آسیانیوز ایران؛ سرویس فرهنگی هنری:
محمدحسین فرحبخش نامی آشنا برای علاقهمندان به سینمای ایران در دهههای شصت و هفتاد است. او که به عنوان تهیهکنندهای پرکار و تأثیرگذار در شرکت پویافیلم شناخته میشد، در آستانه دهه هشتاد تصمیم گرفت برای اولین بار خودش پشت دوربین بنشیند و تجربه کارگردانی را نیز به رزومه حرفهای خود اضافه کند. حاصل این تصمیم، فیلم «عطش» بود؛ اثری که بر اساس قواعد گیشه و جذب مخاطب تولید شد، اما داستان پرکشش و شخصیتهای جذاب آن، جایگاهی متمایز به این فیلم در میان آثار مشابه بخشیدند. «عطش» یک فیلم پلیسی-جنایی است. داستان درباره سه رفیق است که تصمیم میگیرند با همدستی یکدیگر، از یک طلافروشی سرقت کنند. بخش زیادی از فیلم به دقایق ملتهب و پرتعلیق سرقت اختصاص دارد.
اما نقطه اوج داستان زمانی فرا میرسد که سه کاراکتر اصلی پس از موفقیت در سرقت، نسبت به پولی که به دست آوردهاند دچار طمع میشوند. هر یک از آنها تصمیم میگیرند به دیگری خیانت کرده و سهم بیشتری از اموال مسروقه را برای خود نگه دارد. شخصیت اصلی فیلم نادر است؛ مردی که تازه از زندان آزاد شده است. پیشنهاد اصلی سرقت را او به دو دوست خود یعنی اشکان و کوروش میدهد. نقش نادر را فریبرز عربنیا ایفا کرده است؛ بازیگری که از نظر فیزیک بدنی، گزینه مناسبی برای فیلمهای اکشن و پلیسی محسوب میشود. بهرام رادان در نقش اشکان و شهرام حقیقتدوست در نقش کوروش، دو رفیق نادر را در این مسیر پرخطر همراهی میکنند. هر سه بازیگر در نقشهای خود درخشان ظاهر شدهاند و تعامل میان آنها، بخش مهمی از جذابیت فیلم را شکل میدهد. «عطش» در سکانسهای اکشن، قدرت بدنی و قابلیتهای فریبرز عربنیا را به نمایش میگذارد و در لحظات احساسی، تصویری از یک رفیق زخمخورده و خیانتدیده را به خوبی ترسیم میکند. در این گزارش، به بررسی داستان، شخصیتها و کارگردانی «عطش» میپردازیم و نشان میدهیم که چرا این فیلم پس از سالها هنوز تماشایی و قابل تأمل است.
محمدحسین فرحبخش؛ از تهیهکنندگی تا کارگردانی
محمدحسین فرحبخش یکی از تأثیرگذارترین چهرههای سینمای ایران در دهههای شصت و هفتاد محسوب میشود. او به عنوان تهیهکننده در شرکت پویافیلم، محصولات متعددی را به بازار عرضه کرد که بسیاری از آنها با استقبال مخاطبان روبرو شد. فرحبخش به خوبی میدانست که مخاطب عام چه انتظاراتی از یک فیلم سینمایی دارد و سعی میکرد محصولاتش را بر اساس همان نیازها و سلیقهها تولید کند.
- در آستانه دهه هشتاد، فرحبخش تصمیم گرفت خودش پشت دوربین برود و «عطش» را کارگردانی کند. این تصمیم از جهات مختلف قابل تحسین است:
نخست اینکه فرحبخش یک تهیهکننده کارکشته بود، اما کارگردانی رشته ای متفاوت و نیازمند مهارتهای خاص خود است.
- دوم اینکه ورود یک تهیهکننده به عرصه کارگردانی، همیشه با ریسک شکست تجاری همراه است، اما فرحبخش این ریسک را پذیرفت. نتیجه کار اما فیلمی بود که اگرچه شاید به سطح آثار ماندگار سینمای ایران نرسید، اما اثری قابل قبول و سرگرمکننده از آب درآمد. «عطش» نشان داد که فرحبخش نه تنها یک تهیهکننده توانمند، بلکه یک کارگردان نسبتاً خوشقریحه نیز هست. کاش او پس از «عطش» نیز به کارگردانی ادامه میداد، اما متأسفانه این فیلم اولین و آخرین تجربه کارگردانی او باقی ماند.
تحلیل داستان و شخصیتها؛ طمع، خیانت و سرنوشت تراژیک
داستان «عطش» در نگاه اول ممکن است ساده به نظر برسد: سه رفیق تصمیم میگیرند از یک طلافروشی سرقت کنند. اما عمق داستان وقتی آشکار میشود که این سه نفر پس از موفقیت در سرقت، طمع میکنند و به یکدیگر خیانت میکنند. فیلم به خوبی نشان میدهد که چگونه زیادهخواهی میتواند قویترین پیوندهای دوستی را از هم بگسلد و انسانها را به ورطه نابودی بکشاند. شخصیتپردازی در «عطش» بسیار قوی است. نادر (فریبرز عربنیا) یک تبهکار حرفهای نیست؛ او مردی است که به خاطر یک اشتباه جوانی به زندان افتاده و حالا پس از آزادی، میخواهد با یک سرقت بزرگ تمام مشکلات مالی خود را یکباره حل کند. اشکان (بهرام رادان) و کوروش (شهرام حقیقتدوست) نیز هر کدام انگیزههای خاص خود را برای شرکت در این سرقت دارند. نقطه عطف فیلم جایی است که سرقت با موفقیت انجام میشود، اما به جای امنیت و آرامش، شک و تردید و طمع جای آن را میگیرد. هر یک از سه شخصیت به این فکر میکند که دیگری قصد کلاه گذاشتن بر سرش را دارد و در نهایت، همین سوءظن باعث میشود که هر سه به سرنوشتی تراژیک دچار شوند. فیلم به خوبی این پیام را منتقل میکند که «طمع، آدمی را به کام مرگ میکشد».
بازیگری فریبرز عربنیا در نقش نادر؛ خشونت و احساس در کنار هم
فریبرز عربنیا در دهه هفتاد و اوایل هشتاد، یکی از پرکارترین و محبوبترین بازیگران سینمای ایران بود. او که فیزیک بدنی قدرتمندی داشت، اغلب در نقشهای اکشن و پلیسی ظاهر میشد. در «عطش»، عربنیا در اوج تواناییهای خود است. او در سکانسهای اکشن و درگیری، چنان باورپذیر ظاهر میشود که مخاطب به راحتی او را به عنوان یک مرد خشن و خطرناک میپذیرد. اما نکته قابل تحسین در بازی عربنیا، توانایی او در انتقال احساسات است. در لحظاتی که نادر متوجه خیانت دوستانش میشود، چهره عربنیا به خوبی ترکیبی از خشم، اندوه و ناباوری را نمایش میدهد. او در این لحظات، شمایل یک رفیق زخمخورده را آنقدر واقعی ترسیم میکند که مخاطب هم با او همذاتپنداری میکند. عربنیا پس از «عطش» نیز به کار خود ادامه داد و در فیلمهای متعددی ایفای نقش کرد، اما شاید بتوان گفت که این فیلم یکی از بهترین و بهیادماندنیترین اجراهای او در طول سالهای فعالیت حرفهایاش است. تقابل عربنیا با بهرام رادان و شهرام حقیقتدوست هم از نکات قابل توجه فیلم است و هر سه بازیگر در نقشهای خود کمنقص ظاهر شدهاند.
«عطش» در میان فیلمهای پلیسی-جنایی سینمای ایران
سینمای پلیسی-جنایی ایران، برخلاف سینمای هالیوود، هرگز نتوانست به یک ژانر مستقل و فراگیر تبدیل شود. فیلمهای این ژانر را میتوان بر روی یک انگشتان دست هم شمارش کرد؛ «عقابها» (۱۳۶۳)، «سارق» (۱۳۶۴)، «شاید وقتی دیگر» (۱۳۶۶)، «مبل طلایی» و «نان و نمک» از جمله معدود آثار این ژانر هستند که در حافظه تاریخی سینمای ایران ماندگار شدهاند. «عطش» در امتداد همین سنت ساخته شده است. فیلمی که از یک سو از الگوهای مرسوم فیلمهای هالیوودی (سرقت، خیانت، تراژدی) الهام گرفته، اما از سوی دیگر، با شخصیتپردازی واقعگرایانه و فضای بومی ایرانی، از سطح یک کپیبرداری ساده فراتر رفته است. فرحبخش به خوبی میدانسته که چگونه یک داستان جهانی را با فرهنگ و باورهای ایرانی گره بزند. اگر سینمای ایران در آن سالها به این ژانر بیشتر توجه میکرد، شاهد آثار ارزشمند بیشتری در این حوزه بودیم. اما به هر دلیل، ژانر پلیسی-جنایی هرگز نتوانست جایگاه واقعی خود را در سینمای ایران پیدا کند و «عطش» یکی از آخرین بازماندگان این ژانر است.
میراث فرحبخش و پویافیلم در سینمای ایران
شرکت پویافیلم در دهههای شصت و هفتاد، یکی از تأثیرگذارترین نهادهای تولیدی در سینمای ایران بود. محصولات این شرکت عمدتاً بر اساس سلیقه مخاطب عام و با هدف فروش بالا تولید میشدند. برخلاف رویکرد روشنفکرانه بسیاری از فیلمسازان آن سالها که فیلمهای پیچیده و بعضاً غیرقابل فهم برای عموم میساختند، پویافیلم به سمت سینمای سرگرمکننده و پرمخاطب حرکت میکرد. محمدحسین فرحبخش به عنوان یکی از تهیهکنندگان اصلی پویافیلم و سپس کارگردان «عطش»، سهم مهمی در این رویکرد داشت. او نشان داد که میتوان فیلمی ساخت که هم از نظر تجاری موفق باشد و هم از نظر هنری قابل دفاع. «عطش» یک فیلم سرگرمکننده و پرتعلیق است که میتواند مخاطب را تا آخرین لحظه با خود همراه کند. با گذشت بیش از دو دهه از ساخت «عطش»، کاش سینمای ایران باز هم به سراغ این ژانر میرفت و از تجربیات افرادی مانند فرحبخش استفاده میکرد. اما به نظر میرسد که سینمای ایران امروز بیشتر به سمت فیلمهای اجتماعی و زنانه حرکت کرده و ژانرهای پلیسی، جنایی و سرگرمکننده به حاشیه رانده شدهاند؛ که این یک ضعف بزرگ برای سینمای کشورمان محسوب میشود.