یکشنبه / ۱۳ اردیبهشت ۱۴۰۵ / ۰۰:۰۰
کد خبر: 38002
گزارشگر: 548
۲۲۲۸
۴
۱
۵
نقدی بر مقدس‌سازی‌های بی‌پایه یا توهین به باورهای مردم؟ / بررسی یک فیلم جنجالی

نقد و بررسی فیلم سینمایی آنتیک

نقد و بررسی فیلم سینمایی آنتیک
فیلم سینمایی «آنتیک» به کارگردانی هادی نائیجی با بازی پژمان جمشیدی و بیژن بنفشه‌خواه، از زمان اکران در جشنواره فجر تا اکران نوروزی ۱۴۰۵، با موج گسترده‌ای از نقدها و واکنش‌های متفاوت روبرو شده است. عده‌ای آن را اثری هجوآمیز و توهین‌آمیز به مقدسات دانسته و برخی دیگر به ضعف‌های فنی و فیلمنامه آن پرداخته‌اند. داستان فیلم درباره دو آنتیک‌فروش در اوایل انقلاب است که با رکود کسب‌وکارشان، تصمیم می‌گیرند با ساختن یک امامزاده قلابی مردم را فریب دهند. ایده اصلی فیلم (نقد خرافات و سوءاستفاده از باورهای دینی) در ذات خود جذاب است، اما اجرای ضعیف و شوخی‌های نامناسب، پیام اصلی را در میان ضعف‌ها گم کرده است.

آسیانیوز ایران؛ سرویس فرهنگی هنری:

فیلم سینمایی «آنتیک» به کارگردانی هادی نائیجی که در چهل و سومین جشنواره فیلم فجر به نمایش درآمد و سپس اکران نوروزی ۱۴۰۵ را تجربه کرد، از همان روز نخست با موجی از نقدها، مخالفت‌ها و برداشت‌های مختلف مواجه شد. برخی آن را فیلمی هجوآمیز و پر از شوخی‌های نامناسب دانستند. عمده منتقدان و مردم آن را به توهین به مقدسات متهم کردند، و گروهی دیگر به ضعف‌های فیلمنامه و گسست‌های منطقی آن پرداختند. اما آیا «آنتیک» واقعاً فیلمی در توهین به مقدسات است؟ یا در نقد روند مقدس‌سازی‌های بی‌پایه در جامعه ناکام مانده است؟ این سوال اصلی است که در این گزارش به آن پاسخ خواهیم داد. ایده اصلی فیلم، یعنی این که فردی سودجو و بی‌اعتقاد به ارزش‌های دینی، در مسیر اتفاقات مجبور به ایفای نقش معنوی می‌شود و نهایتاً با یک تحول درونی روبرو می‌گردد، در ذات خود ایده جذابی است.

از همان قصه‌های اصیل که در طول تاریخ سینما بارها به آن پرداخته شده است، از «رضا مارمولک» خودمان تا «آیرن‌من» آنها؛ نائیجی قصد داشته «حاج عبدالله» را در ژانر طنز خلق کند، اما در نهایت یک نسخه ضعیف از فریبرز باغ‌بیشه تحویل داده است. فیلم داستان ابی و ولی (پژمان جمشیدی و بیژن بنفشه‌خواه) را روایت می‌کند؛ دو آنتیک‌فروش که پس از رکود کسب‌وکارشان در اوایل انقلاب، تصمیم می‌گیرند با فریب مردم، مکانی مقدس را به یک امامزاده قلابی تبدیل کنند و از این راه درآمد کسب نمایند. در نگاه اول، به نظر می‌رسد «آنتیک» قصد دارد خرافه‌پرستی و سوءاستفاده از اعتقادات مذهبی مردم را نقد کند. اما مسئله اینجاست که فیلم نتوانسته مرز میان نقد خرافات و تمسخر اعتقادات مذهبی را رعایت کند. در این گزارش، ضمن بررسی دقیق داستان و شخصیت‌های فیلم، به تحلیل نقاط قوت و ضعف «آنتیک»، ابعاد جنجالی آن و پیام اصلی‌ای که فیلمساز قصد انتقال آن را داشته است می‌پردازیم.

خلاصه داستان و ایده اصلی فیلم

«آنتیک» روایتگر دو دزد خرده‌پا به نام ابی (پژمان جمشیدی) و ولی (بیژن بنفشه‌خواه) است که در روزهای اول انقلاب، به دلیل رکود کسب‌وکار آنتیک‌فروشی‌شان، تصمیم می‌گیرند با ساختن یک امامزاده قلابی، از باورهای مذهبی مردم سوءاستفاده کرده و پول به جیب بزنند. فیلم در ابتدا ماجرای زندان، عشق از دست رفته، گنج‌یابی، فرار از دست پلیس و سپس ساختن امامزاده را روایت می‌کند. ایده اصلی فیلم، یعنی نقد روند مقدس‌سازی‌های بی‌پایه در جامعه، ایده جذابی است. فیلم نشان می‌دهد که چگونه یک سوءتفاهم ساده، یک بازی زبانی یا یک ادعای بدون پشتوانه، می‌تواند چیزی را برای مردم به عنوان «امر مقدس» جا بیندازد. این نقد نه متوجه دین و معنویت، بلکه متوجه روندی است که در طول تاریخ بارها تکرار شده است. اما مشکل اصلی اینجاست که فیلم انسجام روایی ندارد. داستان به شدت تکه‌تکه است و مدام از یک خط داستانی به خط دیگر می‌پرد. همه عناصر بدون پیوند منسجم کنار هم چیده شده‌اند و مخاطب احساس می‌کند در حال تماشای چند اپیزود بی‌ربط است. فیلمنامه به جای پرداخت دقیق شخصیت‌ها و روابطشان، بیشتر به موقعیت‌های طنز و شوخی‌های سطحی متکی است.

شوخی‌های نامناسب و کمدی سطحی؛ نقطه ضعف اصلی فیلم

کمدی فیلم سطحی و بر اساس شوخی‌های تکراری و حتی زننده است. شوخی‌های مربوط به ختنه‌سوران، جنازه، و مواجهه با امامزاده، نه تنها جذابیت خاصی ندارند، بلکه ناخوشایند و آزاردهنده به نظر می‌رسند. این نوع طنز، نه از هوشمندی بهره می‌برد و نه از پرداخت درست، و به همین دلیل، به جای خنداندن مخاطب، به شعور او توهین می‌کند. یکی از پرتکرارترین انتقادات به «آنتیک»، حجم زیاد شوخی‌های جنسی در فیلم است. این سبک شوخی‌ها در کمدی‌های عامه‌پسند سینمای ایران وجود داشته، اما «آنتیک» به جای استفاده از کنایه‌های ظریف یا موقعیت‌های هوشمندانه، مستقیم‌ترین و زننده‌ترین شکل این شوخی‌ها را ارائه می‌دهد. این مسئله باعث عادی‌سازی ابتذال می‌شود و برای کودکان و نوجوانان که از مشتری‌های پروپاقرص آثار کمدی هستند، این باور را ایجاد می‌کند که شوخی خط قرمزی ندارد. همان ده دقیقه اول فیلم، وقتی پژمان جمشیدی جلوی آینه بی‌خود و بی‌جهت با آهنگ عباس قادری شروع به رقصیدن کرد، بسیاری از مخاطبان از خجالت نمی‌توانستند به پرده نگاه کنند. این نوع کمدی، نه از ذکاوت سینمایی برخوردار است و نه به ارتقای سلیقه مخاطب کمک می‌کند.

فیلمنامه و ساختار روایی؛ گسست‌های منطقی و عدم انسجام

یکی از اساسی‌ترین ضعف‌های «آنتیک»، عدم انسجام فیلمنامه و ساختار روایی پراکنده آن است. روایت فیلم فاقد خط سیر مشخص است و سکانس‌ها بدون ارتباط منطقی به هم متصل شده‌اند. در سینمای کمدی، ریتم و ساختار داستانی منسجم از اهمیت ویژه‌ای برخوردارند، اما «آنتیک» در این زمینه ضعف محسوسی دارد. داستان فیلم چند بار تغییر می‌کند. ما نمی‌دانیم که شخصیت‌ها دقیقاً چه مدتی در این روستا مانده‌اند، نقش آنها برای مردم چیست، مردم روستا چه کسانی هستند و چه نسبتی با متوفی دارند و چگونه این فضای باور شکل می‌گیرد. فیلمنامه به جای آنکه درگیر پرداخت دقیق شخصیت‌ها و روابطشان باشد، بیشتر به موقعیت‌های طنز و شوخی‌های سطح‌پایین متکی است. برای درک بهتر نقاط ضعف «آنتیک»، می‌توان آن را با آثار موفق کمدی ایرانی مانند «مارمولک» و «اجاره‌نشین‌ها» مقایسه کرد. این آثار علاوه بر بهره‌گیری از طنز، دارای داستان منسجم، شخصیت‌پردازی قوی، قصه‌ای بکر و نو و پیام اجتماعی عمیق بودند. در مقابل، «آنتیک» نه تنها در ایجاد خنده موفق نیست، بلکه حتی پیام اجتماعی خود را نیز به شکلی ضعیف و سطحی ارائه می‌دهد.

توهین به مقدسات یا نقد مقدس‌سازی؟ بررسی پیام فیلم

این سوال اصلی است که باید به آن پاسخ داد. بسیاری «آنتیک» را به توهین به مقدسات متهم کرده‌اند. اما دریافت برخی منتقدان (از جمله نویسنده این گزارش) از فیلم چنین نیست. «آنتیک» در پی توهین به مقدسات نیست، بلکه روی روند مقدس‌سازی تمرکز دارد. نشان می‌دهد که چگونه یک سوءتفاهم ساده، یک بازی زبانی یا یک ادعای بدون پشتوانه، می‌تواند چیزی را برای مردم به عنوان «امر مقدس» جا بیندازد. در طول فیلم، مردم روستا فریب می‌خورند و شخصیت‌های اصلی به شکلی مضحک آن‌ها را بازیچه قرار می‌دهند. صحنه‌هایی که قرار بود انتقاد از خرافات باشد، بیشتر به تمسخر باورهای دینی شباهت دارد. فیلم‌ساز می‌توانست نشان دهد که سوءاستفاده از باورهای مردم وجود دارد، اما به جای آن، کلیت اعتقادات مذهبی را زیر سؤال برده است. نکته جالب توجه این است که فیلمساز این اثر، خود فردی از خاستگاه حوزوی است و طبیعتاً به حساسیت‌های مذهبی آگاه است. پیام فیلم لزوماً در تقابل با دین نیست، بلکه در برابر روند‌های اجتماعی‌ای قرار می‌گیرد که تقدس را بی‌محابا و بدون تأمل می‌سازند. این که این پیام به شکلی ضعیف، سطحی یا با شوخی‌های نامناسب بیان شده باشد، ایرادی قابل توجه است، اما باعث نمی‌شود اصل پیام فیلم را نادیده بگیریم.

ضعف فنی و کارگردانی؛ از فیلمبرداری تا بازیگری

از نظر فنی، فیلم نیز نتوانسته استانداردهای سینمایی را رعایت کند. فیلمبرداری، تدوین و صداگذاری به طرزی ساده و نسبتاً بی‌روح انجام شده‌اند و این مسئله باعث کاهش جذابیت بصری اثر شده است. بسیاری از صحنه‌ها فاقد میزانسن حرفه‌ای هستند و هیچ تلاش قابل توجهی برای خلق فضاسازی‌های تأثیرگذار دیده نمی‌شود. گریم‌های فیلم ضعیف است. طراحی چهره و لباس‌ها در برخی موارد مصنوعی به نظر می‌رسد و باعث شده فضای فیلم واقعی به نظر نرسد. برخی از صحنه‌ها (مانند امامزاده و روستا) پتانسیل بالایی برای فضاسازی داشتند، اما به خوبی از آنها استفاده نشده است. در بخش بازیگری، پژمان جمشیدی که پیشتر در آثار موفقی همچون «زیرخاکی» مورد توجه قرار گرفته بود، در این فیلم در نقشی تکراری ظاهر شده است. این یک ضعف اساسی محسوب می‌شود، زیرا بازیگران حرفه‌ای باید بتوانند در پروژه‌های مختلف جنبه‌های تازه‌ای از توانایی‌های خود را به نمایش بگذارند. وقتی یک بازیگر برای چندمین بار در قالب شخصیتی مشابه بازی کند، جذابیت خود را برای مخاطب از دست می‌دهد.

https://www.asianewsiran.com/u/iKq
اخبار مرتبط
فیلم سینمایی «قمارباز» به کارگردانی محسن بهاری و با بازی کوروش تهامی، آرمین رحیمیان و شبنم قربانی، در اکران نوروزی ۱۴۰۵ روی پرده رفته است. این فیلم که نخستین تجربه بلند بهاری محسوب می‌شود، روایتگر ماجرای یک حمله سایبری به یکی از بانک‌های کشور در شب‌های جنگ دوازده‌روزه است. فیلم با محدود کردن موقعیت به یک لوکیشن اصلی (آپارتمان شخصیت اصلی) و تقابل روانی یک مأمور امنیتی و یک مظنون، تلاش می‌کند فضایی پرتنش و معمایی خلق کند. با این حال، ریتم کند فیلم و عدم بهره‌گیری کافی از عناصر بصری هیجان‌انگیز، از تأثیر نهایی آن کاسته است. «قمارباز» با وجود نقاط قوتی مانند فیلمنامه منسجم و بازی‌های قابل قبول، به دلیل اتکای بیش از حد به دیالوگ و افت ریتم نتوانسته به یک نمونه کامل در ژانر تریلر امنیتی تبدیل شود
فیلم سینمایی «اردوبهشت» به کارگردانی محمد داودی، در چهل و چهارمین جشنواره فیلم فجر رونمایی شد. این فیلم بر اساس حادثه واقعی غرق شدن هفت دانش‌آموز در پارک شهر تهران ساخته شده است. در «اردوبهشت» بازیگرانی چون حامد بهداد، شهرام حقیقت‌دوست و تورج الوندی ایفای نقش کرده‌اند. داستان فیلم حول محور پدری می‌گردد که پس از از دست دادن دخترش، به دنبال عدالت است. این فیلم نخستین تجربه کارگردانی محمد داودی است که پیش از این نویسنده فیلم‌نامه‌های موفق بسیاری بوده است. با این حال، نقدها نشان می‌دهد که فیلم در بخش‌هایی با ضعف دراماتیک و عدم باورپذیری مواجه است.
فیلم سینمایی «آن‌دو» به کارگردانی مرتضی رحیمی، در چهل و چهارمین جشنواره فیلم فجر روی پرده رفت. این فیلم، روایتگر زندگی شهید ۱۲ ساله، ظفر خالدی، از شهدای ایل بختیاری است. با وجود سوژه قدرتمند و حضور بازیگرانی مانند فریبا کوثری، این فیلم نتوانسته ارتباط عاطفی لازم را با مخاطب برقرار کند. ضعف دراماتیک و شخصیت‌پردازی سطحی، از جمله نقاط ضعف اصلی اثر عنوان شده است. استفاده از لهجه اصیل لری و بازیگران بومی، از معدود نقاط قوت فیلم است که نتوانسته بر کلیت ضعیف اثر سرپوش بگذارد.
فیلم سینمایی «خواب» به کارگردانی مانی مقدم و با بازی رضا عطاران و مریلا زارعی، در چهل و چهارمین جشنواره فیلم فجر با انتقادات گسترده‌ای مواجه شد. این فیلم که در ژانر کمدی-اجتماعی و با ادعای پرداختن به مفاهیم فلسفی ساخته شده، از نظر منتقدان در تحقق اهداف خود ناکام مانده است. مهم‌ترین انتقادات وارده به این فیلم شامل ضعف فیلمنامه و کارگردانی، ریتم کند، عدم تفکیک مناسب جهان خواب و واقعیت، و رویکردی طعنه‌آمیز و سطحی به مولفه‌های مذهبی است. عملکرد بازیگران نیز به دلیل ضعف متن، نتوانسته درخشان باشد. این فیلم که نخستین تجربه کارگردانی مانی مقدم محسوب می‌شود، با وجود ترکیب قدرتمند بازیگری، به عنوان یک فرصت از دست رفته در جشنواره ارزیابی شده و نتوانسته رضایت منتقدان و مخاطبان را جلب کند.
فیلم «آرام‌بخش» به کارگردانی سعید زمانیان و با بازی الناز شاکردوست، در جشنواره فیلم فجر با نقدهای منفی مواجه شده است. این فیلم که اولین تجربه کارگردانی بلند زمانیان محسوب می‌شود، نتوانسته انتظارات را برآورده کند. نقدها عمدتاً بر ریتم کند، فیلمنامه ضعیف، شخصیت‌پردازی ناقص و تناقض‌های روایی متمرکز است. فیلم با وجود تلاش برای ساختارشکنی، نتوانسته پیام خود را به طور مؤثر منتقل کند. ضعف‌های فنی از جمله گریم ناپایدار و دکوپاژ نامنسجم نیز از دیگر مواردی است که مورد انتقاد قرار گرفته و فیلم را به اثری ضعیف در جشنواره تبدیل کرده است.
فیلم «سقف» به کارگردانی ابراهیم امینی، نویسنده شناخته‌شده سینمای ایران، در چهل‌وچهارمین جشنواره فیلم فجر با نقدهای تندی مواجه شده است. این فیلم که روایتگر زندگی خانواده‌ای در گیرودار جنگ است، نتوانسته انتظارات مخاطبان و منتقدان را برآورده کند. نقدها عمدتاً بر شخصیت‌پردازی ضعیف، روایت آشفته و کارگردانی غیرحرفه‌ای متمرکز است. بازی‌های مصنوعی، اسلوموشن‌های کلیشه‌ای و دیالوگ‌های بی‌جان ازجمله مواردی است که مورد انتقاد قرار گرفته است. فیلم با وجود بازیگران مطرحی چون سام درخشانی و فریبا نادری نتوانسته از دام ضعف‌های اساسی فیلمنامه و کارگردانی رهایی یابد و به عنوان یکی از آثار ضعیف جشنواره شناخته می‌شود.
امیرحسین ثقفی، کارگردان فیلم «زندگی کوچک کوچک»، در نشست خبری این فیلم در پردیس سینمایی ملت، به تشریح فلسفه و ایده‌های پشت اثر خود پرداخت. او تأکید کرد که این فیلم با الهام از داستان کوتاه «بازی تمام شد» نوشته غلامحسین ساعدی ساخته شده و هدف آن نمایش بحران‌های فردی و اجتماعی، به ویژه پدیده خشونت، و جست‌وجوی راه‌های رهایی از آن است. ثقفی سینما را وسیله‌ای برای خلق جهانی نو دانست و از تأثیرپذیری خود از فیلمسازانی چون آندری تارکوفسکی، عباس کیارستمی و کیانوش عیاری سخن گفت. این فیلم با بازی نابازیگرانی مانند محمود نظرعلیان و یاشار جناق‌چی، داستان رابطه یک پدر و پسر را در بستر چالش‌های عمیق فردی روایت می‌کند و پرسش‌هایی اساسی درباره تنهایی و آرزوهای انسانی مطرح می‌سازد.
«قایق‌سواری در تهران»، جدیدترین ساخته رسول صدرعاملی، در چهل و چهارمین جشنواره فیلم فجر روی پرده رفت. این فیلم با نویسندگی و بازی پیمان قاسم‌خانی و همراهی سحر دولتشاهی، داستان مرد میانسالی را روایت می‌کند که پس از ۲۵ سال برای ازدواج به ایران بازمی‌گردد و درگیر خاطرات گذشته و مسئولیت‌های ناخواسته حال می‌شود. صدرعاملی در این اثر نیز همچون فیلم‌های پیشین خود، بر مفهوم خانواده و روابط انسانی تمرکز کرده، اما این بار با چاشنی طنز و در قالب یک کمدی اجتماعی-عاشقانه. فیلم اگرچه با استقبال خوب مخاطبان روبه‌رو شده، اما از نظر منتقدان در مقایسه با آثار قبلی کارگردان و نویسنده، ضعف‌های محسوسی دارد.
فیلم سینمایی «پل» به کارگردانی محمد عسگری امروز در بخش مسابقه چهل‌وچهارمین جشنواره فیلم فجر اکران می‌شود. این فیلم که سومین اثر عسگری در ژانر دفاع مقدس است، داستان نوجوانی را روایت می‌کند که برای یافتن برادر رزمنده‌اش به جبهه می‌رود. در این سفر، او با یک نوزاد بی‌سرپرست در میان هور مواجه می‌شود و مأموریتش برای نجات کودک و پیدا کردن برادرش آغاز می‌گردد. روح‌الله زمانی، سروش صحت و سعید آقاخانی از بازیگران اصلی این فیلم هستند. «پل» با نگاهی انسانی و به دور از کلیشه‌های رایج جنگی، به زندگی رزمندگان در خط مقدم و روابط آنان می‌پردازد.
فیلم سینمایی «کافه سلطان» به کارگردانی مصطفی رزاق‌کریمی و تهیه‌کنندگی مرتضی رزاق‌کریمی، داستانی خانوادگی و عاشقانه را در پس‌زمینه جنگ ۱۲ روزه روایت می‌کند. این فیلم مستقیماً به جنگ نمی‌پردازد، بلکه از آن به عنوان محرکی برای تغییر مناسبات شخصیت‌ها استفاده می‌کند. داستان در یک کافه بین‌راهی به نام «کافه سلطان» اتفاق می‌افتد که با آغاز جنگ، مسافران و یک خانواده در آن گیر می‌افتند. محمدرضا شریفی‌نیا و آزیتا حاجیان در نقش زوج اصلی این درام ایفای نقش کرده‌اند. تهیه‌کننده فیلم تأکید کرد که تحقیقات میدانی گسترده‌ای برای بازسازی فضای واقعی کافه‌های بین‌راهی در دوران جنگ انجام شده و انتخاب بازیگران بر اساس انطباق با شخصیت‌های فیلمنامه بوده است.
آسیانیوز ایران هیچگونه مسولیتی در قبال نظرات کاربران ندارد.
نورا
۱۴۰۵/۰۲/۱۶
3
1
1

معمولی بود

پوریا زرشناس
۱۴۰۵/۰۲/۱۸
5
1
1

توی فیلم کمدی، دنبال شاهکار اسکار میگردی؟!


پریسا
۱۴۰۵/۰۲/۱۶
0
1
2

معمولی بود

پوریا زرشناس
۱۴۰۵/۰۲/۱۸
5
1
2

ببخشید ارباب! دیگه یه کمدی پر از شوخی جنسی، خروجی فلسفه هابرماس نمیده بیرون که!



تعداد کاراکتر باقیمانده: 1000
نظر خود را وارد کنید