آسیانیوز ایران؛ سرویس فرهنگی هنری:
سینمای دفاع مقدس در چهلوچهارمین جشنواره فیلم فجر با اثری جدید از محمد عسگری نمایندهای دیگر دارد. فیلم «پل» که امروز در سانس دوم جشنواره به نمایش درمیآید، روایتی تازه از روزهای جنگ در جغرافیای خاص «هور» را به تصویر میکشد. این فیلم سومین تجربه کارگردانی محمد عسگری است که پیش از این با آثاری مانند «آسمان غرب» و «اتاقک گلی» در همین ژانر شناخته شده بود. «پل» اما به نظر میرسد با نگاهی متفاوتتر و انسانیتر به ماجرای جنگ میپردازد. داستان فیلم حول محور «موسی»، نوجوانی جسور میچرخد که پس از یک ماه بیخبری از برادر بزرگترش «مصطفی» که یک رزمنده است، تصمیم میگیرد به تنهایی راهی جبهههای جنوب شود تا از او سراغی بگیرد.
سفر موسی به خط مقدم، او را به منطقهای میرساند که دوستان قدیمیاش نگهبانی یک «پل شناور» را بر عهده دارند. اما نقطه عطف ماجرا زمانی است که موسی در یک قایق سرگردان در میان هور، با یک نوزاد بیسرپرست روبرو میشود. از این لحظه به بعد، مأموریت موسی دوگانه میشود: هم باید از این نوزاد آسیبپذیر در میان آتش و انفجار محافظت کند و هم ردّی از خانواده برادر گمشدهاش پیدا کند. این تقابل میان مأموریت جنگی و وظیفه انسانی، هسته مرکزی درام فیلم را تشکیل میدهد. فیلم با بازیگری روحالله زمانی در نقش اصلی، و با حضور چهرههایی مانند سروش صحت، سعید آقاخانی و آرمین رحیمیان همراه است. حضور سعید آقاخانی در نقش یک پیرمرد عرب، از جمله انتخابهای جالب توجه بازیگری فیلم است. نکته قابل توجه درباره «پل»، توجه آن به جنبههای انسانی و روزمره زندگی رزمندگان در خط مقدم است، به جای تمرکز صرف بر صحنههای پرهیجان نظامی. فیلم میکوشد از دل موقعیت جنگی، داستانی درباره مهربانی، مسئولیتپذیری و پیوندهای انسانی خلق کند. در ادامه، نگاهی عمیقتر به این فیلم، نقاط قوت و ضعف آن، و جایگاهش در میان آثار تازه جشنواره فجر خواهیم داشت.
تحلیل رویکرد روایی؛ گذر از حماسهسازی به روایت انسانی
به نظر میرسد محمد عسگری در «پل» تلاش کرده است تا از الگوهای مرسوم و گاه کلیشهای فیلمهای دفاع مقدسی فاصله بگیرد. فیلم به جای تمرکز بر صحنههای بزرگ نبرد و قهرمانسازیهای اغراقآمیز، بر موقعیتهای کوچک، انسانی و روزمره رزمندگان در خط مقدم دست میگذارد. نقطه کانونی داستان، نه یک عملیات بزرگ، که یک «نوزاد گمشده» است. این انتخاب، فیلم را به سمت درام انسانی و اخلاقی سوق میدهد. جنگ در اینجا به عنوان یک «پسزمینه» عمل میکند که شرایط خاص و فشار مضاعفی را بر شخصیتها تحمیل مینماید تا عمق انسانیت یا چالشهای اخلاقی آنان آشکار شود. این رویکرد اگر با ظرافت اجرا شود، میتواند برای مخاطب امروزی که ممکن است از روایتهای تکراری جنگ خسته شده، جذاب و تأثیرگذار باشد.
بررسی شخصیت پردازی و عملکرد بازیگران
شخصیت «موسی» که توسط روحالله زمانی بازی میشود، قلب تپنده فیلم است. یک نوجوان مصمم، اما نه فوققهرمان، که در میانه یک مأموریت خطرناک، با موقعیتی غیرمنتظره (مراقبت از نوزاد) روبرو میشود. بازی زمانی در فیلم قبلی عسگری («آسمان غرب») نیز مورد توجه قرار گرفت و به نظر میرسد انتخاب او برای نقش اول، حرکتی هوشمندانه برای دوری از چهرههای تکراری و کشف استعدادهای جدید است. حضور سعید آقاخانی در نقش یک پیرمرد عرب نیز میتواند یکی از نقاط قوت بازیگری فیلم باشد، چرا که او توانایی تبدیل شدن به نماد «انسانی فراتر از مرزهای ملیت و مذهب» را دارد. اما عملکرد سروش صحت در نقشی فرعی، طبق برخی گزارشهای اولیه، ممکن است کمتر از حد انتظار باشد. چالش اصلی فیلم در بخش بازیگری، ایجاد هماهنگی و شیمی باورپذیر بین شخصیتهای اصلی در فضای محدود سنگر و هور است.
فضاسازی و نقش جغرافیای «هور» در پیشبرد داستان
انتخاب «هور» (تالاب) به عنوان جغرافیای اصلی داستان، انتخابی دراماتیک و تصویری است. هور با آبهای راکد، نیزارهای بلند و مهآلودگی، فضایی مرموز، ایزوله و پرابهام ایجاد میکند. این فضا به طور طبیعی بر تعلیق داستان میافزاید. پل شناوری که شخصیتها از آن محافظت میکنند، میتواند نمادی از «اتصال» باشد: اتصال دو ساحل، اتصال جبهه به پشت جبهه، یا حتی اتصال انسانها به یکدیگر در میانه جداییها. از طرفی، قایق سرگردان حامل نوزاد، خود نمادی از «بیسرنوشتی» و «رها شدگی» است که در مقابل مفهوم پل (عبور و اتصال) قرار میگیرد. موفقیت فیلم در گرو آن است که از این فضا و نمادها نه به صورت تصنعی، که به عنوان بخشی ارگانیک از روایت و شخصیتپردازی استفاده کند.
نقدهای واردشده و چالشهای فیلمنامه
بر اساس نقدهای اولیه، فیلمنامه «پل» با برخی چالشها روبروست. یکی از عمدهترین انتقادات، ضعف در «دیالوگنویسی» است. برخی دیالوگها شبیه به شعار یا گفتوگوهای غیرطبیعی ارزیابی شدهاند که میتواند از باورپذیری شخصیتها بکاهد. مورد دیگر، «کارکرد نمادین نوزاد» در داستان است. اگرچه این نوزاد محرک اصلی بسیاری از کنشهاست، اما ممکن است به اندازه کافی در بافت روایی غرق نشده و صرفاً به عنوان یک «دستآویز احساسی» به نظر برسد. همچنین، برخی معتقدند که فیلم در بخشهایی، ریتم یکنواختی پیدا میکند و از کشش لازم برخوردار نیست. این چالشها میتواند تجربه تماشای فیلم را برای بخشی از مخاطبان تحت تأثیر قرار دهد.
جایگاه در جشنواره و مقایسه با آثار مشابه
«پل» در بخش مسابقه جشنواره فجر، در کنار آثاری قرار گرفته که بسیاری از آنها به مسائل اجتماعی روز میپردازند. در چنین فضایی، یک فیلم با موضوع دفاع مقدس نیازمند ارائه زاویه دید تازهای است تا توجه داوران و منتقدان را جلب کند. فیلم از نظر تکنیکی نسبت به آثار قبلی عسگری پیشرفت محسوسی داشته و بازی روحالله زمانی نقطه قوت آن است. برخی منتقدان، فیلم را به «هور در آتش» ساخته عزیزالله حمیدنژاد (۱۳۷۰) تشبیه کردهاند که نشان از وامگیری از یک الگوی روایی موفق در سینمای جنگ ایران دارد. موفقیت «پل» در جشنواره به این بستگی دارد که آیا توانسته از این الگو فراتر رفته و صدای مستقل خود را پیدا کند یا خیر. برای مخاطب عام نیز، این فیلم میتواند به شرطی جذاب باشد که بر جنبههای دراماتیک و انسانی داستان بیش از جنبههای جنگی و تاریخی تأکید کند.