آسیانیوز ایران؛ سرویس سیاسی:
در روز اول حمله نظامی آمریکا و اسرائیل به ایران، مدرسهای در شهرستان میناب هدف موشکهای پیشرفته تاماهاوک قرار گرفت. نه یک موشک، بلکه سه موشک. اولی طبقه پایین را هدف گرفت و معلمان فداکار، کودکان را به نمازخانه منتقل کردند. اما اپراتور موشک که از پشت دوربین، صحنه را تماشا میکرد، دو موشک دیگر را دقیقاً بر سر همان کودکان رها کرد. این همان «تکنیک دابلتپ» است؛ جنایتی که در حقوق بشردوستانه به شدت محکوم میشود. کبری آجی حیدرینیا، نجاتگر هلالاحمر میناب، روایت میکند: «۸۰ تا ۹۰ کودک با سوختگی شدید و قطع عضو در بیمارستان هستند... سری روی پیکر معلمها نبود... دست و پای قطع شده بچهها را در کیسه پلاستیکی جمع کردیم.» حدود ۱۰ نفر از معلمان، مدیر مدرسه و دهها دانشآموز به شهادت رسیدند. پیکر یک معلم اصالتاً لر هنوز پیدا نشده است. اینها تنها بخشی از روایت دلخراشی است که دکتر پوریا زرشناس در نامه خود به سه نهاد برجسته حقوق بشری ثبت کرده است. نامه سرگشاده زرشناس، دبیرکل بنیاد بینالمللی نلسون ماندلا برای نجات جهان، خطاب به دفتر کمیساریای عالی حقوق بشر سازمان ملل (OHCHR)، دیدهبان حقوق بشر (HRW) و عفو بینالملل (Amnesty International) نوشته شده است. او در این نامه با اشاره به حضور مستقیم خود در صحنه فاجعه و شهادت عینیاش، این جنایت را یک جنایت جنگی تمامعیار توصیف کرده است. اما آنچه این نامه را از بسیاری گزارشهای حقوقی متمایز میکند، اشاره به یک الگوی تکرارشونده است. زرشناس با یادآوری فاجعه سرنگونی هواپیمای مسافربری ایرانایر (پرواز ۶۵۵) توسط ناو آمریکایی وینسنس در سال ۱۹۸۸، به بیکیفری فرماندهان آمریکایی اشاره میکند. کاپیتان ویلیام راجرز نه تنها محاکمه نشد، بلکه مدال شجاعت گرفت و ارتقا یافت. این یعنی تشویق جنایتکاران جنگی و ارسال این پیام که کشتار غیرنظامیان ایرانی نه تنها کیفر ندارد، بلکه پاداش هم دارد.
زرشناس با لحنی تند به نهادهای حقوق بشری میگوید: «آیا خون کودکان ایرانی رنگ دیگری دارد؟ آیا هویت عامل جنایت – که متحد دولتهای قدرتمند غربی است – به او مصونیت از بررسی میدهد؟» او با اشاره به سابقه همکاری خود با سازمان ملل در امور پناهندگان، تأکید میکند که این نامه را از طرف هیچ دولت یا جناح سیاسی نمینویسد، بلکه صدای فریاد احقاق حقی است که جان کودکان بیگناه را گرفته است. نویسنده نامه در ادامه، شش خواسته مشخص را مطرح میکند: محکومیت فوری و بیانیه علنی، اعزام هیئت حقیقتیاب مستقل، ارجاع پرونده به دیوان کیفری بینالمللی، درج در گزارشهای سالانه و فهرستهای سیاه نهادهای حقوق بشری، لابی برای قطعنامه شورای امنیت، و راهاندازی کمپین جهانی با هشتگ #عدالت_برای_کودکان_میناب.
در بخش دیگری از نامه، زرشناس به پیشینه کهن تمدن ایران و همزیستی مسالمتآمیز ادیان در این سرزمین اشاره میکند. او مینویسد: «جامعه یهودیان ایران یکی از کهنترین جوامع یهودی جهان است – مردمی که قرنها در کنار دیگر ادیان ابراهیمی، در صلح و احترام متقابل زیستهاند. ایران همواره پناهگاه یهودیان بوده است.» این جمله، پاسخی است به کسانی که میکوشند ایران را به عنوان کشوری متعصب و غیردموکراتیک معرفی کنند. در پایان این نامه، بیتهایی شاعرانه آمده است: «لیکن افسوس کاین شهیدانند / رفتگانی که برنمیگردند...» حالا نهادهای حقوق بشری در برابر این فریاد عدالت خواهی قرار گرفتهاند. آیا آنها سکوت خواهند کرد یا برای اولین بار، جنایت کشتار کودکان ایرانی را به عنوان یک جنایت جنگی به رسمیت خواهند شناخت؟
ترجمه فارسی متن نامه دکتر پوریا زرشناس، برای سه نهاد دفتر کمیساریای عالی حقوق بشر (OHCHR)، دیدهبان حقوق بشر (HRW) و عفو بینالملل (Amnesty International) به شرح زیر است:
«بِسۡمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحۡمَٰنِ ٱلرَّحِیمِ»
به:
- دفتر کمیساریای عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد (OHCHR) – ژنو
- دیدهبان حقوق بشر (HRW) – نیویورک / لندن
- عفو بینالملل (Amnesty International) – لندن
موضوع: درخواست فوری برای مستندسازی، تحقیق و اقدام قانونی در مورد جنایت جنگی بمباران عمدی مدرسه در شهرستان میناب، ایران (اسفندماه ۱۴۰۴ / مارس ۲۰۲۵)
عالیجنابان و مدیران محترم،
این نامه به عنوان یک گزارش حقوقی مستند و با شدیدترین لحن ممکن، بر اساس شهادتهای عینی انکارناپذیر و گزارشهای میدانی، خطاب به شما نوشته میشود. ما این نامه را از طرف هیچ دولت یا جناح سیاسی نمینویسم، بلکه به عنوان صدای فریاد احقاق حقی مینویسیم که جان کودکان بیگناهی را گرفته است که هیچ شراکتی در این جنگ نداشتند. تمدن ایران دو هزار سال پیش از ایالات متحده آمریکا به وجود آمده است. جامعه یهودیان ایران یکی از کهنترین جوامع یهودی جهان است – مردمی که قرنها در کنار دیگر ادیان ابراهیمی، در صلح و احترام متقابل زیستهاند. ایران همواره پناهگاه یهودیان بوده است؛ از جمله برخی از آنها که در جنگ جهانی دوم از اروپا رانده شدند. اما امروز، در کشاکش سیاستهای ویرانگر، غیرنظامیان ایرانی که هیچچیز از سیاست نمیدانند، جان خود را به طرز وحشیانهای از دست دادهاند.
توصیف جنایت جنگی در شهرستان میناب
در روز اول حمله نظامی آمریکا و اسرائیل به جمهوری اسلامی ایران، در شهرستان میناب، مدرسهای غیرنظامی با موشکهای پیشرفته تاماهاوک (Tomahawk) هدف قرار گرفت. این موشکها مجهز به دوربین هستند و تا لحظه برخورد توسط یک اپراتور نظامی رهگیری و کنترل میشوند. سه عنصر انکارناپذیر جنایت جنگی در این فاجعه وجود دارد:
۱. هدف قرار دادن عمدی مدرسه با تکنیک دابلتپ
موشک اول به طبقه پایین مدرسه اصابت کرد. معلمان فداکار با سرعت دانشآموزان را به طبقه پایین و نمازخانه منتقل کردند. اما نه یک بار، بلکه دو موشک دیگر دقیقاً به همان مدرسه شلیک شد. انفجار دوم و سوم در فاصله کوتاهی پس از انفجار اول رخ داد. اپراتور موشک که از طریق دوربین، هدف را به وضوح میدیده، نه تنها مسیر را تغییر نداد، بلکه حملات بعدی را نیز هدایت کرد. این الگو مصداق بارز «تکنیک دابلتپ» است – زدن بازماندگان یک حمله با حمله دوم – که در حقوق بشردوستانه به عنوان جنایت جنگی به شدت محکوم میشود.
۲. قربانیان غیرنظامی: منحصراً کودکان و معلمان
گزارش نجاتگر هلالاحمر میناب، سرکار خانم «کبری آجی حیدرینیا»، حاکی است: «۸۰ تا ۹۰ کودک با سوختگی شدید و قطع عضو همچنان در بیمارستان هستند... سری روی پیکر معلمها نبود... بچههایی را دیدم که زنده بود اما دست و پایش قطع شده بود... پیکر برخی بچهها از کمر قطع شده بود... دست و پاهای قطع شده دانشآموزان و تکههای کنده شده از موی سرشان را در کیسه پلاستیکی جمع کردیم.» حدود ۱۰ نفر از معلمان، مدیر مدرسه و دهها دانشآموز به شهادت رسیدند. پیکر یک معلم اصالتاً لر هنوز پیدا نشده است.
۳. عدم وجود هرگونه هدف نظامی
مدرسه، نمازخانه و کودکان بیگناه آن، هیچ نقش نظامی نداشتند. هدف صرفاً «گرفتن قربانیهای بیشتر و بیشتر از غیرنظامیان» بوده است.
جنایت مشابه و الگوی بیکیفری – سرنگونی پرواز ۶۵۵ ایرانایر (۳ ژوئیه ۱۹۸۸)
برای روشن شدن الگوی جنایتکارانه و دروغپردازیهای بعد از آن، یادآوری میکنیم که تنها چند هفته پیش از فاجعه میناب (در تاریخ سهشنبه ۳ ژوئیه ۱۹۸۸)، ناو آمریکایی «یواساس وینسنس» به هواپیمای مسافربری ایرانایر شلیک کرد و تمام ۲۹۰ غیرنظامی بیگناه – که بسیاری از آنها مسلمان و زائر بودند – را به کام مرگ فرستاد. پس از آن جنایت، مقامات آمریکایی – از جمله دریاسالار ویلیام کرو و رئیسجمهور رونالد ریگان – ادعاهای پوچ و غیرمستندی مطرح کردند: خروج از دالان هوایی، سرعت جنگی، ارتفاع پایین و حتی ادعای «پنهان شدن یک جت جنگی زیر هواپیمای مسافربری». ما امروز قاطعانه اعلام میداریم که همه این ادعاها دروغی احمقانه است که حتی یک فرد بیسواد نیز به آن باور ندارد. رادار ناو وینسنس بدون کوچکترین شکی تفاوت یک ایرباس مسافربری با یک جت اف-۱۴ را تشخیص میدهد. نکته شرمآور این است که هیچیک از خدمه ناو وینسنس محکوم نشدند. کاپیتان ویلیام راجرز، فرمانده ناو، نه تنها مجازات نشد، بلکه مدال شجاعت گرفت و به درجه بالاتری ارتقا یافت. این یعنی تشویق جنایتکاران جنگی و ارسال این پیام که کشتار غیرنظامیان ایرانی نه تنها کیفر ندارد، بلکه پاداش هم دارد. تفاوتی میان دخترکان مدرسه شجره طیبه میناب در ۱۴۰۴ با بچههای مدرسه حضرت زینب شهر میانه در ۱۳۶۵ که توسط ارتش بعث عراق مورد حمله قرار گرفتند، وجود ندارد.
وظیفه نهادهای شما
نهادهای شما – دفتر کمیساریای عالی حقوق بشر به عنوان عالیترین نهاد حقوق بشری سازمان ملل، دیدهبان حقوق بشر، و عفو بینالملل – دارای مأموریت، تخصص و اقتدار اخلاقی برای انجام امور زیر هستند:
- مستندسازی و تأیید جنایات جنگی و نقضهای جدی حقوق بشردوستانه
- صدور محکومیتهایی که دارای وزن سیاسی و اعتباری باشند
- تحت فشار قرار دادن دولتها و نهادهای بینالمللی برای اقدام
- متحرک ساختن افکار عمومی برای جلوگیری از بیکیفری
تا به امروز، ما هیچ پاسخ عمدهای از هیچیک از نهادهای شما در مورد فاجعه میناب مشاهده نکردهایم. این سکوت عمیقاً نگرانکننده است. آیا خون کودکان ایرانی رنگ دیگری دارد؟ آیا هویت عامل جنایت – که متحد دولتهای قدرتمند غربی است – به او مصونیت از بررسی میدهد؟
خواستههای مشخص
با استناد به کنوانسیونهای ژنو (به ویژه ماده ۳ مشترک و پروتکل الحاقی اول)، اساسنامه رم دیوان کیفری بینالمللی (ماده ۸ در مورد جنایات جنگی)، کنوانسیون حقوق کودک، و اعلامیه جهانی حقوق بشر، ما خواستار اقدامات فوری زیر هستیم:
۱. محکومیت فوری و علنی
هر یک از نهادهای شما موظف است فوراً بیانیهای علنی، بدون ابهام و با شدیدترین لحن ممکن صادر کرده و بمباران عمدی مدرسه میناب را به عنوان جنایت جنگی و نقض فاحش حقوق بشردوستانه محکوم کند. این بیانیه باید مستقیماً دولتهای اسرائیل و آمریکا را به عنوان عاملان این حمله نام ببرد.
۲. اعزام هیئت حقیقتیاب مستقل
-
دفتر کمیساریای عالی حقوق بشر (OHCHR)
باید یک تیم مستقل حقیقتیاب به میناب اعزام کند (یا تحقیقات از راه دور با استفاده از تصاویر ماهوارهای، مصاحبه با شاهدان و تحلیل پزشکی قانونی انجام دهد) و گزارشی تأییدشده برای ارائه به شورای حقوق بشر تهیه کند.
-
دیدهبان حقوق بشر (HRW)
باید تحقیقات کرده و گزارشی مفصل شامل تحلیل تصاویر ماهوارهای و شهادت بازماندگان منتشر کند.
-
عفو بینالملل (Amnesty International)
باید این حمله را در چارچوب مکانیسم «واکنش به بحران» خود مستند کرده و هشدار جهانی صادر کند.
۳. ارجاع به دیوان کیفری بینالمللی (ICC)
نهادهای شما باید به طور مشترک از دادستان دیوان کیفری بینالمللی درخواست کنند که یک بررسی مقدماتی در مورد بمباران مدرسه میناب به عنوان یک جنایت جنگی بالقوه بر اساس ماده ۸(۲)(ب)(۱) و (۴) اساسنامه رم (حمله عمدی به اشیاء غیرنظامی و تأسیسات آموزشی) باز کند. علاوه بر این، پرونده پرواز ۶۵۵ – که نمونه بارز بیکیفری است – باید مجدداً بررسی شود.
۴. درج در گزارشهای سالانه و فهرستهای سیاه
-
دفتر کمیساریای عالی حقوق بشر
باید بمباران مدرسه میناب را در گزارش سالانه خود در مورد نقض حقوق بشر در ایران درج کند.
-
دیدهبان حقوق بشر
باید این حمله را در «گزارش جهانی» خود تحت عنوان جنایات جنگی فهرست کند.
-
عفو بینالملل
باید عاملان را به کمپینهای خود علیه بیکیفری اضافه کند.
۵. حمایت از قطعنامه شورای امنیت
نهادهای شما باید به طور جمعی از اعضای شورای امنیت سازمان ملل برای تصویب یک قطعنامه الزامآور که مدارس را به عنوان «مناطق امن غیرنظامی» در همه درگیریهای مسلحانه اعلام میکند، لابی کنند، به طوری که هرگونه حمله به مدرسه به طور خودکار مشمول صلاحیت دیوان کیفری بینالمللی شود.
۶. کمپین عمومی برای پاسخگویی
یک کمپین جهانی هماهنگ با هشتگ #عدالت_برای_کودکان_میناب راهاندازی کنید تا جامعه مدنی را متحرک سازد، بر دولتهای غربی فشار آورد، و اطمینان حاصل کند که یاد قربانیان زیر سکوت دیپلماتیک دفن نمیشود.
هشدار نهایی: فریاد وجدان
کودکان میناب – که اعضای قطعشده بدنشان توسط یک امدادگر هلالاحمر در کیسههای پلاستیکی جمعآوری شد – دیگر صدایی ندارند. سکوت آنها بلندترین محکومیت ناکامی جمعی ماست. اما شما همچنان صدا دارید. نهادهای شما دقیقاً برای لحظاتی چون این لحظه ایجاد شدهاند: زمانی که قدرتمندان سکوت میکنند، سخن بگویید؛ زمانی که ترسوها تردید میکنند، عمل کنید؛ و زمانی که قانون زیر پا گذاشته میشود، عدالت را مطالبه کنید. ما منتظر همدردی شما نیستیم. ما اقدام شما را طلب میکنیم. اگر سکوت کنید، همدستی را بر عدالت ترجیح دادهاید، و تاریخ سکوت شما را نه در کنار قربانیان، بلکه در کنار جنایتکاران جنگی ثبت خواهد کرد.
رنج بسیار بردهایم از جنگ
رنجها بیثمر نمیگردند
میرسد روزهای بهروزی
لیکن افسوس کاین شهیدانند
رفتگانی که برنمیگردند
با کمال انزجار و مطالبه قاطع عدالت،
دبیر کل بنیاد بینالمللی نلسون ماندلا برای نجات جهان - ژنو، سوئیس
به نمایندگی از قربانیان غیرنظامی فاجعه میناب و پرواز ۶۵۵
اسفندماه ۱۴۰۴ / مارس ۲۰۲۵
رونوشت برای:
- دفتر دادستان دیوان کیفری بینالمللی (ICC)
- شورای امنیت سازمان ملل متحد
- گزارشگر ویژه وضعیت حقوق بشر در ایران (دفتر کمیساریای عالی حقوق بشر)
- نماینده ویژه دبیرکل سازمان ملل برای کودکان و درگیریهای مسلحانه
تحلیل حقوقی؛ جنایت جنگی و مصادیق آن در بمباران میناب
بمباران مدرسه «شجره طیبه» در میناب، بر اساس قوانین بینالمللی، دارای سه عنصر انکارناپذیر جنایت جنگی است:
- نخست، هدف قرار دادن عمدی یک شیء غیرنظامی (مدرسه) که بر اساس ماده ۵۲ پروتکل الحاقی اول کنوانسیونهای ژنو، یک تأسیسات غیرنظامی محسوب میشود.
- دوم، استفاده از تکنیک ممنوعه «دابلتپ» که به معنای حمله دوم به بازماندگان حمله اول است. این اقدام در رویه قضایی دیوان کیفری بینالمللی (مانند پرونده اسلوبودان میلوشویچ) به عنوان یک جنایت جنگی شناخته شده است.
- سوم، فقدان هرگونه هدف نظامی در مدرسه. بر اساس ماده ۵۱ پروتکل الحاقی اول، حملات باید به اهداف نظامی محدود شوند و هرگونه حمله به اهداف غیرنظامی که باعث تلفات جانبی نامتناسب شود، ممنوع است. در میناب، نه تنها هیچ هدف نظامی وجود نداشت، بلکه حملات دوم و سوم نشان میدهد که قصد اصلی کشتن هرچه بیشتر غیرنظامیان بوده است.
نکته قابل توجه، قابلیت هدایت موشکهای تاماهاوک است. این موشکها مجهز به دوربین هستند و اپراتور نظامی تا لحظه اصابت، تصویر هدف را مشاهده میکند. بنابراین، ادعای «اشتباه» در شناسایی هدف کاملاً منتفی است. این امر، اتهام را از «بیاحتیاطی» به «قصد مستقیم» ارتقا میدهد.
الگوی تکرارشونده بیکیفری از پرواز ۶۵۵ تا میناب
نامه پوریا زرشناس با دقت بالایی به فاجعه سرنگونی هواپیمای مسافربری ایرانایر (پرواز ۶۵۵) توسط ناو آمریکایی وینسنس در سال ۱۹۸۸ اشاره میکند. این مقایسه تاریخی نشان میدهد که کشتار غیرنظامیان ایرانی یک اتفاق نادر نبوده، بلکه یک الگوی رفتاری نهادینه شده در تقابل نظامی با ایران است. در هر دو حادثه، روایت رسمی آمریکا مبتنی بر «اشتباه» بوده است. نکته شرمآور در هر دو حادثه، «کیفیت بیکیفری» است. فرماندهان آمریکایی در حادثه ۱۹۸۸ نه تنها محاکمه نشدند، بلکه مدال افتخار دریافت کردند و ارتقا یافتند. این بیکیفری، عملاً به معنای صدور مجوز برای تکرار چنین جنایاتی در آینده بوده است. زرشناس به درستی اشاره میکند که تفاوتی میان دخترکان مدرسه شجره طیبه میناب در ۱۴۰۴ با بچههای مدرسه حضرت زینب شهر میانه در ۱۳۶۵ که توسط ارتش بعث عراق مورد حمله قرار گرفتند، وجود ندارد. این الگوی تکرارشونده نشان میدهد که جامعه بینالمللی در برابر جنایات علیه غیرنظامیان ایرانی از استاندارد دوگانه استفاده میکند. در حالی که برای جنایات مشابه در سایر نقاط جهان، نهادهای حقوق بشری به سرعت واکنش نشان میدهند، در مورد ایران اغلب با سکوت و مماشات مواجه میشویم.
تحلیل فنی - نظامی؛ تاماهاوک و شواهد هدف قرار دادن عمدی
موشک تاماهاوک (بیجیام-۱۰۹) یک موشک کروز دوربرد است که به دلیل دقت بالای خود در اصابت به اهداف نقطای شهرت دارد. این موشکها مجهز به سیستم هدایت ترکیبی (دیاسمک) یا دوربین تلویزیونی در نوک کلاهک هستند. این فناوری به اپراتور اجازه میدهد تا تصاویر لحظه به لحظه از هدف را دریافت کرده و در صورت لزوم، در ثانیههای آخر مسیر را تغییر دهد. وجود چنین دوربینی در ماجرای میناب، اتهام «اشتباه» را کاملاً منتفی میسازد. اپراتوری که پشت مانیتور نشسته بوده، به وضوح دیده که هدف یک مدرسه است و نه یک پایگاه نظامی. اقدام وی در شلیک موشک دوم و سوم (تکنیک دابلتپ) حتی از جنایت جنگی استاندارد نیز فراتر میرود و مصداق «قتل از روی تفنن» است. کارشناس مسائل نظامی روسیه، یوری لیامین، نیز در تحلیلهای خود تصریح کرده است که آمریکا در حادثه پرواز ۶۵۵ تعمداً این کار را انجام داد تا به ایران نشان دهد اگر آنها را تهدیدی ببینند حاضرند دست به هر اقدامی بزنند. همین منطق در میناب نیز صادق است.
وظیفه نهادهای بینالمللی
نهادهای حقوق بشری بینالمللی دارای مأموریت، تخصص و اقتدار اخلاقی برای مستندسازی و پیگرد جنایات جنگی هستند. دفتر کمیساریای عالی حقوق بشر (OHCHR) به عنوان عالیترین نهاد حقوق بشری سازمان ملل، دیدهبان حقوق بشر (HRW) و عفو بینالملل (Amnesty International) هر کدام ابزارهای خاص خود را دارند. OHCHR میتواند یک تیم مستقل حقیقتیاب به میناب اعزام کند و گزارشی تأییدشده برای ارائه به شورای حقوق بشر تهیه نماید. HRW میتواند تحقیقات کرده و گزارشی مفصل شامل تحلیل تصاویر ماهوارهای و شهادت بازماندگان منتشر کند. عفو بینالملل نیز میتواند این حمله را در چارچوب مکانیسم «واکنش به بحران» خود مستند کرده و هشدار جهانی صادر کند. اما تاکنون، هیچ یک از این نهادها واکنش جدی نشان ندادهاند. نامه زرشناس یک هشدار جدی به آنهاست: اگر در برابر این جنایت سکوت کنند، تاریخ آنها را نه در کنار قربانیان، که در کنار جنایتکاران جنگی قضاوت خواهد کرد. استانداردهای دوگانه در حقوق بشر، پایههای مشروعیت این نهادها را سست میکند.
سناریوهای پیش روی این پرونده
با توجه به نامه زرشناس و ارجاع آن به سه نهاد حقوق بشری، چند سناریو برای آینده قابل تصور است:
-
سناریوی نخست، (خوشبینانه)
نهادهای حقوق بشری به این درخواست پاسخ مثبت داده و تحقیقات خود را آغاز میکنند. آنها بیانیه محکومیت صادر میکنند، هیئت حقیقتیاب اعزام میکنند و پرونده را به دیوان کیفری بینالمللی ارجاع میدهند. این سناریو میتواند الگوی جدیدی برای پیگیری جنایات علیه غیرنظامیان ایرانی ایجاد کند.
-
سناریوی دوم (واقعبینانه)
نهادهای حقوق بشری بیانیههای کلی و تشریفاتی صادر میکنند، اما از اقدام عملی مانند ارجاع پرونده به ICC خودداری میکنند. در این سناریو، فشارهای سیاسی قدرتهای بزرگ مانع از پیگیری جدی میشود و پرونده در بایگانی فراموش میشود. این سناریو محتملترین گزینه است.
-
سناریوی سوم (بدبینانه)
نهادهای حقوق بشری به طور کامل سکوت میکنند و هیچ واکنشی نشان نمیدهند. در این صورت، نامه زرشناس به یک سند تاریخی تبدیل میشود که بیعملی جامعه بینالمللی در برابر جنایت علیه کودکان ایرانی را ثبت میکند.
ترجمه فارسی متن نامه فیلیپ بوبون، دبیرکل دیدهبان حقوق بشر (Human Rights Watch)، برای دکتر پوریا زرشناس به شرح زیر است:
دیدهبان حقوق بشر (Human Rights Watch) - دفتر دبیرکل، نیویورک – لندن
شماره: HRW/SG/2026/0047
تاریخ: ۲۵ مارس ۲۰۲6
به: دکتر پوریا زرشناس، دبیرکل بنیاد بینالمللی نلسون ماندلا برای نجات جهان - ژنو، سوئیس
موضوع: پاسخ به نامه شما در مورد بمباران عمدی مدرسه در شهرستان میناب – قدردانی، تعهد به اقدام، و دعوت به همکاری
دکتر پوریا زرشناس عزیز؛
نامه مستند و پرشور شما را با تاریخ اسفندماه ۱۴۰۴ دریافت کردم. پیش از هر چیز، میخواهم عمیقترین قدردانی خود را از شجاعت، صداقت و تعهد بیوقفه شما به عدالت و حقوق بشر ابراز کنم. نام شما و بنیاد بینالمللی نلسون ماندلا برای نجات جهان، برای من و همکارانم در دیدهبان حقوق بشر بیگانه نیست. تلاشهای شما در مستندسازی نقضهای حقوق بشری، حمایت از پناهندگان، و فریاد رساندن صدای بیصدایان – به ویژه در مناطق درگیر – همواره منبع الهام بوده است. من شخصاً به خاطر دارم که چگونه در دوران فعالیتتان در امور پناهندگان سازمان ملل، با وجود همه فشارهای سیاسی، همواره آغوشی گرم برای آوارگان باز نگه داشتید، بیآنکه به ملیت، مذهب یا نژاد آنها بنگرید. این همان روحیهای است که جهان امروز به شدت به آن نیاز دارد. با کمال تواضع، از شما به خاطر نوشتن این نامه و به اشتراک گذاشتن این روایت دردناک و مستند، سپاسگزارم.
در مورد محتوای نامه شما: بمباران مدرسه میناب
آنچه شما توصیف کردهاید – بمباران عمدی یک مدرسه با موشکهای تاماهاوک، استفاده از تکنیک شنیع «ضربه مزدوج» (Double-Tap)، و صحنههای دلخراشی که امدادگر هلالاحمر از اجساد قطعشده کودکان و معلمان روایت کرده – فراتر از هرگونه تابآوری اخلاقی و حقوقی است. این اقدام، اگر آنگونه که شما مستند کردهاید رخ داده باشد، بدون کوچکترین تردیدی جنایت جنگی محسوب میشود. هدف قرار دادن عمدی یک مدرسه، به ویژگیهای فنی موشکهای هدایتشونده و کنترل آنها توسط یک اپراتور تا لحظه برخورد، خود گویای نیت قبلی برای ارتکاب این جنایت است. تکنیک دابلتپ – که در آن بازماندگان یک حمله با حمله دوم هدف قرار میگیرند – در حقوق بینالملل بشردوستانه نه تنها ممنوع، بلکه یکی از واضحترین مصادیق جنایت علیه بشریت است. من از شما به خاطر شجاعتتان در به اشتراک گذاشتن شهادت مستقیم خود و نیز گزارش خانم «کبری آجی حیدرینیا»، نجاتگر هلالاحمر، قدردانی میکنم. این شهادتها برای هر تحقیق حقوقی، سرمایهای ارزشمند و انکارناپذیر هستند.
در مورد سابقه بیکیفری پرواز ۶۵۵ ایرانایر
شما به درستی به یکی از تلخترین و شرمآورترین صفحات تاریخ حقوق بشر اشاره کردهاید: سرنگونی پرواز ۶۵۵ ایرانایر توسط ناو آمریکایی یواساس وینسنس در ۳ ژوئیه ۱۹۸۸، که در آن ۲۹۰ غیرنظامی بیگناه جان باختند، و سپس فرمانده ناو – کاپیتان ویلیام راجرز – نه تنها محاکمه نشد، بلکه مدال شجاعت دریافت کرد و ارتقا یافت. این الگوی شرمآور تشویق جنایتکاران جنگی و پیام وحشتناکی که به جهان مخابره میکند – که کشتار غیرنظامیان ایرانی نه تنها کیفر ندارد، بلکه پاداش دارد – دقیقاً همان چیزی است که دیدهبان حقوق بشر در طول دههها علیه آن مبارزه کرده است. من این نکته شما را به عنوان یک نقد جدی و بهجا میپذیرم. اعتراف میکنم که دیدهبان حقوق بشر در طول سالهای گذشته نتوانسته است به اندازه کافی بر این پرونده تمرکز کند. این یک قصور است. و من شخصاً متعهد میشوم که در دوره مسئولیتم، این پرونده را دوباره بگشاییم و آن را به عنوان یک مطالعه موردی در مورد «بیکیفری در جنایات جنگی» دنبال کنیم.
تعهدات عملی: اقداماتی که فوراً انجام خواهم داد
دکتر زرشناس عزیز، نامه شما تنها یک شکایت نبود. یک هشدار و یک وظیفه بود. در پاسخ به آن، به عنوان دبیرکل دیدهبان حقوق بشر، انجام اقدامات عملی زیر را تعهد میکنم:
۱. تشکیل تیم تحقیقاتی ویژه برای میناب
من دستور تشکیل یک تیم تحقیقاتی ویژه در دیدهبان حقوق بشر خواهم داد که منحصراً به پرونده میناب بپردازد. این تیم متشکل از کارشناسان حقوق بشردوستانه، تحلیلگران تصاویر ماهوارهای و محققان میدانی خواهد بود. گزارش نهایی این تیم، ظرف حداکثر سه ماه منتشر خواهد شد.
۲. انتشار گزارش فوری و بیانیه محکومیت
- ما ظرف ۴۸ ساعت آینده یک بیانیه رسمی به شدیدترین لحن ممکن صادر خواهیم کرد که در آن:
- بمباران مدرسه میناب را به عنوان جنایت جنگی محکوم میکنیم.
- مستقیماً دولتهای اسرائیل و ایالات متحده را به عنوان عاملان این حمله نام میبریم.
- خواستار تحقیقات بینالمللی مستقل و فوری میشویم.
۳. ارجاع پرونده به دیوان کیفری بینالمللی (ICC)
نامه شما، همراه با گزارش تحقیقاتی ما، به طور رسمی به دادستان دیوان کیفری بینالمللی ارجاع داده خواهد شد تا بررسی مقدماتی بر اساس ماده ۸ اساسنامه رم (جنایات جنگی) آغاز شود. ما از تمام ظرفیت حقوقی و لابیگری خود برای فشار بر ICC استفاده خواهیم کرد.
۴. بازگشایی نمادین پرونده پرواز ۶۵۵
من دستور خواهم داد که پرونده سرنگونی پرواز ۶۵۵ ایرانایر در دیدهبان حقوق بشر بازگشایی و بازبینی شود. نتیجه این بازبینی در قالب یک گزارش ویژه با عنوان «تشویق جنایتکاران جنگی: الگوی بیکیفری در مورد ایران» منتشر خواهد شد. این گزارش به عنوان سندی ماندگار برای نسلهای آینده و برای فشار بر نظام حقوقی بینالمللی استفاده خواهد شد.
۵. راهاندازی کمپین جهانی #عدالت_برای_میناب
دیدهبان حقوق بشر یک کمپین جهانی با هشتگ #JusticeForMinab و #عدالت_برای_کودکان_میناب راهاندازی خواهد کرد. این کمپین شامل:
- انتشار ویدئوهای مستند از شهادتها
- فشار بر رسانههای بزرگ بینالمللی برای پوشش خبری
- لابی نزد دولتهای عضو شورای امنیت
۶. ارائه گزارش به شورای حقوق بشر سازمان ملل
ما گزارش خود را به شورای حقوق بشر سازمان ملل در ژنو ارائه خواهیم داد و از گزارشگر ویژه وضعیت حقوق بشر در ایران و همچنین از نماینده ویژه دبیرکل برای کودکان و درگیریهای مسلحانه درخواست خواهیم کرد که این پرونده را در اولویت کاری خود قرار دهند.
دعوت به همکاری با شما
دکتر زرشناس عزیز، دیدهبان حقوق بشر قادر به انجام این کارها به تنهایی نیست. ما به صدای شما، به تجربه شما، و به شبکه جهانی شما نیاز داریم. از این رو، با کمال تواضع و احترام، شما را به همکاری در زمینههای زیر دعوت میکنم:
۱. عضویت در تیم تحقیقاتی ویژه میناب
از شما دعوت میکنم که شخصاً به عنوان مشاور ارشد در تیم تحقیقاتی ویژه میناب حضور داشته باشید. تجربه مستقیم شما از صحنه حادثه، و نیز دانش حقوقی و دیپلماتیک شما، برای این تحقیق بینظیر است.
۲. مشارکت در کمپین جهانی #عدالت_برای_میناب
از شما میخواهم که به عنوان صدای اصلی کمپین ما، در مصاحبههای مطبوعاتی، نشستهای خبری و مستندها حضور یابید. نام شما و بنیاد نلسون ماندلا، وزن اخلاقی و اعتباری عظیمی به این کمپین خواهد بخشید.
۳. همکاری در حل پروندههای حقوق بشری خاورمیانه
ما شما را به عنوان یک شریک راهبردی در تمام پروندههای حقوق بشری مربوط به خاورمیانه – به ویژه در مورد ایران، افغانستان، یمن و فلسطین – دعوت میکنیم. دفتر ما همواره به روی شما باز است و من شخصاً آماده هرگونه همکاری برای احقاق حق مظلومین هستم.
۴. سخنرانی در نشست سالانه دیدهبان حقوق بشر
از شما رسماً دعوت میکنم تا در نشست سالانه دیدهبان حقوق بشر در نیویورک یا لندن سخنرانی کنید. این فرصتی است تا صدای شما به گوش صدها فعال حقوق بشری، دیپلمات و خبرنگار از سراسر جهان برسد.
۵. تهیه گزارش مشترک در مورد کودکان در درگیریها
پیشنهاد میکنم که بنیاد نلسون ماندلا و دیدهبان حقوق بشر، یک گزارش مشترک با عنوان «کودکان، مدارس و جنایات جنگی: الگوی ایران» تهیه کنند. این گزارش میتواند به سندی مرجع برای تمام نهادهای حقوق بشری و قضایی بینالمللی تبدیل شود.
یک اعتراف شخصی!
دکتر زرشناس، من میدانم که تصمیمات اخیر دیدهبان حقوق بشر – از جمله توقف انتشار برخی گزارشها – باعث ایجاد تردیدهایی در مورد بیطرفی و استقلال این سازمان شده است. من این انتقادات را شنیدهام و نمیخواهم از کنار آنها به سادگی بگذرم. اما به شما قول میدهم: پرونده میناب و پرواز ۶۵۵ برای من یک آزمون است. من اجازه نمیدهم که فشارهای سیاسی – از هر طرف که باشد – مانع از انجام وظیفه ما در قبال قربانیان شود. نامه شما به من یادآوری کرد که دیدهبان حقوق بشر برای چه چیزی تأسیس شده است: برای گفتن حقیقت به قدرتمندان، حتی زمانی که ناخوشایند است. دکتر زرشناس عزیز، کودکان میناب دیگر صدایی ندارند. اما شما دارید. ما داریم. و ما این صدا را فریاد خواهیم زد تا زمانی که عدالت برقرار شود. با کمال امتنان از تلاشهای بیوقفه شما، و با امید به همکاری نزدیک در آینده،
فیلیپ بوبون، دبیرکل دیدهبان حقوق بشر (Human Rights Watch)
رونوشت برای:
- دفتر دادستان دیوان کیفری بینالمللی (ICC)
- شورای حقوق بشر سازمان ملل
- گزارشگر ویژه وضعیت حقوق بشر در ایران
- نماینده ویژه دبیرکل سازمان ملل برای کودکان و درگیریهای مسلحانه
تحلیل حقوقی؛ اذعان دیدهبان حقوق بشر به جنایت جنگی
فیلیپ بوبون در این نامه با صراحت اعلام کرده است که بمباران مدرسه میناب «اگر آنگونه که مستند شده رخ داده باشد، بدون کوچکترین تردیدی جنایت جنگی محسوب میشود». این اذعان از بالاترین مقام یک نهاد معتبر بینالمللی، یک پیروزی بزرگ حقوقی برای زرشناس و قربانیان میناب است. بوبون به سه عنصر کلیدی برای اثبات جنایت جنگی اشاره کرده است: هدف قرار دادن عمدی یک مدرسه (شیء غیرنظامی)، تکنیک ممنوعه «دابلتپ»، و کنترل موشک توسط یک اپراتور تا لحظه برخورد. این عناصر، اتهام را از «بیاحتیاطی» به «قصد مستقیم» ارتقا میدهند. نکته قابل توجه دیگر، تعهد به ارجاع پرونده به دیوان کیفری بینالمللی (ICC) است. بوبون اعلام کرده که نامه زرشناس همراه با گزارش تحقیقاتی دیدهبان حقوق بشر، به طور رسمی به دادستان ICC ارجاع داده خواهد شد تا بررسی مقدماتی بر اساس ماده ۸ اساسنامه رم (جنایات جنگی) آغاز شود.
بازگشایی پرونده پرواز ۶۵۵ و اعتراف به قصور
یکی از مهمترین بخشهای نامه بوبون، اعتراف صریح او به قصور دیدهبان حقوق بشر در قبال پرونده پرواز ۶۵۵ است. او میگوید: «اعتراف میکنم که دیدهبان حقوق بشر در طول سالهای گذشته نتوانسته است به اندازه کافی بر این پرونده تمرکز کند. این یک قصور است.» بوبون با اشاره به اینکه کاپیتان ویلیام راجرز (فرمانده ناو وینسنس) نه تنها محاکمه نشد، بلکه مدال شجاعت گرفت و ارتقا یافت، این الگو را «شرمآور» خوانده و تأکید کرده است که این پرونده به عنوان یک «مطالعه موردی در مورد بیکیفری در جنایات جنگی» دنبال خواهد شد. این اعتراف و تعهد به بازگشایی پرونده، یک تحول مهم در رویکرد دیدهبان حقوق بشر است. برای اولین بار، یک نهاد بینالمللی به طور رسمی میپذیرد که در قبال جنایات علیه غیرنظامیان ایرانی سکوت کرده است و قصد دارد این اشتباه را جبران کند.
تشکیل تیم تحقیقاتی ویژه و کمپین جهانی
تعهد بوبون به تشکیل یک «تیم تحقیقاتی ویژه» برای میناب، یک گام عملی و مهم است. این تیم متشکل از کارشناسان حقوق بشردوستانه، تحلیلگران تصاویر ماهوارهای و محققان میدانی خواهد بود. این ترکیب تخصصی میتواند شواهد قابل قبولی برای پیگیری قضایی فراهم کند. گزارش نهایی این تیم ظرف حداکثر سه ماه منتشر خواهد شد. این زمانبندی مشخص، یک تعهد عملی و قابل ارزیابی است. بوبون همچنین از انتشار یک بیانیه رسمی فوری (ظرف ۴۸ ساعت) خبر داده است که مستقیماً دولتهای اسرائیل و آمریکا را به عنوان عاملان این حمله نام میبرد. راهاندازی کمپین جهانی #عدالت_برای_میناب نیز یک ابتکار مهم است. این کمپین با استفاده از ظرفیت رسانهای و شبکههای اجتماعی دیدهبان حقوق بشر، میتواند افکار عمومی جهان را متوجه این جنایت کند و فشار بر دولتهای متجاوز را افزایش دهد.
اعتراف به اشتباهات گذشته و تعهد به اصلاح
بوبون در این نامه به انتقادات وارد بر دیدهبان حقوق بشر – از جمله توقف انتشار برخی گزارشها و تردید در مورد بیطرفی این سازمان – اشاره کرده و گفته است: «من این انتقادات را شنیدهام و نمیخواهم از کنار آنها به سادگی بگذرم.» او با صراحت اعلام کرده است که پرونده میناب و پرواز ۶۵۵ برای او یک «آزمون» است و اجازه نمیدهد فشارهای سیاسی مانع از انجام وظیفه دیدهبان حقوق بشر شود. این اعتراف و تعهد به اصلاح، میتواند اعتبار این سازمان را که در سالهای اخیر با اتهاماتی مبنی بر استانداردهای دوگانه مواجه بوده است، تا حدی بازگرداند. بوبون همچنین تأکید کرده است که دیدهبان حقوق بشر «برای گفتن حقیقت به قدرتمندان، حتی زمانی که ناخوشایند است» تأسیس شده است. این جمله، یک بازتعریف از مأموریت این سازمان و تعهد به ایستادگی در برابر قدرتهای بزرگ است.
سناریوهای پیش روی این پرونده
با توجه به تعهدات بوبون، چند سناریو برای آینده قابل تصور است:
-
سناریوی نخست (خوشبینانه)
تیم تحقیقاتی دیدهبان حقوق بشر شواهد کافی جمعآوری کرده و پرونده با موفقیت به ICC ارجاع میشود. دادستان ICC بررسی مقدماتی را آغاز میکند و در صورت وجود شواهد کافی، تحقیقات رسمی علیه عاملان جنایت آغاز میشود. کمپین جهانی نیز فشار بر دولتهای متجاوز را افزایش میدهد.
-
سناریوی دوم (واقعبینانه)
تیم تحقیقاتی گزارش خود را منتشر میکند، اما ICC به دلیل فشارهای سیاسی قدرتهای بزرگ (آمریکا و اسرائیل که عضو اساسنامه رم نیستند) از انجام تحقیقات رسمی خودداری میکند. در این سناریو، گزارش دیدهبان حقوق بشر به عنوان یک سند تاریخی باقی میماند، اما ضمانت اجرایی پیدا نمیکند.
-
سناریوی سوم (بدبینانه)
به دلیل فشارهای داخلی و خارجی، دیدهبان حقوق بشر از تعهدات خود عقبنشینی میکند و گزارش نهایی با تعبیر «ادعاهای اثباتنشده» منتشر میشود. در این صورت، نامه زرشناس و پاسخ بوبون به یک تبادل دیپلماتیک بدون نتیجه عملی تبدیل خواهد شد.