جمعه / ۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۵ / ۰۳:۴۷
کد خبر: 37970
گزارشگر: 548
۱۳۷۲
۰
۰
۱
از بن‌بست تروریسم تا کوپل شدن علم و سیاست!

سخنرانی دکتر پوریا زرشناس، نظریه‌پرداز بین‌المللی درباره «تروریسم»

سخنرانی دکتر پوریا زرشناس، نظریه‌پرداز بین‌المللی درباره «تروریسم»
دکتر پوریا زرشناس، محقق، نویسنده و روزنامه نگار برجسته ایرانی و دارنده سه نظریه ثبت‌شده جهانی، روز شنبه دوازدهم اردیبهشت ماه ۱۴۰۵ در پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی به سخنرانی می‌پردازد. این رویداد که در سالن اندیشه برگزار می‌شود، با محوریت «بن‌بست تروریسم» و با نگاهی میان‌رشته‌ای به تلاقی اقتصاد، انرژی و معادلات سیاسی خواهد پرداخت زرشناس که اخیراً با نقض نظریه پروفسور حسابی در پاریس و همزمان با مدیریت پروژه‌های بشردوستانه در کنگو و افغانستان برای سازمان ملل، نام خود را در رسانه‌های بین‌المللی تثبیت کرده است، در این نشست به بررسی نقش بن‌بست‌های ایدئولوژیک در تشدید بحران‌های امنیتی خواهد پرداخت. او با رویکردی بدیع، تروریسم را معلول یک «اختلال در توزیع منابع» می‌داند.

آسیانیوز ایران؛ سرویس سیاسی:

در دنیای علم گاهی آدمی پیدا می‌شود که فراتر از یک دانشمند صرف، به یک جریان تبدیل می‌شود. انسانی که هم نظریه فیزیکی پروفسور حسابی را در پاریس نقض می‌کند، هم برای صلح در افغانستان و کنگو با سازمان ملل همکاری می‌کند و هم از آینده انرژی‌های نو می‌نویسد. این روایت، روایت دکتر پوریا زرشناس است. پوریا زرشناس، محقق و نویسنده ایرانی حوزه شیمی مواد، تنها یک شیمیدان برجسته نیست. او نظریه‌پردازی است که سه نظریه جهانی از جمله پیش‌بینی زلزله با انرژی‌های کیهانی را ثبت کرده و اکنون قرار است در تهران درباره معمای پیچیده تروریسم سخن بگوید.

شاید باورکردنی نباشد که یک محقق زیر ۴۰ سال، بیش از ۲۰۰ مقاله و ۱۰۰ کتاب تخصصی داشته باشد؛ آن هم با ۷۰ عنوان لاتین که به شش زبان زنده دنیا ترجمه شده‌اند. اما کارنامه زرشناس فراتر از این آمار است؛ او عضو تالار مشاهیر دانشگاه شهید بهشتی و برنده ۴۰ جایزه علمی بین‌المللی است. نقطه عطف شهرت جهانی زرشناس، «نقض نظریه بینهایت بودن ذرات پروفسور حسابی» در پاریس بود. این رویداد، مرزهای فیزیک کلاسیک را جابه‌جا کرد و نشان داد که نسل جدید دانشمندان ایرانی، نه تنها میراث‌دار، بلکه منتقد و توسعه‌دهنده نظریه‌های پیشینیان خود هستند.

حضور در نهادهای بین‌المللی

از سازمان ملل و یونسکو گرفته تا صندوق بین‌المللی پول و بانک جهانی، ردپای مدیریتی زرشناس در پروژه‌های زیرساختی دیده می‌شود. او در اوج گیری، پلتفرم صلح برای افغانستان را طراحی کرده، در کنگو علیه ابولا سیستم هوش مصنوعی پیش‌بینی راه انداخته و در مراکش، نیروگاه‌های خورشیدی ساختمان «انرژی سبز» را مدیریت کرده است. اما چرا یک دانشمند شیمی باید درباره تروریسم سخنرانی کند؟ پاسخ در باور شخصی زرشناس نهفته است: «اگر دانشمندان در گفتمان عمومی وارد نشوند، سیاستمداران پوپولیست آینده چندین نسل را تباه می‌کنند.» این دقیقاً همان نقطه تلاقی علم و سیاست است که موضوع سخنرانی پیش‌رو را حیاتی می‌کند. روز شنبه ۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۵، سالن اندیشه پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی میزبان این چهره چندوجهی خواهد بود. موضوع سخنرانی «بن‌بست تروریسم» عنوانی است که نشان می‌دهد زرشناس با عینک یک شیمیدان و اقتصاددان انرژی، به مقولات امنیتی و انسانی نگاه می‌کند. اگر به دنبال درک این هستید که چرا یک نابغه جوان ایرانی در قطر و لوکزامبورگ فوق دکتری خوانده، با صلیب سرخ در سوئیس همکاری کرده و حالا در تهران از شکست مذاکرات امنیتی می‌گوید، این سخنرانی را از دست ندهید. جایگاه او در تقاطع آزمایشگاه، دیپلماسی و میدان‌های بحران، نوید یک تحلیل فرارشته‌ای نادر را می‌دهد.

از نظریه بی نهایت بودن ذرات حسابی تا بن‌بست تروریسم؛ یک پیوستار روش‌شناختی

نقض نظریه پروفسور حسابی توسط زرشناس فقط یک رویداد فیزیکی نبود؛ بلکه یک تغییر پارادایم در نگاه به «مرزهای دانش» بود. حسابی معتقد به بینهایت بودن ذرات بود، اما زرشناس با تکیه بر شیمی مواد و ترمودینامیک کوانتومی نشان داد که جهان ماده، از حد مشخصی از تراکم میان‌کنش‌ها فراتر نمی‌رود. این همان کلیدی است که در تحلیل تروریسم نیز به کار می‌آید. زرشناس در سخنرانی پیش‌رو احتمالاً از همین منطق استفاده خواهد کرد: تروریسم یک پدیده «بی‌نهایت و بی‌ریشه» نیست، بلکه دارای محدودیت‌های انرژی، منابع مالی و حمایت‌های لجستیکی مشخصی است. همانطور که یک واکنش شیمیایی بدون کاتالیزور متوقف می‌شود، تروریسم نیز بدون «تامین‌کنندگان انرژی و بودجه» به بن‌بست می‌خورد. این نگاه مادی‌گرایانه به تروریسم، برخلاف تحلیل‌های رایج امنیتی که بر ایدئولوژی تمرکز دارند، از همکاری زرشناس با بانک جهانی و صندوق بین‌المللی پول نشات می‌گیرد. او با تجربه طراحی وام‌های کم‌بهره برای کشورهای دچار شوک اقلیمی (مثل موزامبیک و پاکستان)، به خوبی می‌داند که «ناامیدی اقتصادی» مهم‌ترین کاتالیزور خشونت است.

تجربه میدانی در مناطق بحرانی؛ روایتی از دل افغانستان و کنگو

زرشناس نظریه‌پرداز پشت میز نیست. او در پروژه «پلتفرم صلح» سازمان ملل، ماه‌ها در پکتیا و هلمند افغانستان و استان شمال کیووی کنگو با قبایل محلی نشست داشته است. این تجربه به او نشان داده که تروریسم وقتی شکست می‌خورد که «شبکه‌های محلی حافظ صلح» جایگزین نیروهای خارجی شوند. او در این سخنرانی احتمالاً به رابطه معکوس میان «هزینه انرژی برای یک خانواده فقیر» و «احتمال پیوستن جوانان به گروه‌های تکفیری» اشاره خواهد کرد. نکته جالب، همزمانی این فعالیت‌ها با تالیف کتاب‌هایی مانند «انرژی‌های تجدیدپذیر: آخرین فرصت برای حیات سیاره» است. از نظر زرشناس، نصب یک پنل خورشیدی در یک روستای دورافتاده، ارزش امنیتی بیشتری از بمباران هوایی دارد. این همان نظریه «توسعه پایدار به مثابه مهار تروریسم» است که مستقیماً به سه‌گانه نظری او (به ویژه نظریه سوم درباره توسعه پایدار و انرژی‌های نو) بازمی‌گردد. او در پروژه‌های صلیب سرخ در کنیا و مراکش نیز نشان داد که جمع‌آوری پسماند پلاستیکی توسط جوانان بیکار، نه تنها محیط زیست را نجات می‌دهد، بلکه «بستر جذب جوانان توسط فرقه‌های افراطی» را از بین می‌برد. این رویکرد، بن‌بست تروریسم را نه در میدان جنگ، بلکه در کارخانه‌های بازیافت و کلاس‌های آموزش زبان (پروژه یونیسف در پاکستان و سودان) جستجو می‌کند.

اقتصاد انرژی، نقطه کور تحلیل‌های امنیتی رایج

زرشناس با داشتن دو فوق دکتری و یک دکتری تخصصی در اقتصاد انرژی‌های تجدیدپذیر (از دانشگاه‌های قطر، لوکزامبورگ و مجارستان)، به این پرسش کلیدی پاسخ می‌دهد: چرا کشورهای غنی از نفت و گاز، کانون بحران‌های تروریستی هستند؟ پاسخ او در کتاب «امپراتوری نفت؟! خداحافظ عصر افسانه‌ای» نهفته است: وابستگی به درآمدهای نفتی، دولت‌ها را شکننده و فاقد پاسخگویی می‌کند. او در پروژه «اتصال شبکه برق کشورهای عربی» در اتحادیه عرب ثابت کرد که وقتی برق مصر به سوریه و عراق متصل می‌شود، هزینه جنگ برای دولت‌ها افزایش و انگیزه قومی‌گرایی کاهش می‌یابد. به عبارتی، «وابستگی متقابل انرژی» همان چیزی است که زرشناس «سد دیپلماتیک در برابر تروریسم» می‌نامد. در سخنرانی ۱۲ اردیبهشت، احتمالاً از مدل‌های ریاضی خود برای نشان دادن همبستگی منفی میان «شاخص نفوذ انرژی خورشیدی در روستاهای مرزی» و «تعداد حملات انتحاری» رونمایی کند. این نگاه، ریشه در همکاری او با برنامه جهانی غذا (وابو) در ماداگاسکار و اتیوپی دارد. او آنجا دید که «بسته غذایی» در ازای کاشت درخت، یک تفنگ ساده را از دست یک جوان گرسنه پس می‌گیرد. از این منظر، بن‌بست تروریسم یعنی رساندن قیمت تمام شده خشونت به بالاتر از منافع آن، که با «انرژی ارزان و در دسترس» محقق می‌شود.

نقد نظریه‌های رایج تروریسم و ارائه مدل ایرانی-اسلامی مدارا

زرشناس که در پروژه سازمان همکاری‌های اسلامی (OIC) مسئولیت میانجی‌گری میان قبایل سنی و شیعه عراق، دروزیان لبنان و اقوام یمنی را بر عهده داشته، به صراحت از «بنیادگرایی اسلامی» به عنوان یک پروژه سیاسی نه یک انحراف دینی نام می‌برد. او در کنفرانس‌های بین‌المللی خود، همواره بر «تقریب مذاهب» و آموزه‌های مشترکی مثل عدالت و مقاومت در برابر استکبار تأکید کرده است. نکته مهم، تمایز قائل شدن او میان «جنگ با تروریسم» و «سرکوب جنبش‌های مقاومت» است. زرشناس با تکیه بر تجربه خود در اتحادیه عرب و همکاری با هلال احمر کشورهای مختلف، معتقد است محور مقاومت (از لبنان تا یمن) یک نیروی بازدارنده در برابر تروریسم تکفیری است، نه منشا آن. او در سخنرانی خود احتمالاً به این تناقض اشاره خواهد کرد که چرا برخی کشورهای غربی همزمان با بمباران داعش در سوریه، از گروه‌های جدایی‌طلب در افغانستان حمایت می‌کنند. او در کتاب «از تجلی نور الهی تا عصر نظریه کوانتوم» تلاش کرده تا پیوندی میان عرفان ایرانی-اسلامی و فیزیک مدرن برقرار کند. این رویکرد، اساس نظریه «دیپلماسی انرژی» اوست: همانطور که ذرات در یک واکنش کوانتومی «درهم تنیده» می‌شوند، ملت‌های منطقه نیز در شبکه انرژی و امنیت، محکوم به همزیستی هستند. بن‌بست تروریسم از دیدگاه او، بن‌بست «درهم تنیدگی منفی» است که تنها با تبدیل آن به «درهم تنیدگی مثبت» (از طریق پروژه‌های مشترک انرژی) باز می‌شود.

نقد و چالش‌های پیش رو؛ آیا یک دانشمند می‌تواند سیاستمدار خوبی باشد؟

زرشناس خود می‌داند که ورود او به حوزه سیاست با انتقاداتی همراه است. برخی او را متهم می‌کنند که «از مرز بی‌طرفی علمی عبور کرده» و برخی دیگر (به ویژه در محافل افراطی) به خاطر همکاری با سازمان ملل و صندوق بین‌المللی پول، او را «سرمایه‌دار» می‌خوانند. او در پاسخ به این منتقدان در مصاحبه‌هایش گفته: «سکوت اهل علم در برابر فاجعه، همان خیانتیست مه سواستفاده گران میخواهند!

ضعف احتمالی سخنرانی او در ۱۲ اردیبهشت، غلبه رویکرد کمی و انرژی‌محور بر متغیرهای فرهنگی عمیق است. به عنوان مثال، نقش «حافظه تاریخی» جوامعی مثل افغانستان یا عراق را به سختی می‌توان با متغیرهای اقتصاد انرژی حل کرد. با این حال، تجربه زرشناس در یونسکو و پروژه حفاظت دیجیتال از میراث بامیان و پالمیرا نشان می‌دهد که او به «قدرت نمادها» واقف است. نکته چالش‌برانگیز دیگر، رابطه او با شرکت‌های بزرگ صنعتی در آلمان و روسیه است. برخی مخالفان داخلی می‌پرسند: چگونه کسی که در صنعت نفت و گاز فعال است، می‌خواهد درباره تروریسم و انرژی پاک حرف بزند؟ پاسخ زرشناس ساده است: «او برای عبور از نفت(و رسیدن به انرژی های پاک)، از دل خود نفت عبور کرده!» به هر حال، شنیدن این سخنرانی برای هر تحلیلگری که به تلاقی علم، ثروت و سیاست علاقه دارند، یک ضرورت است!

https://www.asianewsiran.com/u/iJT
اخبار مرتبط
دکتر پوریا زرشناس، دبیرکل بنیاد بین‌المللی نلسون ماندلا برای نجات جهان، با ارسال نامه‌ای سرگشاده به سه نهاد برجسته حقوق بشری، خواهان اقدام فوری برای رسیدگی به جنایت جنگی در مدرسه «شجره طیبه» میناب شده است. این نامه خطاب به دفتر کمیساریای عالی حقوق بشر سازمان ملل (OHCHR)، دیده‌بان حقوق بشر (HRW) و عفو بین‌الملل (Amnesty International) نوشته شده است. در این نامه که با استناد به شهادت‌های عینی و گزارش‌های میدانی تنظیم شده، تأکید شده که بمباران مدرسه میناب در روز اول حمله نظامی به ایران، با استفاده از موشک‌های پیشرفته تاماهاوک، با تکنیک جنایتکارانه «دابل‌تپ» انجام شده است. زرشناس با اشاره به روایت دلخراش نجاتگر هلال‌احمر میناب، خواستار محکومیت فوری این جنایت و اعزام هیئت حقیقت‌یاب مستقل شده است.
حسین ابراهیم طه، دبیرکل سازمان همکاری اسلامی، در پاسخ به نامه دکتر پوریا زرشناس، دبیرکل بنیاد بین‌المللی نلسون ماندلا برای نجات جهان، ۷ اقدام عملی برای پیگیری بمباران ادعایی مدرسه در شهرستان میناب اعلام کرد. دبیرکل سازمان در این نامه که با شماره OIC/SG/2026/0042 منتشر شده، ضمن پذیرش نقد زرشناس و اعتراف به «قصور نابخشودنی» سازمان، وعده صدور بیانیه فوری و تشکیل کمیته ارتباطی ویژه را داد. دبیرکل سازمان همکاری اسلامی همچنین از ارسال نامه به آنتونیو گوترش، دبیرکل سازمان ملل، برای درخواست بررسی حادثه میناب در شورای امنیت خبر داد. او همچنین از دعوت وزرای خارجه کشورهای عضو به یک نشست فوق‌العاده برای بررسی حملات به ایران، حادثه میناب، و سازوکارهای حفاظت از مدارس و کودکان در مناطق درگیری خبر داد.
آنتونیو گوترش، دبیرکل سازمان ملل متحد، در پاسخ به نامه دکتر پوریا زرشناس، دبیرکل بنیاد بین‌المللی نلسون ماندلا برای نجات جهان، ۱۰ تعهد عملی برای پیگیری بمباران ادعایی مدرسه در شهرستان میناب اعلام کرد. گوترش در این نامه که با شماره ثبت OSG/PR/2026/8742 منتشر شده، ضمن تقدیر از شجاعت اخلاقی زرشناس، وعده داد که پرونده را به دادستان دیوان کیفری بین‌المللی ارسال کند. دبیرکل سازمان ملل همچنین از فعال‌سازی سازوکار «کودکان و درگیری‌های مسلحانه»، درخواست تحلیل تصاویر ماهواره‌ای از یونوست، و تشکیل هیئت حقیقت‌یاب بین‌المللی در صورت وجود شواهد کافی خبر داد. گوترش با اشاره به سرنگونی پرواز شماره ۶۵۵ ایران‌ایر در سال ۱۹۸۸، دستور بازبینی و انتشار اسناد مربوط به این حادثه را نیز صادر کرد.
آدری آزوله، مدیرکل سازمان آموزشی، علمی و فرهنگی ملل متحد (یونسکو)، در پاسخ به نامه دکتر پوریا زرشناس، دبیرکل بنیاد بین‌المللی نلسون ماندلا، از ۵ اقدام عملی برای رسیدگی به بمباران ادعایی مدرسه در شهرستان میناب خبر داد. مدیرکل یونسکو در این نامه که با شماره DG/2026/056 منتشر شده، ضمن اذعان به نقص‌های ساختاری نظام بین‌الملل، قاطعانه اعلام کرد که حمله عمدی به یک مدرسه در حالی که کودکان و معلمان در آن پناه گرفته‌اند، جنایت جنگی محسوب می‌شود. آزوله در این نامه تاریخی، از ارجاع پرونده میناب به دفتر کمیساریای عالی حقوق بشر سازمان ملل، ارتباط با نماینده ویژه دبیرکل برای امور کودکان و درگیری‌های مسلحانه، و ارسال مستندات به دفتر دادستان دیوان کیفری بین‌المللی خبر داد.
کره شمالی همچون موزه‌ای زنده از قرن بیستم در قلب قرن بیست‌ویکم ایستاده است؛ جامعه‌ای ۲۶ میلیونی در محاصره سرکوب سیستماتیک، قحطی دوره‌ای و انزوای مطلق. اما پرسش کلیدی اینجاست: در عصری که حقوق بشر به گفتمان مسلط جهانی بدل شده، چرا جامعه جهانی در تغییر این وضعیت ناتوان است؟ بقای این رژیم تصادفی نیست، بلکه نتیجه سه ستون استوار است: کنترل مطلق اطلاعات و سرکوب داخلی، حمایت حیاتی و استراتژیک چین، و سپر بازدارندگی هسته‌ای که هرگونه مداخله خارجی را غیرممکن ساخته است. در کنار این، منافع متعارض قدرت‌های بزرگ و ترس از جنگ تمام‌عیار و بحران پناهندگی، جامعه جهانی را به انفعال محکوم کرده است. آینده این کشور در هاله‌ای از ابهام فرو رفته و محتمل‌ترین سناریو، تداوم وضع موجود است.
در فضای پرتلاطم کنونی جهان، روابط ایران با قدرت‌های شرقی به ویژه روسیه و چین، یکی از بحث‌برانگیزترین محورهای دیپلماسی و امنیت ملی است. عده‌ای این روابط را ضرورتی انکارناپذیر برای شکستن محاصره تحریمی می‌دانند و عده‌ای دیگر آن را تهدیدی برای استقلال عمل و حاکمیت ملی ایران قلمداد می‌کنند. دکتر پوریا زرشناس در این مصاحبه، با پاسخ های صریح به پرسش‌های مستقیم و مبتنی بر داده‌های تاریخی، در پی واکاوی عمق، چالش‌ها و آینده این روابط راهبردیست.
در فضای پرتلاطم کنونی جهان، روابط ایران با قدرت‌های شرقی به ویژه روسیه، یکی از بحث‌برانگیزترین محورهای دیپلماسی و امنیت ملی است. عده‌ای این روابط را ضرورتی انکارناپذیر برای شکستن محاصره تحریمی می‌دانند و عده‌ای دیگر آن را تهدیدی برای استقلال عمل و حاکمیت ملی ایران قلمداد می‌کنند. دکتر پوریا زرشناس در این مصاحبه، با پاسخ های صریح به پرسش‌های مستقیم و مبتنی بر داده‌های تاریخی، در پی واکاوی عمق، چالش‌ها و آینده این روابط راهبردیست.
پوریا زرشناس، محقق بین‌المللی ایرانی، در نامه‌ای سرگشاده خطاب به رئیس‌جمهور، رئیس مجلس و رئیس شورایعالی امنیت ملی، نسبت به عواقب ادامه وضعیت اقتصادی کنونی هشدار داد. وی در این نامه که پس از اعتراضات صنفی گسترده در بازار تهران نگاشته شده، اقتصاد ایران را درگیر یک «طوفان کامل» متشکل از تورم افسارگسیخته، رکود شدید و بی‌ثباتی بازار ارز دانست. زرشناس با ارائه تحلیل دقیق و راهکارهای عملی، تأکید کرد که بی‌توجهی به این هشدارها می‌تواند امنیت ملی و انسجام اجتماعی کشور را با تهدیدات جدی مواجه کند.
ممکن است آن‌قدر درباره ناکامی‌های بزرگ سوسیالیسم- که در بستر تاریخی عملا فرقی با کمونیسم ندارد- برای ملل مختلف صحبت کنید که زبان‌تان مو دربیاورد، اما باز عده‌ای از پذیرش واقعیت امر امتناع کنند. این افراد ممکن است با تمام قوا مدعی شوند که آموزه‌های سوسیالیستی به خوبی اجرا نشده‌اند. می‌گویند انجام مکرر یک کار و انتظارِ دستیابی به نتیجه متفاوت مصداق نابخردی است. فردریک باستیا، اقتصاددان و نویسنده فرانسوی، سوسیالیسم را نظامی جعلی و اغواکننده می‌دانست که با نفی مالکیت خصوصی و سرکوب آزادی و ابتکار عمل فردی در تضاد با ذات انسان عمل می‌کند.
در سال ۲۰۰۱ یک نظرسنجی‌ در کشورهای امریکای لاتین انجام شد که نتایجش نشان داد حمایت مردم از دموکراسی، کاهش یافته و در مقابل، حمایت آن‌ها از رهبری قدرتمندانه بدون محدودیت‌های دست‌وپاگیر نظام‌های دموکراتیک، بیش‌تر شده‌ است!!! دلیل این گرایش مردم خیلی ساده است: امروزه دموکراسی‌ها نمی‌توانند به نتایجی پایدار و ملموس برای مردم برسند؛ یعنی به چیزی فراتر از آنچه مردم در دهه پایانی قرن گذشته‌داشتند. افزایش جرم و جنایت و خشونت در خیابان‌ها و خصوصی‌سازی‌های گسترده برای مردم آمریکای لاتین آزاردهنده بوده به طوری که آن‌ها روزبه‌روز بیش‌تر حسرت دوران خوش رهبری‌های مستبدانه سابق را می‌خورند!!!
آسیانیوز ایران هیچگونه مسولیتی در قبال نظرات کاربران ندارد.
تعداد کاراکتر باقیمانده: 1000
نظر خود را وارد کنید