. همانطور که لاجوردی خواستار حمایت بیشتر شده، موفقیت «مولا» می‌تواند سیاست‌گذاران را متقاعد کند که در بخش فناوری‌های خلاقه سرمایه‌گذاری کنند. این می‌تواند شامل ایجاد آزمایشگاه‌های رسانه‌ای، اعطای گرنت به پروژه‌های آزمایشی و آموزش نیروی متخصص باشد. خطر احتمالی، شتاب‌زدگی و سطحی‌نگری است. ممکن است پس از این فیلم، عده‌ای بدون درک عمیق از فناوری یا صرفاً برای جلب توجه، به سمت استفاده ظاهری از AI روی آورند. این امر می‌تواند به تولید آثار ضعیف و در نتیجه بدبین شدن جامعه سینمایی و مخاطبان نسبت به این پتانسیل واقعی بینجامد. نیاز به نقد و ارزیابی دقیق و بی‌طرفانه وجود دارد.

تحلیل بین‌المللی و ادعای رقابت با هالیوود

ادعای رقابت با هالیوود و بالیوود در حوزه فناوری، نیاز به سنجه‌های دقیق دارد. هالیوود در حال حاضر از AI بیشتر در مراحل پیش‌تولید (مانند طراحی مفهومی، استوری‌بورد)، جلوه‌های ویژه کمکی، یا صداگذاری استفاده می‌کند. پروژه‌های تمام‌عیاری مانند آنچه لاجوردی توصیف می‌کند، هنوز در مرحله تحقیق و توسعه هستند. نکته مهم، تفاوت در مقیاس و زیرساخت است. شرکت‌های هالیوودی به داده‌های عظیم، ابررایانه‌ها و سرمایه کلان دسترسی دارند. موفقیت «مولا» در شرایط محدود ایران، اگر واقعی باشد، می‌تواند نشان‌دهنده کارایی بالا و خلاقیت تیم تولید باشد. این می‌تواند یک مزیت رقابتی منحصربه‌فرد برای سینمای ایران ایجاد کند: تولید آثار با کیفیت قابل قبول با هزینه و امکانات کمتر. در نهایت، معیار قضاوت، خود اثر است. آیا فیلم از نظر زیبایی‌شناختی، روایی و فنی مخاطب را متقاعد می‌کند؟ آیا استفاده از AI در خدمت قصه است یا خودنمایی فناوری بر محتوا غلبه کرده است؟ پاسخ این پرسش‌ها نه در ادعاها، که در سالن سینما و پس از تماشای «مولا» روشن خواهد شد. این فیلم چه موفق شود چه نه، حداقل شجاعت شروع یک مسیر جدید را داشته است.

https://www.asianewsiran.com/u/ioo
اخبار مرتبط
فیلم سینمایی «اردوبهشت» به کارگردانی محمد داودی، در چهل و چهارمین جشنواره فیلم فجر رونمایی شد. این فیلم بر اساس حادثه واقعی غرق شدن هفت دانش‌آموز در پارک شهر تهران ساخته شده است. در «اردوبهشت» بازیگرانی چون حامد بهداد، شهرام حقیقت‌دوست و تورج الوندی ایفای نقش کرده‌اند. داستان فیلم حول محور پدری می‌گردد که پس از از دست دادن دخترش، به دنبال عدالت است. این فیلم نخستین تجربه کارگردانی محمد داودی است که پیش از این نویسنده فیلم‌نامه‌های موفق بسیاری بوده است. با این حال، نقدها نشان می‌دهد که فیلم در بخش‌هایی با ضعف دراماتیک و عدم باورپذیری مواجه است.
فیلم سینمایی «آن‌دو» به کارگردانی مرتضی رحیمی، در چهل و چهارمین جشنواره فیلم فجر روی پرده رفت. این فیلم، روایتگر زندگی شهید ۱۲ ساله، ظفر خالدی، از شهدای ایل بختیاری است. با وجود سوژه قدرتمند و حضور بازیگرانی مانند فریبا کوثری، این فیلم نتوانسته ارتباط عاطفی لازم را با مخاطب برقرار کند. ضعف دراماتیک و شخصیت‌پردازی سطحی، از جمله نقاط ضعف اصلی اثر عنوان شده است. استفاده از لهجه اصیل لری و بازیگران بومی، از معدود نقاط قوت فیلم است که نتوانسته بر کلیت ضعیف اثر سرپوش بگذارد.
فیلم سینمایی "کارواش" به کارگردانی احمد مرادپور، به عنوان یک تریلر سیاسی اجتماعی پرحاشیه، وارد چهل و دومین جشنواره فیلم فجر شده است. این فیلم به موضوع داغ و ملتهب فساد اقتصادی و پولشویی سازمان‌یافته می‌پردازد. داستان حول محور یک مأمور مالیات به نام کاوه (با بازی امیر آقایی) می‌گردد که درگیر پرونده‌ای پیچیده از فساد یک چهره بانفوذ می‌شود. پانته‌آ پناهی‌ها، حسین مهری و دیگر بازیگران سرشناس نیز در این پروژه حضور دارند. مرادپور و نویسندگان فیلم تأکید دارند که "کارواش" قصد افشاگری شخصی ندارد، بلکه می‌خواهد چرخه فساد و خطر عادی‌شدن آن را به تصویر بکشد و هشداری به نهادهای نظارتی باشد.
ادعای سرقت فیلمنامه، جشنواره چهل و چهارم فیلم فجر را در آستانه برگزاری با چالشی جدی مواجه کرده است. به نقل از عصر ایران، محمدرضا مرزوقی، نویسنده، در نامه‌ای رسمی به منوچهر شاهسواری، دبیر جشنواره، اعلام کرده فیلم «تقاطع نهایی شب» حاضر در بخش «سودای سیمرغ»، بر اساس فیلمنامه‌ای ساخته شده که بدون اجازه او به سرقت رفته و به نام دیگری ثبت شده است. وی در این نامه مفصل، روند آشنایی با فردی به نام سعید جلیلی، نوشتن خلاصه فیلمنامه در سال ۱۴۰۲، و سپس ثبت غیرقانونی و یک‌طرفه آن اثر توسط جلیلی را به همراه مستندات شرح داده است. مرزوقی پیگیری حقوقی خود در خانه سینما را نیز ناقص و حاوی اشکال دانسته و از رأی صادره انتقاد کرده است.
فیلم سینمایی «خواب» به کارگردانی مانی مقدم و با بازی رضا عطاران و مریلا زارعی، در چهل و چهارمین جشنواره فیلم فجر با انتقادات گسترده‌ای مواجه شد. این فیلم که در ژانر کمدی-اجتماعی و با ادعای پرداختن به مفاهیم فلسفی ساخته شده، از نظر منتقدان در تحقق اهداف خود ناکام مانده است. مهم‌ترین انتقادات وارده به این فیلم شامل ضعف فیلمنامه و کارگردانی، ریتم کند، عدم تفکیک مناسب جهان خواب و واقعیت، و رویکردی طعنه‌آمیز و سطحی به مولفه‌های مذهبی است. عملکرد بازیگران نیز به دلیل ضعف متن، نتوانسته درخشان باشد. این فیلم که نخستین تجربه کارگردانی مانی مقدم محسوب می‌شود، با وجود ترکیب قدرتمند بازیگری، به عنوان یک فرصت از دست رفته در جشنواره ارزیابی شده و نتوانسته رضایت منتقدان و مخاطبان را جلب کند.
فیلم «آرام‌بخش» به کارگردانی سعید زمانیان و با بازی الناز شاکردوست، در جشنواره فیلم فجر با نقدهای منفی مواجه شده است. این فیلم که اولین تجربه کارگردانی بلند زمانیان محسوب می‌شود، نتوانسته انتظارات را برآورده کند. نقدها عمدتاً بر ریتم کند، فیلمنامه ضعیف، شخصیت‌پردازی ناقص و تناقض‌های روایی متمرکز است. فیلم با وجود تلاش برای ساختارشکنی، نتوانسته پیام خود را به طور مؤثر منتقل کند. ضعف‌های فنی از جمله گریم ناپایدار و دکوپاژ نامنسجم نیز از دیگر مواردی است که مورد انتقاد قرار گرفته و فیلم را به اثری ضعیف در جشنواره تبدیل کرده است.
فیلم «سقف» به کارگردانی ابراهیم امینی، نویسنده شناخته‌شده سینمای ایران، در چهل‌وچهارمین جشنواره فیلم فجر با نقدهای تندی مواجه شده است. این فیلم که روایتگر زندگی خانواده‌ای در گیرودار جنگ است، نتوانسته انتظارات مخاطبان و منتقدان را برآورده کند. نقدها عمدتاً بر شخصیت‌پردازی ضعیف، روایت آشفته و کارگردانی غیرحرفه‌ای متمرکز است. بازی‌های مصنوعی، اسلوموشن‌های کلیشه‌ای و دیالوگ‌های بی‌جان ازجمله مواردی است که مورد انتقاد قرار گرفته است. فیلم با وجود بازیگران مطرحی چون سام درخشانی و فریبا نادری نتوانسته از دام ضعف‌های اساسی فیلمنامه و کارگردانی رهایی یابد و به عنوان یکی از آثار ضعیف جشنواره شناخته می‌شود.
آسیانیوز ایران هیچگونه مسولیتی در قبال نظرات کاربران ندارد.
تعداد کاراکتر باقیمانده: 1000
نظر خود را وارد کنید