جمعه / ۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۵ / ۱۳:۰۰
کد خبر: 37969
گزارشگر: 548
۴۴
۰
۰
۲
سرقت، طمع و تراژدی سه رفیق در سینمای ایران

نقد و بررسی فیلم عطش

نقد و بررسی فیلم عطش
«عطش» اولین و یکی از به‌یادماندنی‌ترین تجربه‌های کارگردانی محمدحسین فرح‌بخش، تهیه‌کننده پرکار دهه‌های ۶۰ و ۷۰ است. این فیلم پلیسی-جنایی داستان سه رفیق را روایت می‌کند که برای سرقت از یک طلافروشی دست به هم‌دستی می‌زنند، اما پس از موفقیت در سرقت، طمع، مسیرشان را به سمت تراژدی تغییر می‌دهد. فریبرز عرب‌نیا در نقش نادر (تازه آزاد شده از زندان)، بهرام رادان در نقش اشکان و شهرام حقیقت‌دوست در نقش کوروش، سه نقش اصلی این فیلم را ایفا می‌کنند. عرب‌نیا در سکانس‌های اکشن خوش می‌درخشد و در لحظات احساسی، چهره یک رفیق زخم‌خورده را به تصویر می‌کشد. «عطش» بر اساس قواعد گیشه و جذب مخاطب ساخته شد، اما داستان پرکشش و شخصیت‌های جذاب آن، جایگاهی متمایز به این فیلم در میان آثار هم‌دوره خود بخشید.

آسیانیوز ایران؛ سرویس فرهنگی هنری:

محمدحسین فرح‌بخش نامی آشنا برای علاقه‌مندان به سینمای ایران در دهه‌های شصت و هفتاد است. او که به عنوان تهیه‌کننده‌ای پرکار و تأثیرگذار در شرکت پویافیلم شناخته می‌شد، در آستانه دهه هشتاد تصمیم گرفت برای اولین بار خودش پشت دوربین بنشیند و تجربه کارگردانی را نیز به رزومه حرفه‌ای خود اضافه کند. حاصل این تصمیم، فیلم «عطش» بود؛ اثری که بر اساس قواعد گیشه و جذب مخاطب تولید شد، اما داستان پرکشش و شخصیت‌های جذاب آن، جایگاهی متمایز به این فیلم در میان آثار مشابه بخشیدند. «عطش» یک فیلم پلیسی-جنایی است. داستان درباره سه رفیق است که تصمیم می‌گیرند با هم‌دستی یکدیگر، از یک طلافروشی سرقت کنند. بخش زیادی از فیلم به دقایق ملتهب و پرتعلیق سرقت اختصاص دارد.

اما نقطه اوج داستان زمانی فرا می‌رسد که سه کاراکتر اصلی پس از موفقیت در سرقت، نسبت به پولی که به دست آورده‌اند دچار طمع می‌شوند. هر یک از آنها تصمیم می‌گیرند به دیگری خیانت کرده و سهم بیشتری از اموال مسروقه را برای خود نگه دارد. شخصیت اصلی فیلم نادر است؛ مردی که تازه از زندان آزاد شده است. پیشنهاد اصلی سرقت را او به دو دوست خود یعنی اشکان و کوروش می‌دهد. نقش نادر را فریبرز عرب‌نیا ایفا کرده است؛ بازیگری که از نظر فیزیک بدنی، گزینه مناسبی برای فیلم‌های اکشن و پلیسی محسوب می‌شود. بهرام رادان در نقش اشکان و شهرام حقیقت‌دوست در نقش کوروش، دو رفیق نادر را در این مسیر پرخطر همراهی می‌کنند. هر سه بازیگر در نقش‌های خود درخشان ظاهر شده‌اند و تعامل میان آنها، بخش مهمی از جذابیت فیلم را شکل می‌دهد.  «عطش» در سکانس‌های اکشن، قدرت بدنی و قابلیت‌های فریبرز عرب‌نیا را به نمایش می‌گذارد و در لحظات احساسی، تصویری از یک رفیق زخم‌خورده و خیانت‌دیده را به خوبی ترسیم می‌کند. در این گزارش، به بررسی داستان، شخصیت‌ها و کارگردانی «عطش» می‌پردازیم و نشان می‌دهیم که چرا این فیلم پس از سال‌ها هنوز تماشایی و قابل تأمل است.

محمدحسین فرح‌بخش؛ از تهیه‌کنندگی تا کارگردانی

محمدحسین فرح‌بخش یکی از تأثیرگذارترین چهره‌های سینمای ایران در دهه‌های شصت و هفتاد محسوب می‌شود. او به عنوان تهیه‌کننده در شرکت پویافیلم، محصولات متعددی را به بازار عرضه کرد که بسیاری از آنها با استقبال مخاطبان روبرو شد. فرح‌بخش به خوبی می‌دانست که مخاطب عام چه انتظاراتی از یک فیلم سینمایی دارد و سعی می‌کرد محصولاتش را بر اساس همان نیازها و سلیقه‌ها تولید کند.

  1. در آستانه دهه هشتاد، فرح‌بخش تصمیم گرفت خودش پشت دوربین برود و «عطش» را کارگردانی کند. این تصمیم از جهات مختلف قابل تحسین است:
    نخست اینکه فرح‌بخش یک تهیه‌کننده کارکشته بود، اما کارگردانی رشته ای متفاوت و نیازمند مهارت‌های خاص خود است.
  2. دوم اینکه ورود یک تهیه‌کننده به عرصه کارگردانی، همیشه با ریسک شکست تجاری همراه است، اما فرح‌بخش این ریسک را پذیرفت. نتیجه کار اما فیلمی بود که اگرچه شاید به سطح آثار ماندگار سینمای ایران نرسید، اما اثری قابل قبول و سرگرم‌کننده از آب درآمد. «عطش» نشان داد که فرح‌بخش نه تنها یک تهیه‌کننده توانمند، بلکه یک کارگردان نسبتاً خوش‌قریحه نیز هست. کاش او پس از «عطش» نیز به کارگردانی ادامه می‌داد، اما متأسفانه این فیلم اولین و آخرین تجربه کارگردانی او باقی ماند.

تحلیل داستان و شخصیت‌ها؛ طمع، خیانت و سرنوشت تراژیک

داستان «عطش» در نگاه اول ممکن است ساده به نظر برسد: سه رفیق تصمیم می‌گیرند از یک طلافروشی سرقت کنند. اما عمق داستان وقتی آشکار می‌شود که این سه نفر پس از موفقیت در سرقت، طمع می‌کنند و به یکدیگر خیانت می‌کنند. فیلم به خوبی نشان می‌دهد که چگونه زیاده‌خواهی می‌تواند قوی‌ترین پیوندهای دوستی را از هم بگسلد و انسان‌ها را به ورطه نابودی بکشاند. شخصیت‌پردازی در «عطش» بسیار قوی است. نادر (فریبرز عرب‌نیا) یک تبهکار حرفه‌ای نیست؛ او مردی است که به خاطر یک اشتباه جوانی به زندان افتاده و حالا پس از آزادی، می‌خواهد با یک سرقت بزرگ تمام مشکلات مالی خود را یکباره حل کند. اشکان (بهرام رادان) و کوروش (شهرام حقیقت‌دوست) نیز هر کدام انگیزه‌های خاص خود را برای شرکت در این سرقت دارند. نقطه عطف فیلم جایی است که سرقت با موفقیت انجام می‌شود، اما به جای امنیت و آرامش، شک و تردید و طمع جای آن را می‌گیرد. هر یک از سه شخصیت به این فکر می‌کند که دیگری قصد کلاه گذاشتن بر سرش را دارد و در نهایت، همین سوءظن باعث می‌شود که هر سه به سرنوشتی تراژیک دچار شوند. فیلم به خوبی این پیام را منتقل می‌کند که «طمع، آدمی را به کام مرگ می‌کشد».

بازیگری فریبرز عرب‌نیا در نقش نادر؛ خشونت و احساس در کنار هم

فریبرز عرب‌نیا در دهه هفتاد و اوایل هشتاد، یکی از پرکارترین و محبوب‌ترین بازیگران سینمای ایران بود. او که فیزیک بدنی قدرتمندی داشت، اغلب در نقش‌های اکشن و پلیسی ظاهر می‌شد. در «عطش»، عرب‌نیا در اوج توانایی‌های خود است. او در سکانس‌های اکشن و درگیری، چنان باورپذیر ظاهر می‌شود که مخاطب به راحتی او را به عنوان یک مرد خشن و خطرناک می‌پذیرد. اما نکته قابل تحسین در بازی عرب‌نیا، توانایی او در انتقال احساسات است. در لحظاتی که نادر متوجه خیانت دوستانش می‌شود، چهره عرب‌نیا به خوبی ترکیبی از خشم، اندوه و ناباوری را نمایش می‌دهد. او در این لحظات، شمایل یک رفیق زخم‌خورده را آنقدر واقعی ترسیم می‌کند که مخاطب هم با او هم‌ذات‌پنداری می‌کند. عرب‌نیا پس از «عطش» نیز به کار خود ادامه داد و در فیلم‌های متعددی ایفای نقش کرد، اما شاید بتوان گفت که این فیلم یکی از بهترین و به‌یادماندنی‌ترین اجراهای او در طول سال‌های فعالیت حرفه‌ای‌اش است. تقابل عرب‌نیا با بهرام رادان و شهرام حقیقت‌دوست هم از نکات قابل توجه فیلم است و هر سه بازیگر در نقش‌های خود کم‌نقص ظاهر شده‌اند.

«عطش» در میان فیلم‌های پلیسی-جنایی سینمای ایران

سینمای پلیسی-جنایی ایران، برخلاف سینمای هالیوود، هرگز نتوانست به یک ژانر مستقل و فراگیر تبدیل شود. فیلم‌های این ژانر را می‌توان بر روی یک انگشتان دست هم شمارش کرد؛ «عقاب‌ها» (۱۳۶۳)، «سارق» (۱۳۶۴)، «شاید وقتی دیگر» (۱۳۶۶)، «مبل طلایی» و «نان و نمک» از جمله معدود آثار این ژانر هستند که در حافظه تاریخی سینمای ایران ماندگار شده‌اند. «عطش» در امتداد همین سنت ساخته شده است. فیلمی که از یک سو از الگوهای مرسوم فیلم‌های هالیوودی (سرقت، خیانت، تراژدی) الهام گرفته، اما از سوی دیگر، با شخصیت‌پردازی واقع‌گرایانه و فضای بومی ایرانی، از سطح یک کپی‌برداری ساده فراتر رفته است. فرح‌بخش به خوبی می‌دانسته که چگونه یک داستان جهانی را با فرهنگ و باورهای ایرانی گره بزند. اگر سینمای ایران در آن سال‌ها به این ژانر بیشتر توجه می‌کرد، شاهد آثار ارزشمند بیشتری در این حوزه بودیم. اما به هر دلیل، ژانر پلیسی-جنایی هرگز نتوانست جایگاه واقعی خود را در سینمای ایران پیدا کند و «عطش» یکی از آخرین بازماندگان این ژانر است.

میراث فرح‌بخش و پویافیلم در سینمای ایران

شرکت پویافیلم در دهه‌های شصت و هفتاد، یکی از تأثیرگذارترین نهادهای تولیدی در سینمای ایران بود. محصولات این شرکت عمدتاً بر اساس سلیقه مخاطب عام و با هدف فروش بالا تولید می‌شدند. برخلاف رویکرد روشنفکرانه بسیاری از فیلم‌سازان آن سال‌ها که فیلم‌های پیچیده و بعضاً غیرقابل فهم برای عموم می‌ساختند، پویافیلم به سمت سینمای سرگرم‌کننده و پرمخاطب حرکت می‌کرد. محمدحسین فرح‌بخش به عنوان یکی از تهیه‌کنندگان اصلی پویافیلم و سپس کارگردان «عطش»، سهم مهمی در این رویکرد داشت. او نشان داد که می‌توان فیلمی ساخت که هم از نظر تجاری موفق باشد و هم از نظر هنری قابل دفاع. «عطش» یک فیلم سرگرم‌کننده و پرتعلیق است که می‌تواند مخاطب را تا آخرین لحظه با خود همراه کند. با گذشت بیش از دو دهه از ساخت «عطش»، کاش سینمای ایران باز هم به سراغ این ژانر می‌رفت و از تجربیات افرادی مانند فرح‌بخش استفاده می‌کرد. اما به نظر می‌رسد که سینمای ایران امروز بیشتر به سمت فیلم‌های اجتماعی و زنانه حرکت کرده و ژانرهای پلیسی، جنایی و سرگرم‌کننده به حاشیه رانده شده‌اند؛ که این یک ضعف بزرگ برای سینمای کشورمان محسوب می‌شود.

https://www.asianewsiran.com/u/iJX
اخبار مرتبط
فیلم سینمایی «اردوبهشت» به کارگردانی محمد داودی، در چهل و چهارمین جشنواره فیلم فجر رونمایی شد. این فیلم بر اساس حادثه واقعی غرق شدن هفت دانش‌آموز در پارک شهر تهران ساخته شده است. در «اردوبهشت» بازیگرانی چون حامد بهداد، شهرام حقیقت‌دوست و تورج الوندی ایفای نقش کرده‌اند. داستان فیلم حول محور پدری می‌گردد که پس از از دست دادن دخترش، به دنبال عدالت است. این فیلم نخستین تجربه کارگردانی محمد داودی است که پیش از این نویسنده فیلم‌نامه‌های موفق بسیاری بوده است. با این حال، نقدها نشان می‌دهد که فیلم در بخش‌هایی با ضعف دراماتیک و عدم باورپذیری مواجه است.
فیلم سینمایی «آن‌دو» به کارگردانی مرتضی رحیمی، در چهل و چهارمین جشنواره فیلم فجر روی پرده رفت. این فیلم، روایتگر زندگی شهید ۱۲ ساله، ظفر خالدی، از شهدای ایل بختیاری است. با وجود سوژه قدرتمند و حضور بازیگرانی مانند فریبا کوثری، این فیلم نتوانسته ارتباط عاطفی لازم را با مخاطب برقرار کند. ضعف دراماتیک و شخصیت‌پردازی سطحی، از جمله نقاط ضعف اصلی اثر عنوان شده است. استفاده از لهجه اصیل لری و بازیگران بومی، از معدود نقاط قوت فیلم است که نتوانسته بر کلیت ضعیف اثر سرپوش بگذارد.
فیلم سینمایی «خواب» به کارگردانی مانی مقدم و با بازی رضا عطاران و مریلا زارعی، در چهل و چهارمین جشنواره فیلم فجر با انتقادات گسترده‌ای مواجه شد. این فیلم که در ژانر کمدی-اجتماعی و با ادعای پرداختن به مفاهیم فلسفی ساخته شده، از نظر منتقدان در تحقق اهداف خود ناکام مانده است. مهم‌ترین انتقادات وارده به این فیلم شامل ضعف فیلمنامه و کارگردانی، ریتم کند، عدم تفکیک مناسب جهان خواب و واقعیت، و رویکردی طعنه‌آمیز و سطحی به مولفه‌های مذهبی است. عملکرد بازیگران نیز به دلیل ضعف متن، نتوانسته درخشان باشد. این فیلم که نخستین تجربه کارگردانی مانی مقدم محسوب می‌شود، با وجود ترکیب قدرتمند بازیگری، به عنوان یک فرصت از دست رفته در جشنواره ارزیابی شده و نتوانسته رضایت منتقدان و مخاطبان را جلب کند.
فیلم «آرام‌بخش» به کارگردانی سعید زمانیان و با بازی الناز شاکردوست، در جشنواره فیلم فجر با نقدهای منفی مواجه شده است. این فیلم که اولین تجربه کارگردانی بلند زمانیان محسوب می‌شود، نتوانسته انتظارات را برآورده کند. نقدها عمدتاً بر ریتم کند، فیلمنامه ضعیف، شخصیت‌پردازی ناقص و تناقض‌های روایی متمرکز است. فیلم با وجود تلاش برای ساختارشکنی، نتوانسته پیام خود را به طور مؤثر منتقل کند. ضعف‌های فنی از جمله گریم ناپایدار و دکوپاژ نامنسجم نیز از دیگر مواردی است که مورد انتقاد قرار گرفته و فیلم را به اثری ضعیف در جشنواره تبدیل کرده است.
فیلم «سقف» به کارگردانی ابراهیم امینی، نویسنده شناخته‌شده سینمای ایران، در چهل‌وچهارمین جشنواره فیلم فجر با نقدهای تندی مواجه شده است. این فیلم که روایتگر زندگی خانواده‌ای در گیرودار جنگ است، نتوانسته انتظارات مخاطبان و منتقدان را برآورده کند. نقدها عمدتاً بر شخصیت‌پردازی ضعیف، روایت آشفته و کارگردانی غیرحرفه‌ای متمرکز است. بازی‌های مصنوعی، اسلوموشن‌های کلیشه‌ای و دیالوگ‌های بی‌جان ازجمله مواردی است که مورد انتقاد قرار گرفته است. فیلم با وجود بازیگران مطرحی چون سام درخشانی و فریبا نادری نتوانسته از دام ضعف‌های اساسی فیلمنامه و کارگردانی رهایی یابد و به عنوان یکی از آثار ضعیف جشنواره شناخته می‌شود.
امیرحسین ثقفی، کارگردان فیلم «زندگی کوچک کوچک»، در نشست خبری این فیلم در پردیس سینمایی ملت، به تشریح فلسفه و ایده‌های پشت اثر خود پرداخت. او تأکید کرد که این فیلم با الهام از داستان کوتاه «بازی تمام شد» نوشته غلامحسین ساعدی ساخته شده و هدف آن نمایش بحران‌های فردی و اجتماعی، به ویژه پدیده خشونت، و جست‌وجوی راه‌های رهایی از آن است. ثقفی سینما را وسیله‌ای برای خلق جهانی نو دانست و از تأثیرپذیری خود از فیلمسازانی چون آندری تارکوفسکی، عباس کیارستمی و کیانوش عیاری سخن گفت. این فیلم با بازی نابازیگرانی مانند محمود نظرعلیان و یاشار جناق‌چی، داستان رابطه یک پدر و پسر را در بستر چالش‌های عمیق فردی روایت می‌کند و پرسش‌هایی اساسی درباره تنهایی و آرزوهای انسانی مطرح می‌سازد.
«قایق‌سواری در تهران»، جدیدترین ساخته رسول صدرعاملی، در چهل و چهارمین جشنواره فیلم فجر روی پرده رفت. این فیلم با نویسندگی و بازی پیمان قاسم‌خانی و همراهی سحر دولتشاهی، داستان مرد میانسالی را روایت می‌کند که پس از ۲۵ سال برای ازدواج به ایران بازمی‌گردد و درگیر خاطرات گذشته و مسئولیت‌های ناخواسته حال می‌شود. صدرعاملی در این اثر نیز همچون فیلم‌های پیشین خود، بر مفهوم خانواده و روابط انسانی تمرکز کرده، اما این بار با چاشنی طنز و در قالب یک کمدی اجتماعی-عاشقانه. فیلم اگرچه با استقبال خوب مخاطبان روبه‌رو شده، اما از نظر منتقدان در مقایسه با آثار قبلی کارگردان و نویسنده، ضعف‌های محسوسی دارد.
فیلم سینمایی «پل» به کارگردانی محمد عسگری امروز در بخش مسابقه چهل‌وچهارمین جشنواره فیلم فجر اکران می‌شود. این فیلم که سومین اثر عسگری در ژانر دفاع مقدس است، داستان نوجوانی را روایت می‌کند که برای یافتن برادر رزمنده‌اش به جبهه می‌رود. در این سفر، او با یک نوزاد بی‌سرپرست در میان هور مواجه می‌شود و مأموریتش برای نجات کودک و پیدا کردن برادرش آغاز می‌گردد. روح‌الله زمانی، سروش صحت و سعید آقاخانی از بازیگران اصلی این فیلم هستند. «پل» با نگاهی انسانی و به دور از کلیشه‌های رایج جنگی، به زندگی رزمندگان در خط مقدم و روابط آنان می‌پردازد.
فیلم سینمایی «کافه سلطان» به کارگردانی مصطفی رزاق‌کریمی و تهیه‌کنندگی مرتضی رزاق‌کریمی، داستانی خانوادگی و عاشقانه را در پس‌زمینه جنگ ۱۲ روزه روایت می‌کند. این فیلم مستقیماً به جنگ نمی‌پردازد، بلکه از آن به عنوان محرکی برای تغییر مناسبات شخصیت‌ها استفاده می‌کند. داستان در یک کافه بین‌راهی به نام «کافه سلطان» اتفاق می‌افتد که با آغاز جنگ، مسافران و یک خانواده در آن گیر می‌افتند. محمدرضا شریفی‌نیا و آزیتا حاجیان در نقش زوج اصلی این درام ایفای نقش کرده‌اند. تهیه‌کننده فیلم تأکید کرد که تحقیقات میدانی گسترده‌ای برای بازسازی فضای واقعی کافه‌های بین‌راهی در دوران جنگ انجام شده و انتخاب بازیگران بر اساس انطباق با شخصیت‌های فیلمنامه بوده است.
فیلم «حال خوب زن» به کارگردانی مهدی برزکی و تهیه‌کنندگی حسین کاکاوند، در ششمین روز از چهل و ششمین جشنواره فیلم فجر اکران شد. این اثر به زندگی زوجی پزشک می‌پردازد که رابطه‌شان به دلیل تروماهای گذشته زن، دچار بحرانی عمیق شده است. فیلم با جسارت موضوعی قابل توجه، مشکلات جنسی زناشویی را که معمولاً تابو محسوب می‌شوند، دستمایه روایت خود قرار داده است. نگاه از دریچه مرد داستان و اهمیت او به حل مسئله، از ویژگی‌های بارز این فیلم به شمار می‌رود. با این حال، «حال خوب زن» در پرداخت روان‌شناختی عمیق و جمع‌بندی منطقی قصه با چالش مواجه است و استفاده از تکنولوژی هوش مصنوعی در صحنه پایانی آن، بحث‌برانگیز شده است.
آسیانیوز ایران هیچگونه مسولیتی در قبال نظرات کاربران ندارد.
تعداد کاراکتر باقیمانده: 1000
نظر خود را وارد کنید