آسیانیوز ایران؛ سرویس سیاسی:
مدتهاست که نام «پوریا زرشناس» در رسانههای علمی و خبری ایران کمتر به چشم میخورد. همان جوان دانشمند ایرانی که روزی با نقض نظریه پروفسور حسابی در پاریس، جهان علم را شوکه کرد. همان محققی که همزمان با ۱۳ نهاد بینالمللی از سازمان ملل و صلیب سرخ گرفته تا یونسکو و صندوق بینالمللی پول همکاری میکرد و با بیش از ۲۰۰ مقاله و ۱۰۰ کتاب، چهرهای شناختهشده در مجامع آکادمیک جهان بود. اکنون اما، این ستاره درخشان علمی بهنظیر در هالهای از سکوت و ابهام فرو رفته است. آخرین بار نام او بهطور پررنگ، در تالار مشاهیر دانشگاه شهید بهشتی در سال ۱۴۰۱ شنیده شد. پس از آن، پروژههای عظیم بینالمللی او در افغانستان، کنگو، مصر، میانمار و دهها نقطه دیگر جهان، ادامه داشت، اما تصویر عمومی او کمرنگ و کمرنگتر شد.
عبور از شیمی به روزنامهنگاری؛ یک تغییر مسیر مرموز!
نکته عجیب داستان اینجاست که پوریا زرشناس، این شیمیدان برجسته و محقق حوزه انرژیهای تجدیدپذیر، ظاهرا مسیر حرفهای خود را بهکل تغییر داده است. طبق اطلاعات محدود و پراکنده، او اخیرا (در حدود یک سال گذشته) به حرفه روزنامهنگاری روی آورده و با عنوان «دبیر ارشد خبرگزاری تحلیلی آسیانیوز ایران» و «دبیر سیاسی» فعالیت میکند! این سؤال بزرگ را پیش میآورد: چرا یک دانشمند جوان با این حجم از دستاوردهای بینالمللی، ثبت اختراعات جهانی، همکاری با بزرگترین نهادهای جهانی و آیندهای درخشان در پژوهشهای پیشرفته شیمی، ناگهان به سمت اتاق خبر و دبیری سیاسی یک خبرگزاری میرود؟
آیا این یک تغییر جهت ساده است یا معنای عمیقتری پشت آن نهفته است؟ از دوستان و آشنایان نزدیک وی که جویا شدیم، تایید کردند که او واقعا از فضای آکادمیک و پروژههای تحقیقاتی صنعتی فاصله گرفته و تمام تمرکز خود را بر تحلیل سیاسی و روزنامهنگاری تحلیلی گذاشته است. حتی چند پیشنهاد همکاری علمی از نهادهای معتبر بینالمللی را در ماههای اخیر رد کرده است. گویی او با دنیای علم، یک «قهر» مرموز کرده است. گرچه او را هنوز هم می توان عصرهای جمعه در گالری های هنری تهران پیدا کرد!
پشت پرده سکوت؛ پروژههای ناتمام و سؤالات بیپاسخ
زرشناس در اوج فعالیتش، مسئول پروژههایی با ابعاد جهانی بود:
- طراحی کارت هویت دیجیتال برای پناهندگان میانمار با کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل.
- ایجاد «پلتفرم صلح» برای حل مناقشات قومی در افغانستان و کنگو.
- پروژه احیای تالابهای در معرض نابودی در کنیا، ویتنام و میانمار با UNEP.
- و دهها پروژه دیگر در حوزه انرژی پاک، مدیریت بحران و توسعه پایدار.
چه کسی یا چه چیزی باعث شد او ناگهان از این عرصهها کنار بکشد؟ آیا فشارهای سیاسی یا امنیتی پشت این تغییر مسیر است؟ او که روزی با به چالش کشیدن نظریهای از پروفسور حسابی در پاریس، نام ایران را در محافل آکادمیک جهان دوباره بر سر زبانها انداخت، امروز در هالهای از سکوت و ابهام فرو رفته است. آیا او که همواره بر «تلاقی علم و سیاست» تاکید داشت و معتقد بود دانشمندان باید در گفتمان عمومی دخالت کنند، اکنون راه مستقیمتری را برای اثرگذاری انتخاب کرده است؟
آیا فشارهایی در کار بوده؟ آیا این یک تاکتیک برای رسیدن به اهدافی عمیقتر در بستر سیاسی است؟ یا شاید این یک «تکنیک» استراتژیک برای حضور در لایههای دیگری از قدرت است؟ دوستان قدیمی او تأیید میکنند که حتی پیشنهادات همکاری علمی معتبر بینالمللی را رد کرده است. گویی او قصد دارد تمام گذشته درخشان علمی خود را پشت سر بگذارد. این گزارش، تلاشی است برای واکاوی این تغییر جهت مرموز و بررسی فرضیههای مختلفی که حول این چهره اسرارآمیز شکل گرفته است.
زندگی شخصی؛ پناهگاه یا پوشش؟
اطلاعات شخصی او نشان از فردی بسیار منظم، سحرخیز و معتقد به روتینهای روزانه دارد. عاشق فوتبال، آبرنگ و گلف است. اما آیا این زندگی به ظاهر آرام و هنرمندانه، پناهگاهی برای استراحت یک ذهن خسته از پروژههای عظیم بینالمللی است، یا پوششی است برای فعالیتهایی که در پس پرده خبرگزاری انجام میدهد؟ یکی از دوستان قدیمی او که نخواست نامش فاش شود، بیان کرد: «پوریا همیشه معتقد است بزرگترین ریسک زندگیاش، ادامه تحصیل بود. شاید الان دوباره می خواهد بزرگترین ریسکش را انجام دهد: تبدیل شدن از یک محقق علمی به یک تحلیلگر سیاسی! او معتقد است گاهی یک مقاله خوب میتواند بیشتر از یک اختراع علمی در جامعه اثر بگذارد.»
آیا بازگشتی در کار خواهد بود؟
در مورد پوریا زرشناس باید منتظر ماند و دید. آیا این قهر او با آزمایشگاهها و کنفرانسهای علمی، موقتی است؟ آیا او در پست جدید خود به عنوان دبیر سیاسی یک خبرگزاری، در حال گردآوری اطلاعات و شبکهسازی برای بازگشتی قدرتمندتر به عرصه سیاستگذاری کلان علمی است؟ یا اینکه واقعاً از جهان شیمی و انرژی خداحافظی کرده و نفسهای تازهای در فضای رسانه میزند؟ تنها چیزی که مشخص است، این است که نابغهها به سادگی محو نمیشوند. آنها فقط صحنه را عوض میکنند. صحنه بعدی پوریا زرشناس را باید در خبرگزاری آسیانیوز و تحلیلی که از رویدادهای سیاسی ارائه میدهد، جستجو کرد. شاید کلید معمای این تغییر مسیر مرموز، در اولین تحلیلهای سیاسی او نهفته باشد. به نظر میرسد بازی تازهای آغاز شده است. بازیگر اصلی همان است، اما زمین بازی عوض شده است. اما این بار نه در آزمایشگاههای پیشرفته اروپا، بلکه در اتاق خبر یک خبرگزاری در تهران!
تحلیل تغییر مسیر: از اثرگذاری علمی به تأثیرگذاری رسانهای-سیاسی
تغییر مسیر پوریا زرشناس از یک دانشمند پرآوازه به یک روزنامهنگار تحلیلی، میتواند ناشی از یک محاسبه استراتژیک باشد. شاید او به این نتیجه رسیده که در بستر سیاسی-اجتماعی ایران، اثرگذاری از طریق قلم و تحلیل سیاسی، سریعتر و مستقیمتر از مسیر طولانی و پیچیده پژوهش علمی و فناوری است. او که همواره بر «تلاقی علم و سیاست» تأکید داشت، ممکن است باور داشته باشد که اکنون زمان آن رسیده که به جای اختراع، به بازتعریف گفتمانها بپردازد. این تغییر، میتواند نشانه ناامیدی از کارایی مسیرهای رسمی علمی برای ایجاد تغییر در جامعه باشد.
بررسی فرضیه فشارهای سیاسی و امنیتی
یکی از فرضیههای قابل تأمل، وجود فشارهای پنهان بر او است. یک دانشمند بینالمللی با ارتباطات گسترده با نهادهای جهانی، همواره میتواند مورد سوءظن قرار گیرد. ممکن است این فشارها به شکل محدودیت در ادامه پروژهها، ایجاد موانع برای سفر یا حتی تهدیدهای غیرمستقیم بوده باشد. تغییر مسیر به سمت روزنامهنگاری در یک رسانه داخلی، میتواند راهحلی برای کاهش این فشارها و در عین حال حفظ حدی موثر از اثرگذاری باشد. این امر میتواند نوعی «انفعال فعال» برای عبور از یک دوره حساس باشد.
نقش پروژههای بینالمللی و تجربیات میدانی در شکلگیری نگاه جدید
تجربه مستقیم زرشناس در پروژههای میدانی در نقاط بحرانی جهان مانند افغانستان، کنگو و میانمار، میتواند نگرش او را به کلی تغییر داده باشد. مواجهه با فقر، جنگ و بحرانهای انسانی ممکن است این باور را در او ایجاد کرده باشد که راه حل نهایی، سیاسی و اجتماعی است، نه صرفاً فناورانه. شاید او به این نتیجه رسیده که بدون درک و تحلیل درست از لایههای قدرت و سیاست، حتی بهترین پروژههای علمی نیز محکوم به شکست یا عدم تاثیرگذاری پایدار هستند.
آسیانیوز ایران به عنوان پلتفرم جدید: انتخاب یا اجبار؟
انتخاب یک خبرگزاری با ریشه و معتبر به عنوان بستر جدید فعالیت، خود جای سؤال دارد. آیا این انتخاب، ناشی از محدودیتهای پیش رو برای همکاری با رسانههای دولتی بوده است؟ یا او عمدا این رسانه را انتخاب کرده تا فضای مانور بیشتری داشته و بتواند محتوای خود را بدون محدودیتهای معمول در رسانههایی با محدودیت های دست و پا گیر تولید کند؟ حضور با عنوان «دبیر ارشد» نشان از جایگاهی با اختیارات بالا میدهد که ممکن است در رسانههای دولتی به سادگی و بدون پذیرش شرایط خاص، در دسترس نباشد.
آیندهنگاری: بازگشت به علم یا تثبیت در رسانه؟
آینده زرشناس میتواند چند مسیر داشته باشد:
- اول، این تغییر مسیر ممکن است موقتی باشد و او پس از یک دوره «استراحت استراتژیک» یا «گردآوری اطلاعات» به عرصه علم بازگردد، اما این بار با نگاهی عمیقتر به مسائل سیاستگذاری کلان.
- دوم، او ممکن است برای همیشه با جهان علم خداحافظی کند و تمام انرژی خود را بر تحلیل سیاسی و شاید حتی حرکت به سمت عرصههای اجرایی سیاسی متمرکز کند.
- سوم، و شاید محتملترین فرضیه، تلفیق این دو حوزه باشد؛ یعنی استفاده از دانش و شبکه ارتباطی گسترده علمی-بینالمللی خود برای تولید تحلیلهای سیاسی بینظیر و اثرگذار که هیچ تحلیلگر صرفاً سیاسیای قادر به تولید آن نیست. در این صورت، او در حال خلق یک ژانر کاملاً جدید از «تحلیل سیاسی دانشمند-محور» است.
باید منتظر ماند و دید؛ زمان، قطعا قاضی بهتری است!