شنبه / ۲۷ تیر ۱۴۰۵ / ۰۰:۲۲
کد خبر: 39900
گزارشگر: 548
۳۹
۰
۰
۱
سلطه بر گواهی‌های SSL؛ از تحریم‌های واشنگتن تا خاموشی‌های داخلی

ماجرای اختلال در زیرساخت SSL ها و ایندکس شدن وبسایت های داخلی

ماجرای اختلال در زیرساخت SSL ها و ایندکس شدن وبسایت های داخلی
گواهی‌های SSL که به عنوان «گذرنامهٔ دیجیتال» وب‌سایت‌ها شناخته می‌شوند، در سال‌های اخیر به ابزاری برای اعمال حاکمیت و تحریم تبدیل شده‌اند. از یک سو، شرکت‌های آمریکایی ارائه‌دهنده گواهی، با تهدید به مجازات‌های مالی، از ارائه خدمات به دامنه‌های تحت تحریم خودداری می‌کنند و از سوی دیگر، در شرایط بحرانی، دولت ایران با اختلال در زیرساخت SSL، دسترسی به وب‌سایت‌ها را با مشکل مواجه می‌سازد. پیامد هر دو رویکرد، «محو شدن» وب‌سایت‌ها از دید جهانی و جریمه شدن توسط موتورهای جستجو است که به اقتصاد دیجیتال کشور و کسب‌وکارهای کوچک ضربه می‌زند. خبرگزاری فارس با طرح این موضوع، توجه را به این بحران جلب کرده، اما نگاه گزینشی به این پدیده، انتقادات جدی را برانگیخته است.

آسیانیوز ایران؛ سرویس علم و تکنولوژی:

گواهینامه‌های SSL را به‌جرأت می‌توان «گذرنامه‌های دیجیتال» وب‌سایت‌ها در جهان امروز نامید. این گواهی‌ها، که توسط نهادهای معتبر بین‌المللی صادر می‌شوند، به مرورگرهای کاربران می‌گویند که یک وب‌سایت «امن» است یا خیر. اما در سال‌های اخیر، این سازوکار فنی که قرار بود صرفاً برای رمزنگاری ارتباطات باشد، به ابزاری قدرتمند برای اعمال حاکمیت و حتی تحریم تبدیل شده است؛ هم از سوی غرب و هم از سوی دولت‌های ملی. ادعای خبرگزاری فارس مبنی بر مسدود شدن صدور گواهی SSL توسط مراکز معتبر آمریکایی و اروپایی، اگرچه نیازمند شواهد فنی عینی‌تر است، اما در چارچوب تحریم‌های ثانویهٔ ایالات متحده، کاملاً قابل‌قبول و منطقی به نظر می‌رسد. شرکت‌های ارائه‌دهنده گواهی مانند DigiCert، Sectigo و حتی Let's Encrypt که علی‌رغم ظاهر غیرانتفاعی‌اش، تابع قوانین آمریکاست، در صورت تهدید به مجازات‌های مالی، از ارائه خدمات به دامنه‌های تحت تحریم خودداری می‌کنند.

اما این تنها یک روی سکه است. در داخل ایران نیز، در شرایط بحرانی مانند اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴ یا تنش‌های نظامی، دولت از شیوه‌ای مشابه اما با هدفی متفاوت استفاده کرده است. در این مواقع، با قطع اینترنت ملی یا اعمال اختلال در سیستم‌های DNS و حتی مداخله در فرایند احراز گواهی‌ها، عملاً دسترسی به وب‌سایت‌های داخلی و خارجی را با اختلال مواجه می‌سازد. نتیجه هر دو رویکرد، یکسان است: «محو شدن» وب‌سایت‌ها از دید جهانی و جریمه شدن توسط موتورهای جستجو. وقتی گواهی SSL یک سایت منقضی شود و نتواند آن را تمدید کند، مرورگرهای مدرن با پیام «ارتباط ناامن» کاربر را متوقف می‌کنند و الگوریتم‌های گوگل، وب‌سایت‌های فاقد SSL معتبر را در نتایج جستجو تنزل رتبه می‌دهند. در نتیجه، یک وب‌سایت تحریم‌شده، عملاً از دید جهانی «محو» می‌شود.

آنچه در این میان کمتر به آن پرداخته شده، تأثیر این بحران بر کسب‌وکارهای کوچک و متوسط است. برخلاف خبرگزاری‌های بزرگ که منابع جایگزین دارند، هزاران فروشگاه آنلاین، مؤسسه آموزشی و وبلاگ‌نویس ایرانی به شدت به درآمد ناچیز تبلیغاتی یا فروش بین‌المللی خود وابسته‌اند. قطعی‌های مکرر و اختلال در SSL، این منبع درآمد را خشک می‌کند و به اقتصاد دیجیتال کشور ضربه‌های جبران‌ناپذیری وارد می‌آورد. یکی از انتقادات اساسی به فضای رسانه‌ای ایران، نگاه گزینشی به پدیده‌هاست. تا پیش از این که مشکل «عدم صدور گواهی» دامن‌گیر خبرگزاری فارس شود، این معضل بارها برای سایت‌های مخالف یا حتی سایت‌های بی‌طرف رخ داده بود، اما نه تنها بازتابی نیافت، بلکه در برخی موارد، به پای «نفوذ دشمن» یا «ضعف فنی خود سایت‌ها» نوشته می‌شد و هیچ رسانهٔ حاکمیتی به دفاع از حقوق کسب‌وکارهای دیجیتال برنمی‌خاست.

برای رهایی از این معضل دوگانه، راهکارهای فنی متعددی وجود دارد. از جمله استفاده از گواهی‌های داخلی (Root CA ملی)، مهاجرت به شبکه‌های توزیع محتوا (CDN) با گواهی‌های اختصاصی، و همچنین شفاف‌سازی و اعتراض حقوقی. اما آنچه بیش از هر راهکار فنی ضروری به نظر می‌رسد، تغییر نگرش و پایبندی به یک معیار عمومی برای دفاع از کل فضای مجازی ایران است. فریاد خبرگزاری فارس در این خصوص به موقع است، اما اگر این فریاد به معیاری عمومی برای دفاع از کل فضای مجازی ایران تبدیل نشود و صرفاً به مصاحبه‌ای برای «باز کردن گره کاری خودشان» ختم شود، این رفتار، خود مصداق بارز «رنجی که بر دیگران رفت، برایت حکایت نیست» خواهد بود. لازم است که نهادهای متولی، صرف‌نظر از وابستگی‌های سیاسی، زیرساخت امنیتی کشور را به گونه‌ای مدیریت کنند که وابستگی به تصمیمات یک‌روزهٔ سیاسی (چه در واشنگتن و چه در تهران) به حداقل برسد.

تحریم SSL؛ سلاح جدید واشنگتن و پیامدهای فنی آن

شرکت‌های ارائه‌دهنده گواهی SSL مانند DigiCert، Sectigo و Let's Encrypt، اگرچه در ظاهر نهادهای فنی و غیرسیاسی هستند، اما تابع قوانین آمریکا بوده و در صورت تهدید به مجازات‌های مالی، از ارائه خدمات به دامنه‌های تحت تحریم خودداری می‌کنند. این اقدام، که می‌توان آن را «تحریم SSL» نامید، یک سلاح جدید در جنگ اقتصادی و فنی غرب علیه کشورهای هدف محسوب می‌شود. پیامد فنی این اقدام، بسیار گسترده است: زمانی که گواهی SSL یک سایت منقضی شود و نتواند آن را تمدید کند، مرورگرهای مدرن با پیام «ارتباط ناامن» کاربر را متوقف می‌کنند و الگوریتم‌های گوگل، وب‌سایت‌های فاقد SSL معتبر را در نتایج جستجو تنزل رتبه می‌دهند. در نتیجه، یک وب‌سایت تحریم‌شده، عملاً از دید جهانی «محو» می‌شود.

کاربست داخلیِ همین ابزار برای اعمال حاکمیت

نکتهٔ حائز اهمیت، تناقض رفتاری در داخل ایران است. جمهوری اسلامی ایران در شرایط بحرانی (مانند اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴ یا تنش‌های نظامی)، از شیوه‌ای مشابه اما با هدفی متفاوت استفاده کرده است. در این مواقع، دولت با قطع اینترنت ملی یا اعمال اختلال در سیستم‌های DNS و حتی مداخله در فرایند احراز گواهی‌ها، عملاً دسترسی به وب‌سایت‌های داخلی و خارجی را با اختلال مواجه می‌سازد. این اقدام، همان اثر تحریم‌های آمریکا را دارد: خاموشی بین‌المللی، ازدست‌رفتن اعتبار در گوگل و آسیب به کسب‌وکارها.

سکوت رسانه‌ای و نگاه دوگانه به بحران

یکی از انتقادات اساسی به فضای رسانه‌ای ایران، نگاه گزینشی به پدیده‌هاست. تا پیش از این که مشکل «عدم صدور گواهی» دامن‌گیر خبرگزاری فارس شود، این معضل بارها برای سایت‌های مخالف یا حتی سایت‌های بی‌طرف رخ داده بود، اما نه تنها بازتابی نیافت، بلکه در برخی موارد، این اختلالات به پای «نفوذ دشمن» یا «ضعف فنی خود سایت‌ها» نوشته می‌شد و هیچ رسانهٔ حاکمیتی به دفاع از حقوق کسب‌وکارهای دیجیتال برنمی‌خاست. اکنون که این مسئله برای یک رسانهٔ نزدیک به حاکمیت رخ داده، ناگهان «فریاد برآمده» و تحریم‌ها به عنوان یک «اقدام خصمانه» محکوم می‌شود. این رفتار دوگانه، منافع عمومی وب‌سایت‌های داخلی را قربانی رویکردهای امنیتیِ مقطعی کرده است.

راهکارهای فنی و چالش‌های پیش‌رو

برای رهایی از این معضل دوگانه، چند راهکار فنی وجود دارد که متأسفانه کمتر به آن پرداخته می‌شود. نخست، استفاده از گواهی‌های داخلی (Root CA ملی) است که ایران دارای آن است، اما متأسفانه این گواهی در مرورگرهای بین‌المللی نصب نیست و برای کاربر خارجی، مرورگر همچنان خطای امنیتی می‌دهد. دوم، مهاجرت به شبکه‌های توزیع محتوا (CDN) با گواهی‌های اختصاصی است که برخی CDNهای خارج از حوزهٔ تحریم (مانند شعبه‌های چینی یا روسی) می‌توانند گواهی صادر کنند، اما این کار هزینه‌بر و پیچیده است. سوم، شفاف‌سازی و اعتراض حقوقی است که نیازمند فشار نهادهای مدنی و کسب‌وکارها بر دولت است.

ضرورت تغییر نگرش و دفاع از کل فضای مجازی

فریاد خبرگزاری فارس در این خصوص به موقع است، اما اگر این فریاد به معیاری عمومی برای دفاع از کل فضای مجازی ایران تبدیل نشود و صرفاً به مصاحبه‌ای برای «باز کردن گره کاری خودشان» ختم شود، این رفتار، خود مصداق بارز «رنجی که بر دیگران رفت، برایت حکایت نیست» خواهد بود. لازم است که نهادهای متولی، صرف‌نظر از وابستگی‌های سیاسی، زیرساخت امنیتی کشور را به گونه‌ای مدیریت کنند که وابستگی به تصمیمات یک‌روزهٔ سیاسی (چه در واشنگتن و چه در تهران) به حداقل برسد. مهم‌ترین قربانی این رویکردهای دوگانه، اقتصاد دیجیتال ایران و حقوق عامهٔ کاربران است.

https://www.asianewsiran.com/u/jeQ
اخبار مرتبط
تعطیلی‌های مکرر و پی‌درپی در ایران به دلیل قطعی اینترنت، برق، گاز و شرایط جوی، به یک بحران ساختاری تبدیل شده است که بخش‌های کلیدی اقتصاد کشور را هدف قرار داده است. بر اساس آمارهای رسمی و بخش خصوصی، هزینه خسارت روزانه قطعی اینترنت بین‌الملل بین ۲ تا ۳.۸ همت (۲۰۰۰ تا ۳۸۰۰ میلیارد تومان) برآورد شده است. این بحران، علاوه بر زیان‌های مالی هنگفت به کسب‌وکارهای آنلاین و بنگاه‌های تولیدی، هزینه‌های پنهان سنگینی را بر مردم تحمیل کرده و اعتماد عمومی به نظام اداری را کاهش داده است. کارشناسان هشدار می‌دهند که ادامه این روند، بنگاه‌زایی در کشور را تخریب کرده و به کاهش سرمایه‌گذاری، فرار نیروی متخصص و تضعیف امنیت شغلی منجر خواهد شد.
بررسی‌ها نشان می‌دهد که اختلالات اینترنت بین‌الملل در ایران، منجر به حذف گسترده صفحات بسیاری از سایت‌های ایرانی (به ویژه سایت‌های خصوصی و مستقل) از نتایج جستجوی گوگل شده است. ربات‌های گوگل به دلیل قطعی و اختلال، به سرورهای داخل ایران دسترسی ندارند و با خطاهای تایم‌اوت مواجه می‌شوند. در نتیجه، گوگل برای حفظ کیفیت نتایج جستجو، این صفحات را از ایندکس خارج می‌کند. اما این نابرابری زیرساختی، فقط دامن گیر سایت‌های خصوصی نیست. برخی رسانه‌ها و سایت‌ها همچنان از ایندکس فوری و منظم برخوردارند که نشان از وجود تفاوت در دسترسی به اینترنت بین‌الملل است. خبر خوب این است که در اکثر موارد، خروج صفحات از ایندکس گوگل موقتی است و با اقداماتی می‌توان دوباره آن ها را به نتایج جستجو بازگرداند.
مدیرعامل آسیاتک اعلام کرد که با وجود ادعاهای مطرح شده مبنی بر بازگشت کامل دسترسی‌های اینترنت بین‌الملل به شرایط پیش از دی‌ماه سال گذشته، سرویس‌های مشتریان دیتاسنترها همچنان وصل نشده است. محمدعلی یوسف‌زاده با اشاره به نبود امکان بررسی دقیق وضعیت از روی شبکه، تأکید کرد که رفتار مصرف مشترکین نشان‌دهنده ادامه اختلال در خدمات دیتاسنترهاست. او در خصوص پیگیری‌های صورت گرفته از مسئولان مربوطه گفت: موضوع در حال بررسی است، اما تاکنون صحبت یا دلیل خاصی برای این وضعیت ارائه نشده است. این اظهارات در حالی مطرح می‌شود که برخی گزارش‌های رسمی از بازگشت تدریجی اینترنت بین‌الملل خبر داده بودند. با این حال، فعالان صنفی و مشترکان تجاری همچنان از اختلال در خدمات خود حکایت می‌کنند.
۸۷ روز از قطعی گسترده اینترنت در ایران می‌گذرد؛ روزهایی که در آنها نه خبری از دسترسی به شبکه‌های جهانی است و نه امیدی به بازگشایی قریب‌الوقوع. محمد سرافراز، عضو شورای عالی فضای مجازی، در اظهاراتی کم‌سابقه اعتراف کرد که رئیس‌جمهور «نه اراده و نه توان» استفاده از اختیاراتش برای حل بحران اینترنت را داشته است. او با صراحت گفت: «مسئول نهایی قطع اینترنت کسانی هستند که در بالاترین رده‌های حکمرانی تصمیم می‌گیرند اما پاسخگو نیستند.» این اعتراف تلخ، پرده از واقعیتی برمی‌دارد که مردم مدت‌هاست احساسش می‌کنند: اینکه مسئله اینترنت در ساختارهای بالادستی و غیرپاسخگو ریشه دارد، نه در تصمیمات دولت. اقتصاد دیجیتال ایران در این ۸۷ روز به خاکستر نشسته است.
قطع گسترده و طولانی مدت اینترنت در ایران، علاوه بر مشکلات معیشتی و ارتباطی برای مردم، ضربه مهلکی به «وب فارسی» و کسب‌وکارهای آنلاین وارد کرده است. گوگل برای ایندکس کردن (فهرست‌برداری) سایت‌ها از ربات‌هایی به نام «گوگل‌بات» (Googlebot) استفاده می‌کند. این ربات‌ها باید به طور مداوم به سرورهای سایت‌ها متصل شوند تا صفحات جدید، تغییرات و محتوای تازه را شناسایی کنند. اما به دلیل قطعی اینترنت و عدم ارتباط پایدار سرورهای داخلی با خارج، گوگل‌بات‌ها دیگر قادر به دسترسی به سایت‌های ایرانی نیستند. نتیجه این وضعیت، «فروپاشی تدریجی» سئوی (SEO) سایت‌های ایرانی است. صفحات جدید منتشر می‌شوند، اما گوگل آنها را نمی‌بیند و ایندکس نمی‌کند!
سیدفرید موسوی، نماینده مجلس شورای اسلامی، با انتقاد از تشکیل «ستاد ویژه ساماندهی فضای مجازی» گفت: ما هر بار به جای حل مسئله، یک ساختار جدید به ساختارهای قبلی اضافه می‌کنیم و این چندمدیریتی، اعتماد مردم را از بین برده است. او افزود: اگر امروز از مردم بپرسیم مسئول اینترنت در کشور کدام نهاد است، پاسخ روشنی وجود ندارد. این نماینده مجلس با اشاره به مشکلات متعدد کاربران اینترنت در کشور تأکید کرد: در بزنگاه‌های مهم، مسئولیت نهایی همچنان مبهم می‌ماند و افکار عمومی نمی‌داند تصمیم نگیری کجا گرفته شده است. به گفته موسوی، مشکل اصلی «تعدد نهادها» و «تعارض میان آنها در تصمیم‌گیری» است.
بازار کار دیجیتال ایران این روزها نفس‌های آخر را می‌کشد. از ۹ اسفند ۱۴۰۴ تا امروز ۶ اردیبهشت ۱۴۰۵، اینترنت جهانی در ایران قطع مانده و این یعنی نزدیک به دو ماه توقف در اقتصادی که بر سرعت، دیده‌شدن و جریان دائمی مخاطب بنا شده است. بخش بزرگی از جمعیت فعال در فضای مجازی (حدود ۱۰ میلیون نفر) فاقد بیمه، قرارداد و ثبت رسمی هستند. بنابراین در هیچ نموداری به‌عنوان «بیکار» دیده نمی‌شوند. این بیکاری خاموش است؛ بیکاری‌ای که نه عدد دارد، نه سطر بودجه حمایتی، و نه حتی سازوکار جبران. در بازار سنتی، شاید بتوان یک مغازه را چند هفته تعطیل کرد و دوباره بازگشت. اما در اقتصاد دیجیتال، الگوریتم‌ها حافظه کوتاه دارند.
از ۱۸ دی ۱۴۰۴ تا امروز، و به‌ویژه پس از ۹ اسفند همزمان با آغاز فاز جدید جنگ آمریکا و اسرائیل با جمهوری اسلامی، اتصال ایران به اینترنت جهانی بارها به نزدیک صفر رسید و تا اواخر فروردین ۱۴۰۵ برای عموم مردم در حدود چند درصد وضعیت عادی باقی ماند؛ در حالی که اینترنتِ قابل‌اعتماد و باکیفیت، موتور رشد اقتصادی، دسترسی به خدمات ضروری و ستون فقرات تحول دیجیتال می‌باشد.
آسیانیوز ایران هیچگونه مسولیتی در قبال نظرات کاربران ندارد.
تعداد کاراکتر باقیمانده: 1000
نظر خود را وارد کنید