آسیانوز ایران؛ سرویس فرهنگی هنری:
این روزها در عنوانبندی بخش مهمی از فیلمهای سینمای ایران، تیتر «براساس یک داستان واقعی» به چشم میخورد. این اتفاق به ندرت در سینمای کمدی رخ داده و بیشتر شامل ملودرامهای اجتماعی میشود. یکی از معدود نمونههای کمدی در این باب، «تاکسیدرمی» به کارگردانی محمد پایدار است. «تاکسیدرمی» اولین ساخته سینمایی محمد پایدار است که با تهیهکنندگی محمدجواد موحد ساخته شده و به تازگی روی پرده سینماهای کشور رفته است. نسخه فعلی تدوین مجدد شده و نسبت به نسخه جشنواره (جشنواره ۱۴۰۳) مقداری کوتاهتر شده و جلوههای ویژه رایانهای آن نیز کاملتر شده است. این اثر روایت شیرین و غیرمنتظره تلاش سه شکارچی برای شکار آخرین گوزن زرد ایرانی است. فیلم در ژانر کمدی-تاریخی ساخته شده و خلاصه داستان آن چنین است: «هیچوقت فکر نمیکردم سرنوشتم به سرنوشت یه گوزن گره بخوره …» ستارگان این فیلم، ترکیبی از چهرههای شناخته شده سینمای کمدی ایران هستند: مجید صالحی، حسن معجونی، هادی کاظمی، بیژن بنفشهخواه، هدیه حسینینژاد، جواد خواجوی، آتوسا کلانتری، علیرضا مسعودی و آناهیتا درگاهی.
مجید صالحی، حسن معجونی و هادی کاظمی سه شخصیت محوری این کمدی هستند و بیژن بنفشهخواه (در دو نقش کوتاه) و آناهیتا درگاهی از دیگر چهرههای این اثر پربازیگر هستند. «تاکسیدرمی» از روزهای پایانی حکومت پهلوی دوم در دی ماه ۱۳۵۷ کلید میخورد. عبدالرضا در حال جمع کردن وسایل خود برای سفر به مصر است؛ شروع مناسبی که شوخی خوبی هم با تکیه بر حیوانات تاکسیدرمی شده داخل کاخ دارد. همراه شدن عبدالرضا با خلبانی پیر و فرتوت برای پرواز با هواپیمای ملخی رضاشاهی، شوخیهای بامزهای را شکل داده و خندهای بر لبان تماشاگران فیلم مینشاند. ماموریت موساد برای شکار گوزن زرد ایرانی و بردن آن به اسرائیل، داستان را وارد فاز تازهای میکند. در این گزارش، به بررسی داستان، بازیگران، نقاط قوت و ضعف اولین ساخته محمد پایدار و جایگاه آن در سینمای کمدی-تاریخی ایران میپردازیم.
خلاصه داستان و ساختار روایی فیلم
«تاکسیدرمی» از روزهای پایانی حکومت پهلوی دوم در دی ماه ۱۳۵۷ آغاز میشود. عبدالرضا، شخصیت اصلی فیلم، در حال جمع کردن وسایل خود برای سفر به مصر است در حالی که برادر ناتنیاش نیز در کاخ مشغول آمادهسازی است. شروع فیلم با شوخیهای بصری درباره حیوانات تاکسیدرمی شده داخل کاخ، لحن کمدی اثر را از همان ابتدا مشخص میکند. نقطه عطف نخست فیلم جایی است که عبدالرضا برای اخذ ویزای کشورهای مختلف به سفارتخانهها مراجعه میکند اما دست خالی برمیگردد. در حالی که همسر و فرزندش ایران را ترک کردهاند، او برای خروج از کشور به هر دری میزند. همراه شدن او با خلبانی پیر و فرتوت برای پرواز با هواپیمای ملخی رضاشاهی، شوخیهای بامزهای را شکل میدهد. برخورد عبدالرضا با مردم انقلابی و نجات او توسط دو مامور موساد، فیلم را وارد فاز تازهای میکند. ماموریت موساد برای شکار آخرین گوزن زرد ایرانی و بردن آن به اسرائیل، گره اصلی داستان را شکل میدهد. تلاش این سه نفر برای حمل گوزن به تهران و رساندن آن به هواپیمای آماده پرواز، فیلم را به پرده پایانی و گرهگشایی میرساند.
بازیگران و نقشآفرینیها؛ از مجید صالحی تا بیژن بنفشهخواه
سینمای کمدی پس از فیلمنامه، بسیار به بازیگران خود متکی است و «تاکسیدرمی» نیز از این قاعده مستثنی نیست. تیم سه نفره مجید صالحی، هادی کاظمی و حسن معجونی، یکی از بهترین انتخابهای ممکن برای این فیلم به نظر میرسد. هر سه بازیگر تجربه طولانی در ایفای نقشهای کمدی دارند و به خوبی روی زمانبندی در اجرای شوخیها تسلط دارند. به همین دلیل، سکانسهای داخل جنگل با حضور این سه بازیگر، جذابتر از کار درآمده و نگاه تماشاگر را معطوف به خود میکند. بهره هوشی پایین شخصیت بنیامین (با بازی یکی از بازیگران) نیز تیپ بانمکی را خلق کرده که در متن شوخیهای تکرارشونده قرار گرفته و نقش مهمی در پررنگ کردن بار کمدی فیلم دارد. در انتخاب نقشهای مکمل، اما از این قبیل ظرافتها خبر چندانی نیست و یکدستی آن نیز حفظ نشده است. با این حال، حضور بیژن بنفشهخواه در دو نقش کوتاه (که یکی از آنها بازگشت به نقش «شاه» پس از ۱۳ سال است) از نقاط قوت فیلم محسوب میشود. بازی او کاملاً با جنس کمدی فیلم همخوانی دارد.
نقاط قوت فیلم؛ فضاسازی اولیه و جلوههای ویژه
ده دقیقه ابتدایی فیلم، از نظر فضاسازی و ایجاد حس کنجکاوی، موفق عمل کرده است. شروع فیلم در کاخ سلطنتی و شوخی با حیوانات تاکسیدرمی شده، لحن طنزآمیز و در عین حال انتقادی فیلم را به خوبی معرفی میکند. مواجهه عبدالرضا با مردم انقلابی و تنشهای سیاسی آن روزها، به خوبی فضای آخرین روزهای حکومت پهلوی را بازآفرینی کرده است. جلوههای ویژه بصری «تاکسیدرمی» نیز در نسخه نهایی سروشکل بهتری به خود گرفته و نسبت به نسخه جشنواره کاملتر شده است. این جلوهها در ساخت اتمسفر فیلم (به ویژه سکانسهای جنگل و پرواز با هواپیمای ملخی) موفق عمل کرده و به باورپذیری داستان کمک میکنند. از دیگر نقاط قوت فیلم، تلاش فیلمساز برای روایت داستانی متفاوت با دیگر کمدیهای سالهای اخیر سینمای ایران است. محمد پایدار در اولین تجربه بلند سینمایی خود نشان داده که بدون تکیه بر شوخیهای اروتیک و لودگیهای متداول در کمدیهای امروز سینمای ایران، میتوان فیلمی جذاب و سرگرمکننده ساخت.
نقاط ضعف فیلم؛ آشفتگی فیلمنامه و پایان تلخ
با وجود نقاط قوت، «تاکسیدرمی» از ضعفهایی نیز رنج میبرد. پس از ده دقیقه ابتدایی موفق، فیلمنامه دچار آشفتگی میشود و از مسیر اصلی خود خارج میگردد. با اینکه سازندگان تأکید کردهاند قصد ساخت یک کمدی محض را نداشتهاند، اما فیلم پر از شوخیهای سطحی است که با فضای یک فیلم تاریخی و منتقدانه همخوانی کامل ندارد. فیلم هر چه به پایانبندی نزدیک میشود، از فضای کمدی دور شده و تلخی آن، تماشاگر را به یاد کمدی سیاه میاندازد. این پایان تلخ، هرچند ممکن است از نظر هنری قابل دفاع باشد، اما با فضای کلی فیلم که تا پیش از آن عمدتاً طنزآمیز بود، هماهنگی چندانی ندارد. در نسخه فعلی فیلم، فانتزی حاکم بر قصه کمرنگتر شده و از بار کمدی فیلم کاسته شده است. در مورد بازی مجید صالحی، اگرچه اجرای او تا حدودی قابلقبول است، اما به دلیل ضعف فیلمنامه، اجرای بازیگران نیز تحت تأثیر قرار گرفته و فاقد برجستگی خاصی است. با توجه به اینکه این فیلم با ادعای نقد تاریخی ساخته شده است، انتظار میرفت که از لحاظ ساختاری و محتوایی اثری منسجمتر و قویتر ارائه شود.
جایگاه فیلم در سینمای کمدی-تاریخی ایران
«تاکسیدرمی» تلاش میکند جایگاه خود را در ژانر کمدی-تاریخی سینمای ایران باز کند. ژانری که نمونههای موفق آن (مانند «اجارهنشینها» یا «مادر») کمتر از انگشتان یک دست هستند. فیلم با تکیه بر فضای آخرین روزهای حکومت پهلوی و ادغام آن با یک داستان فانتزی درباره شکار گوزن زرد، تلاش کرده اثری متفاوت خلق کند. نکته قابل توجه، تدوین مجدد فیلم پس از جشنواره فجر است. این اتفاق نشان میدهد که سازندگان به بازخورد منتقدان توجه داشتهاند و سعی کردهاند فیلم را برای اکران عمومی بهبود ببخشند. کوتاهتر شدن فیلم و بهبود جلوههای ویژه، دو تغییر مثبتی است که در نسخه نهایی به چشم میخورد. محمد پایدار با «تاکسیدرمی» ثابت کرده که استعداد کارگردانی دارد و میتواند در اولین تجربه خود فیلمی قابل قبول ارائه دهد. هرچند فیلم از یک فیلمنامه قدرتمند و منسجم بیبهره است، اما قابلیت جذب مخاطب را دارد. قطعاً بخش مهمی از مخاطبان خود را در پلتفرمها و اکران آنلاین پیدا خواهد کرد و میتواند به درآمد قابل قبولی دست یابد.